۲۳ پاسخ

خوشگلی و مهربونی از چهرت میباره بانوو خدا قوت رو باید بتو گفت😘

منم شی ب شیرن پسرام🥹خیلی سخته

خداقوووووت
منم شیر به شیر دارم سخته

خدا قوت ب ھمہ مامانا و ھمچنین شما❤

احسنتتتت بهت مامان خوشگل و پر انرژی😍
دعا کن ان‌شاءالله خدا به منم توان بدن بارداری دومم هست و بچه هام پشت هم هستن با فاصله یه سال و نیم ...

خب ارایش کردی رسیدی به خودت الان

واینکه بچه سوم منم ناخواسته بود واره دقیقا خیلی برکت اورده باخودش خداروشکر
مال منم یکی یه ساله اون یکی ۳/۵شده
نوزادیش خیلییییی گریه میکرد حمله عصبی بهم دست میداد از بس اذیت میکردند

نگو طفلی گرسنه بوده من شیر نداشتم ولی نمیدونستم که ندارم

بعدم شیر خشک دادم سینه پس زد من سعی میکردم بازم سینه بگیره شیر خشک نمیدادم بازم گریه

و تا ۹ ماهگی شیرمو میدوشیدم میدادم بهش
الان بزرگتر شده راحت شدم خداروشکر
انشالله همیشه برکتش باشه باهاش

عزیزممممم🥺😍خدا قوت واقعا
الهی خدا برات حفظشون کنه و بهت توان چند برابر بده
مرسی که به هممون انرژی دادی

چقد نیاز داشتم بهش

اوليم ٣سالونيم. دومي يك سال ويه ماه
سومي كي بيارم؟؟دلم دختر ميخواد
٢سالش بشه اقدام كنم بازم سخته؟؟يا بزارم بيشتر

ماشاالله بهت مامان قوی

عزیزم این پیامتو دیدم روحیه گرفتم منم الان بچه هام شیر به شیر هستن بزرگه یک سال سه ماهشه عکس منم مثل عکس سمت راستیه شده 😂😂

خدا قوت گلم
مرسی از روحیه دهیت

افرین مامان قوی✌️

الهی بگردم....ولی عکس بعد زایمان انگار پسری تو دوران بلوغ😅😅😅🥰🥰🥰🥰🥰

خدا قوت عزیزم

خدا قوت عزیزم❤️

خداحفظشون کنه عزیزم

واقعا خیلی سخته این پروسه دمت گرم .تو از پسش براومدی مامان قوی

تااین لحظه خیلی سخت میگذره پارسال همین روز اعتصاب شیر کرد تاالان کمو بیش ادامه داره غذا خوردنش به سختی هست شب تا صبح بالا ده بار بیدارمیشه گریه میکنه

خداحفظشون کنه😍

خدا توان بده بها

خدا حفظشون کنه واست❤️✨

من‌با ی دونه بچه این حجم از گودی زیر چشمام هست اگ ۲ تا ۳تا بشن کلا کور میشم فک کنم 😅 در کل خدا قوت بده

سوال های مرتبط

مامان لیانا مامان لیانا ۱ سالگی
سلام خانما بچه م یه اخلاق عجیب داره نمی‌دونم سایر طبیعی باشه اگه کسی بچه ش اینجوریه بگه ..من بچه م از وقت نوزادی درک از محیط اطراف داشت یعنی از دو ماهگی سه ماهگی و ترس از جای غریب و محیط غریب و به شدت گریه میکرد یادمه اخرای دو بود بردمش مطب دکتر پامو میزاشتم داخل مطب غش میکرد از گریه پامو میزاشتم بیرون آروم آروم میشد عین یه عروسک کوکی که کوکش خاموش روشن میشد ..دکتر فکر میکرد بچه م دلش درد می‌کنه چون می‌گفت امکان نداره بچه دو ماهه درک از محیط اطراف داشته باشه چون هنوز مادرشم تشخیص نمیده مثلا مادرش بغلش کنه یا یه غریبه نمی‌فهمه ولی دختر من به شدت میفهمید و به شدت بغل اینو اون گریه میکرد تو بغل خودم آروم میشد الان هنوز همون اخلاق داره پیش خانواده خودم به نسبت خوبه ولی وای پیش خانواده شوهرم انگار میخان بکشنش دیروز فقط رفتم خونه مادر شوهرم سر بزنم در حد هق هق بچه م گریه میکرد. حتی نگاه مادر شوهرم میکرد غش میکرد مادرشوهرم روستا زندگی می‌کنه دیر به دیر میرم ولی دلیل نمیشه این بچه اینجوری گریه کنه نمی‌دونم چیکار کنم دیروز کلی خجالت کشیدم پدرشوهر مادرشوهرم خیلی دوسش دارن ولی حسرت مونده به دلشون حتی بوسش کنن چسپیده بود به من و در حد هق هق گریه میکرد حتی پیش شوهرمم نمی‌رفت با هیچی هم آروم نمیشد ..از نوزادی درک از محیط و آدما داشت چیکار کنم باید ببرمش دکتر ؟؟؟