میخوام تجربمو از سزارین بگم
من سزارین شکم اول هستم. رفتم اتاق عمل با اولین بی‌حسی بی حس نشدم اصلا برای دومین بار تزریق کردن بازم آنچنان کامل بیحس نشدم نمیدونم چرا قطعا چیزی مربوط به بدن خودم بود که مقاومت می‌کرد ولی دکترم گفت نمیشه دست نگه داشت منتظر موند باید همکاری کنی بخاطر بچت نه اینکه بگم کامل حس کردم ولی تا حدودی برش ها و درد ناشی از فشار دادن شکم برلی بیرون کشیدن بچه رو متوجه شدم گفت فقط بچه بیرون بیاد اکسیژن بهش برسه یه کاری میکنیم برات همکاری کن در حد چند ثانیه دردو تحمل کردم درش آوردن گفتن بچه رو بهش نشون بدین و بعدش رفتم تو یه خواب عمیق و بیهوشم کرده بودن الباقی که بخیه زدن و اینا بود رو نفهمیدم به هوش که اومدم هیچ اثری از بی حسی تو بدنم نبود و درد داشتم و شکمو فشار دادن درد داشتم در صورتی که بقیه بی حس هستن و درد ندارن ولی منکه بی حسی اوری روم نداشته بود. که پمپ درد گرفتم و یدونه شیاف عالیییی بود بعدش برخلاف بقیه اصلا درد نداشتم و درد در حد خیلی کم بود. در کل راضی ام ولی سوالم اینه من با دو بار آمپول بی حسی به کمر چرا بی حس نشدم🤔

۱۴ پاسخ

بخاطر مقاومت بدن میشه گاهی
یا قبلا مسکن زیاد مصرف میکردی

چیزی نخورده بودی؟؟چون معمولا وقتی ناشتا نباشی بی حس نمیشی..و بعضی بدن ها مقاومه گلم در برابر بی حسیها..خیلیا اینجورین نگران نباش

منم خوب بیحس نشدم وقتی بردش دادنن درد داشتم وقتی شکمم میکشیدن و بچه رو اوردنم درد داشتم

منم بیحسی بهم جواب نداد ☹️ وقتی برش زد شکممو جیغ زدم درجا بیهوشم کردن

تو استرست غلبه کرده عزیزم

من ک سری پیش سز بی حس شدم مشکلی نداشتم؛میشه اینسری بی حسی بزنن بی حس نشم!؟؟؟

منم تازه 2 روزه سزارین شدم ولی بر عکس این خانوم در حد 2 ثانیه بیمارستان حس کامل شدم و بعدش شیاف استفاده کردم و درد داشتم مخصوصا اولین بار داری از تخت پایین می آی ولی بعدش خوب بود الانم درد دارم اما خیلی کم

منم مثل شما بودم قشنگ حس میکردم همه چیزرو

😭😭😭خوشبحالتتتت

یه نگرانی دیگه بهم اضافه شد خدایا😭😅😅

اره پیش میاد...من واسه بی حسی دندون اینجوری ام. هرچی امپول میزنن بی حس نمیشم. اخرم توو یه حالتی بین بی حسی و با حسی دکتر کار دندونمو انجام میده🫠😁

