۱۴ پاسخ

محبت و عشق و بغل بوس رو به همدیگه زیادتر کنید‌
همه باهم نه فقط با همسر یا پسرت.
سه‌تایی همش بوس بوس بغل بازی کنید باباش تورو تو باباشو باباش بچه رو تو بچه رو. بعدم‌با ذوق بگیذ آخییییییی😍بغل اخییییی بوس😍
رو بچه من این روش جواب بود الان اینقد احساسی و بوس بغلی شده همه مون رو بوس می‌کنه بغل می‌کنه ماهم بغل کنیم خوشش میاد میاد کنارمون همگی بغل بدیم

دختر من فقط نگاهمون میکنه لبخند میزنه

ای جانمممن🥺🥹❤

تا سه سالگی طبیعبه، اضطراب از دست دادن توجه رو دادن، فک میکنن محبت یا مال منه یا مال بابا، دختر منم اینجوریه، تازه دختر من وقتی خواهرم ۲۰ سالشه مامانمو بغل میکنه میاد خواهرمو میزنه کنار و به مامانم میگه بغل.

دختر من میاد من یا شوهرمو میزنه باید اونم بوس کنیم تااروم بشه

عینننننن پسر من

والا پسر من برعکس
اگه همسرم منو بغل کن اونم میاد میگه منم بغل کنید بعد سر همسرم هول میده سمت من که بوسم کنه
بعدش هم سر من هول میده سمت پدرش که روبوسی کنیم
حتی اون دفعه تو مهمونی بودیم بغل باباش بود رفتم کلاه سرش کردم که خدا حافظی کنیم سه دست انداخت روسری منو گرفت کشید سمت صورت باباش🤣🤣🤣ابرو برامون نزاشت

دقیقا تاپیکمو بخون منم ب این مشکل برخوردم

دختر منم همینه
من اون لحظه بغلش میکنم
میگم بیاین سه تایی هم و بغل کنیم
الان دیگ خودش میاد میگ سه تایی
یعنی منم بغل کنین

مالکیت.

دختر من ذوق میکنه میخنده وقتی من باباش هم‌بغل میکنیم بوس میکنیم
یا بعضی وقتا شد باباش دستش میگیره میاره پیش من یعنی مامان بوس کن

ماهم تا همون بغل میکنیم میاد وسطمون جفتمونو میزنه که جدا بشین مثلا شوهرم امشب پایین مبل نشسته بود با شاهان داشت بازی میکرد من رفتم نشستم کنارشو دستمو انداختم دور گردن شوهرم دیدم چنان دستشو بلند کرده میزنه رو دستمو که بردار از دور گردن وقتی برداشنم کشیدم کنار با خیال راحت به بازیش با باباش ادامه داد پسر من عاشق باباشه با اینکه فقط شبی نیم ساعت باهم بازی میکنن بعدش دیکه تایم خابشه ولی بیصبرانه تا اسم باباش میاد بدو بدو چهار دستو پا خودشو جلو در ورودی میرسونه که فکر میکنه باباش داره مباد

من تا میرم بغل شوهرم دخترم میاد جدامون می‌کنه گریه گریه انقد گریه می‌کنه میخواد خودشو بکشه😐😐

پسر من اینطوری نیست نگامون میکنه میخنده😂

سوال های مرتبط

مامان پناه مامان پناه ۱ سالگی
چطوری تو خونه قد بچه هاتونو میگیرید پناه حاضر نیست یک ثانیه دراز بکشه یعنی ارزو ب دلم موند یکبار دراز بکشه من قدشو بگیرم انگار میخوام بکشمش حاضر نیست چند ثانیه صبر کنه یا سرشو میچرخونه یا پاشو نمیذاره صاف کنم مگ میشه ی بچه انقدر تو مغز باش کلا کاراش رو مغزه یا میره رو مبل می ایسته همون لبه مبل یا از اینطرف مبل میره اونطرف اون سری رو هوا گرفتمش دیروز دراز کشیده بود یهو ول کرد خودشو افتاد از رو مبل زدم گرفتمش صورتش ب زمبن نخورد تنش خورد میره رو مبل میرم کنارش میره رو اونیکی مبل یا سرش تو لباسشویی یا زیر گازه داره با اون چرخونه چیه اسمش یادم رفت شعله گاز کم‌و‌زیاد میکنه یا داره درپوش کف اشپزخونه برمیداره میذاره دهنش اون سریع دید قالیچه کنار زدم تو اشپزخونه اصلی درپوش معلوم شد گیر داد قالیچه میزد کنار درپوش در میورد جدیدا کلید رو کشوها وسایل میریزه اون سری شناسنامه پدرش داشت میجویید من نمیدونم باید چیکار کنم باهاش تایمای دیگ ام یا دنبالم گریه میکنه یا بغلم میاد
بچه های شما تو مغزن انقدر؟؟