۱۴ پاسخ

عزیزم برو خونه خودت
ی جوری همه چی رو با نظم انجام میدی
نوبتی میخوابونی تو تایم بازی اشپزی میکنی
تو تایم خواب استراحت
بلاخره که بایذ مستقل بشی

من از سه ماهگی به بعد گفتم کمکی هام برن الان خودم نگهشون میدارم درسته خستع میشم ولی اخرش که چی تا اخر عمر که نمیشه کسی بیاد زندکی از دستت در میره برو خودت عادت میکنی کمکم میخوای بگیری هفته ای یه روز

من از اولش تنها بودم تو خونه خودم خواهرام مامانم بعضی موقا بهم سر میزدن خودم کارامو میکردم تو هم میتونی اینقد سخت نگیر

بلخره ک باید بری خونه خودت
یچیزی بگم خیالتو راحت کنم
هرچی بزرگتر میشن ی چیزاییشون اسونتر میشه ولی در عوض دو برابر مسولیت تو بیشتر میشه
بزرگتر میشن سختر میشن کاراشون بزرگتر میشه و‌‌‌.....
از همین الان برو خونه خودت نگران‌نباش کم کم یاد‌میگیری میاد قلقش دستت

عزیزم میتونی
تا زمانی که داخل موقعیت نباشی کمکی داشته باشی وابستگی ت بیشتر میشه
من تا نه ماهگی کمکی داشتم بعدش تنها شدم اولش وحشتناک بود
هر کی می اومد خونمون وقتی می‌رفت گریه ام می‌گرفت رفته رفته دیدم چقد همه چیز بهتره استقلال داشتن
تربیت بچها
رابطه با همسرم
کم کم قلق همه چی دستت میاد نترس و برو خونه خودت
دو هفته اول سخته بعدش بهتر میشه
دو قلو داشتن هیچوقت راحت نمیشه هر سنی سختی خودش رو داره پس برو سر زندگیت هر وقت خسته شدی از بقیه کمک بگیر

عزیزم منم بعداز چهل روزگی رفتم خونه خودم خیلی استرس داشتم چطوری حمومش کنم چطوری به کارا برسم و هزارتا چطوری دیگه همیشه خواهرم میگفت نترس بعداز یک هفته خودت به راحتی میتونی میدونی چیکار باید بکنی و همین طورم شد فقط هفته ای یک روز میرفتم خونه مامانم همین نترس یا علی بگو تنبلی رو بزار کنار و با برنامه ریزی برو جلو و یادت نره بچه هات به یه مادر شاد و با حوصله نیاز دارن در ضمن خونه خودت راحتتر میشی

چرا عزیزم؟؟؟ چرا انقد سختش کردی؟؟؟
چندروز تنها توخونه خودت باشی قلق بچه ها میاد دستت خیلی راحت همه کاری رو همدل میکنی
نمیگم راحته ولی دیگ ادم پست کلفت میشه...نمونش خودم
از ۱۰ روزگی بچه ها بخدا کمکی نداشتم دیگ تو بزرگ کردنشون ولی عادت کردم دیگ

من ک ازهمون اول تنها بودم فق ۲۰روز اول بودن بعددیگ خودم
خونه خودت باشی خیلی بهتره

عزیزم خونه خودت راحت‌تری
اینجوری همه تو تربیت بچه هات دخالت می کنن می دونم سخته ولی منم خونه خودم راحتم با اینکه به خیلی از کارام نمی رسم نتونستم برم حموم یا نتونستم غذا درست کنم خونه تمیز کنم ولی بازم هیجا خونه خود آدم نمیشه یه هفته بری قلقشون دستت میاد حالا تو هفته یه روز هم خونه مامانم یه روزم مادرشوهر

بچه های من یکسالو سه ماه شدن رفتم خونه خودم از شیر گرفتم ک راحت شدم، همش یا خونه مامانم بودم یا مادرشوهرم، یه تایم بین 4 ماهگی تا 6 ماهگی رفتم خونه خودم ولی خیلی سخت بود برام چون همش مریض میشدن بدنشون ضعیف بود دست تنها شب بیداریش اذیتم میکرد

وای نگووو 😩
من امید داشتم بهتر بشه چند ماهه دیگه

من فقط شوهرم کمکم بود

من ازین حاملگی خسته شدم واقعاااا کلافه ام دیگ😖😖😣😣

شما با کمردرد و پادرد چیکا میکنین؟

سوال های مرتبط