منم شنبه سزارینم به امید خدا

نمیدونم من ک حین تزریق بی حس شدم

یا خدااا ی فوبیا به فوبیاهام اضافه شد😂

سوال های مرتبط

مامان کنجد مامان کنجد ۹ ماهگی
# تجربه زایمان سزارین
من خیلی خیلی ترس داشتم
ولی خب به دکترم اعتماد کردم
توی سزارین دکتر خیییلی مهمه
درد هایی که طبیعی قراره بکشید و خورد خورد پاس میکنید و این برای من بهتر بود
با پمپ درد و شیاف درد ها قابل کنترله اصلا نگران نباشید
سوند و برای من بعد بیحسی وصل کردن ( دکترم اجازه نمیداد وقتی بی حس نیستی سوند وصل کنن بهت )
فشار شکمی تو بی حسی ها بود
تنها چیزی که هنوووز دردش یادمه اولین راه رفتنه
خیلی دردناک بود ولی برای نیم ساعت کلا کم کم بهتر میشید
من ۲۴ ساعت بعد عمل مرخص شدم
۴ ساعت بعد عمل گفتن پاشم راه برم که خیلی زود بود
۴ ساعت ناشتا نگهم داشتن که اینش خوب بود من گشنم بود🤣
اتاق عمل :
هیچ دردی حس نمیکنید سوزن بی حسی اندازه امپول ساده درد داره
من داروی بی حسی تو اتاق عمل خیلی برام عوارض داشت حالم بد شده بود ولی تکنسین بیهوشی مدام بهم دارو میزد باهام حرف میزد و خیلی خوب بود اوکی میشدم
وقتی بچه رو از شکم میکشن بیرون احساس فشار میکنید که اصلا درد نداره ولی به شددددت دل تنگی داره انگار همه ی بدن غصه ی نبود بچه رو میگیره
بچه رو میذارن رو سینه خیییلی حس قشنگیه
مامان آرن👶 مامان آرن👶 ۴ ماهگی
ادامه
کم کم رفتیم تو اتاق عمل و دکتر بی هوشی اومد و به کمرم امپول بی حسی زد گفت شل کن وگرنه خیلی دردت میاد و من واقعا شل کردم و درد زیادی نداشت این بی حسی ،یواش یولش پاهام گرم شد و بی حس و بعدش کلا کمر به پایین بی حس شد پرده رو زدن و ماسک اکسیژن گذاشتن برام و عملم شروع شد هیچ حسی نکردم فقط موقعی که پسرم از شکمم کشیدن بیرون یه حس خالی شدن شکم و برداشتن چیزی از داخل شکمم متوجه شدم همون حین صداپسرم اومد ک خیلی خوشحال شدم😍 پسرم تمیز بود و یکم بعدش اورن بغل صورتم خیلی حس خوبی بود😍عالی ترین قسمت مادر شدن
تو همون لحظه اکسژن بدنم کم شد به پرستار بالا سرم گفتم نفس کم دارم و نمیدونم چیکار کرد و بهتر شد اکسیژنم ،بخیه هامو زدن و دکتر شکمم فشار دادن و میخواستنم بیارن بخش ریکاوری دوباره یه پرستار اومد شکمم و فشار داد تختمو جا به جا کردن تو ریکاوری و منتظر موندم به بچه لباس پوشوندن و اوردن گذاشتن رو سینم و تماس پوستی قشگنگی گرفت و خیلی اروم شد نفهمیدم چقد زمان برد که اتاق اماده بشه و از ریگاوری بیام بیرون ،اما برا من حتی اگه۱۰دقیقه ام بود از نظرم ساعت ها بود انگار😥😥
بی حسی تو پاهام بود انگار به هر کف پام چندین تن وصله انقد که بد بود ،در این حد که پتو روی پام رو خیلی سنگین سر حسش میکردم
درد بی حسی زده بود به کتف راستم و خیلی درد بدی داشت به پرستار گفتم و گفت چیزی نیست بری تو بخش بعد سرم بهتر میشی،من تو پذیرش درخواست اتاق خصوصی دادم و گفتن نمیشه همون حین بعد عمل همسرم باید رخواست بده اگه بود بهم میدن که اونم نبود و اتاق من دو تخته شد (قسمت بد ماجرا کوچولو بودن اتاق بیمارستان بود چون به من حس خفگی میداد)
