۵ پاسخ

منو ک سزارین میکردن خدا ازشون نگذره نصفی از امپول بی حسی ریخت بعد ب دکترم گفتن خانم دکتر نصفش ریخت باهم دیگه گفتن اشکالی ندارع بخابونش ولی عین عمل مردمو زنده شدم هر برشی ک میزدن حس میکردن و جیغم ب اسمون رفت ضربان قلبم با فشارم بالا رفت دیگه بعدشو نفهمیدم وقتی بیدار شدم از درد مردم خیلی وحشتناک از اسم سزارین متنفرم هیچوقت یادم نمیره ولی زایمان اول فوق العاده عالی بود هیچ دردی نداشتم دومی رو مردمو زنده شدم 😭😭😭😭😭😭😭یادم میفته دیوانه میشم مثل یه کابوسه😭😭😭

اون ترسیده بود و مشکل قلبی داشت نگفته بود بهشون.روز بعدشما من عمل کردم icu بود خوب بود. کسایی که مشکل براشون پیش میاد دیگه کارشون با دکتر قلب و بیهوشیه .زنان نمیتونه کاری براشون انجام بده

وا چرا ؟سزارین که بی حسیه

الان چهار ماه غقط اون خانوم جلو چشممه نارحتم براش

😱😱😱😱😱😱😱

سوال های مرتبط

مامان مامان ریحانه مامان مامان ریحانه ۵ ماهگی
مامان مامان ریحانه مامان مامان ریحانه ۵ ماهگی
مامان ماهورا🐣 مامان ماهورا🐣 ۸ ماهگی
پارت ۵
ظهر دکتر گفت احتمالا بچت درشته که نمیزایی و تا ۴ یک ساعت دیگه تحمل کن دردات و شاید زاییدی نشد سزارین اورژانسی میبرمت منم از درد زدم تو دست مامانم دورش بگردم،دست دکتر گرفتم هی معاینم‌میکرد گفت دستم شکوندددددی شروع کردم داد زدن نمیتوووووونم دیگه واقعا داشتم میمردم و مرگو به چشم دیدم مامانم از اولش تواتاق پیشم بود گریه میکرد اتاق خصوصی بردنم اهنگ گذاشتن عود روشن کردن گفتم خاموش کنید همه چیز حتی یه جیغ نزدم من فقط گریه میکردم شوهرم و مادرشوهرم و دوستام پشت در گریه میکردن واقعا این چه دردای وحشتناکی بود فلج میشدم انقباض میزدددد تو وجودم از کمر فلج میشدم تا خود ظهر ساعت ۴ که دکتر اریمی دکتر عملم اومد معاینه کرد به من گفت بودن ۷ سانتی ولی گفت این که بزورر ۵ نیم ۶ سانته و سریع ببرینش اتاق عمل تا اورژانسی سریع بردنم گفتن این نمیتونه بزاد تا فردا هم ، بردنم اتاق عمل پایین تنه بی حس کردن درضمن بگم که یکی ماما میگفت چرا سر بچه کامل تولگن ولی سرمعدش هنوز پره باید خالی باشه یکی میگفت بچش ریزه یکی میگفت شاید درشته....