مامان نیلا🐥 مامان نیلا🐥 ۱ ماهگی
خب پارت دو داستان سزارین
وارد اتاق عمل شدم نگم که چه استرسی داشتم و مثل بید میلرزیدم منو تحویل اتاق عمل دادن مستقیم رفتم رو تخت اتاق عمل نشستم آمپول بی حسی به کمرم زدن و اصلااااا هیچی حس نکردم واقعا خیلی خوب بود و اصلا درد نداره نگران نباشید
آروم کمکم کردن خوابیدم دستامو بستن پرده رو کشیدن و دکترم کارو شروع کرد همش حس میکردم دکترم داره با شکمم کشتی میگیره 😅 یعنی فشار رو حس میکنید ولی به هیچ وجه متوجه درد نمیشید
دخترم به دنیا اومد آوردن نشونم دادن و بردنش کاراشو انجام بدن
دکتر منم داشت بخیه میزد و من همینجوری داشتم میلرزیدم بهم آمپول زدن لرزشام رفت و عملم تموم شد بردنم ریکاوری تو ریکاوری یه بار ماما شکممو فشار داد یه بار دکتر که بی‌حس بودم متوجه نشدم بعد که حسم رفت ماما اومد گف باید ماساژ بدم منم سفت‌ دستشو گرفتم و نمیذاشتم چون خیلی ترسیده بودم اما آروم فشار داد و خیلی درد نداشت
موقع تحویل به بخش هم دوباره پرستاری که اومده بود منو تحویل بگیره فشار داد که اونم درد نداشت البته درد داشتااا ولی قابل تحمل بود
پارت بعدی رو هم سعی میکنم زود بذارم از لحظه ای که وارد بخش شدم
مامان ماهلین 😍👼 مامان ماهلین 😍👼 روزهای ابتدایی تولد
سلام مامانا منم ۱۴۰۴/۹/۱۶ زایمان سزارین شدم 👼
یکم بخوام از تجربه ام بگم از روز زایمان ساعت ۶ روز یکشنبه بستری شدم اول بردن اتاق اماده سازی برای عمل اونجا ان اس تی گرفتن سوند وصل کردن که یکم سخت بود اونجا یکی دوساعت تحت نظرشون بودم بعد بردنم اتاق عمل هر چی از پرسنل بیمارستان بگم واقعا کم‌گفتم بقدری مهربون و خوش اخلاق بودن باعث میشد اصلا استرس نگیرم دکترمم عالی بود من خودم بقدری استرس داشتم مدام فشارم بالا میرفت مرتب دکتر خودم و دکتر بیهوشی کنارم بودن امپول بی حسی اصلا درد نداشت هیچی ادم متوجه نمیشه فقط حس داغی کمر به پایین حس میکنی که اونم اصلا ترسناک نبود اونجوری که بعضی خانوما اینجا گفتن
ساعت ۱۱ ونیم بود که دخترم و گذاشتن تو بغلم از حس اون لحظه هر چی بگم‌کم گفتم چون واقعا قابل توصیف نیس حتی گفتنش خیلی حس قشنگی بود اونجا که بی حسی انجام شد من‌کاملا متوجه میشدم که دارن میبرن شکمو یا بچه رو میارن بیرون ولی واقعا ترسناک نبود چون اصلا حسی نداری فقط در حد کش اومدن شکم بود که وقتی ورزش میکنی داخل خود اتاق عمل از دکترم خواهش کردم که ماساژ شکمی رو انجام بده تا بی حسم که اوناهم چند بار انجام دادن بعد از اتاق عمل مستقیم بردن ریکاوری من ۳ ساعتو ریکاوری بودم به خاطر بالا بودن فشارم اونجا هم چند باری فشار شکمی برام انجام دادن درد داشت نمیگم درد نداشت ولی خب چون پمپ درد داشتم درد کنترل میشد حتما پمپ درد بگیرین چون وافعا حال ادمو خوب میکنه تا بیای بخش فقط اون پمپ درد جواب میده بعد که بیای بخش تازه بهت یه شیاف میزنن به نظر من هر چه قدر پولش باشه ارزش داره بعد که اومدم بخش تا ۸ ساعت اجازه ندادن نه رو بالش سرمو بزارم نه چیزی بخورم