فردای مرخص شدنم‌بعد زایمان کوچولومو‌ بردم دکتر گفت زردی داره آزمایش نوشت زردی.۱۷ بود گفت مستقیم برو بستری کن خدایی نکرده به ۲۰ برسه خیلی خطرناکه رفتیم بستری شد نینی و اجازه ندادن همراهی جز خودم کنارش باشه منم مامان اولی بچه خیلی ریز هیچی بلد نبودم پوشک کردنش مصیبت باید بهش شیر خشک میدادم اونم با سرنگ خودم سزارینی استراحت اصلا نکرده بودم با بخیه خلاصه سه روز بیش از حد تصور برام سخت گذشت و باز خداروشکر زردی بچم اومد رو شش و مرخص کردن ولی دیگه شدم متخصص نگه داری از نوزاد😀😀 اومدم خونه و برا کمک که مامانم پیشم میموند گفتم دیگه نمونه و خودم بلدم فقط صبا یکی دو ساعت میومد و سر میزد
وزن نی نی ۲۰۰ هم کم شد تو ده روز اول اومد رو ۲۱۰۰ هم شیر خشک میدادم بهش هم شیر خودمو تو ماه اول وزنش رسید به ۳۶۰۰ و شکر خدا عالی بود دور سرشم‌ ۴ سانت افزایش داشت که اونم عالی بود خدارو شکر
میخوام بهتون بگم که اصلا نگران وزن کم و زیاد و اینا نباشین بیرون بهتر میشه به بچه رسید و بهتر رشد میکنه 😍😍
سختیهای مسیر خیلی زیادن به لطف و کمک خدا همه سختی ها شیرین میشه وقتی به نتیجه میرسن

۴ پاسخ

مرسی که تجربه و انرژی خوبت رو منتشر کردی چون واقعا عقب بودن رشد و صدک ها تمام دغدغه و دلهره یه ماه گذشته من بوده خدا نی نی رو برات حفظ کنه عزیزم

بیمارستان ازمایش میگیرن ؟ چقد زمان میبره جواب و بگن؟

الهی عزیزم انشالله همیشه سالم و خوش باشین سایت همیشه بالا سر نینی کوچولوی باشه گلم منم خیلی سختی کشیدم دوران بار داریم

بچه ی منم زردیش 11 هس خیلی نگرانم

سوال های مرتبط

مامان زینب‌گلی🌻🧡 مامان زینب‌گلی🌻🧡 ۶ ماهگی
یک تجربه از زردی نوزاد هم بگم شاید به درد مامانی خورد که نگرانه.🌸🩷
من دخترم از روز سوم تولد زردی گرفت یبار با ۱۱ مرخص شد بعدش مجدد با ۲۴ بستری شد و بعد ۲۴ ساعت تو دستگاه با ۹ آوردیم خونه باز بعد یکی دو روز شده بود ۱۸ واقعا کلافه‌ام کرده بود😭
خلاصه ۲ روزم تو خونه دستگاه گذاشتیم . من همزمان که شیر خودم میدادم شیرخشکم شروع کردم . چیزای طب سنتی رو هم انجام دادم.
مثلا اصلا تو غذا هام ادویه نمیزدیم همه چی با روغن زیتون تهیه میشد. هیچ چیز گرمی نمیخوردم ، عرق کاسنی و شیرخشت و ترنجبینم که طبق معمول خودم میخوردم . یکمم به دخترم میدادیم(این موضوع رو حتما باید به یقین شخصی برسید به نوزاد بدید و طبق نظرات من یا بقیه درباره طب سنتی پیروی نکنید). حتی حجامت پشت گوشم انجام دادیم🥲❤️‍🩹
دیگه اقا رسید به ۹ و ر هفته میرفتم تست زردی با دستگاه میگرفتم همش بین ۹ و ۱۰ بود.
منم بیخیال شدم اخه زردی چندتا دلیل داره یکیش ناسازگاری گروه خونیه یکیش هم زردی شیر مادره و نابالغی کبده. بچه من ناسازگار نبود بلکه چون نارس بود کبدش دیرتر بچه های معمولی داشت بالغ میشد . دیگه فقط یکار کردم اونم اینکه کمکی میدادم و تا ۲ ماه هر ۲ ساعت شیر میدادم سر ۲ ماه پوشت بچه ای که سیاه زرد بود شد سفید عین برف❄️💞
مامانای اولی زردی رو همه بچه ها دارن اصلا چیز ناشناخته‌ای نیست ، انقدر استرس الکی به خودت وارد نکن . از یک تایمی به بعدم اصلا خطرناک نیست همون روزای اول باید پیگیری بشه. 🌻
مامان نفس خانوم🧿🤍 مامان نفس خانوم🧿🤍 ۹ ماهگی
مامانای عزیز میشه بیاید من وقتی دخترم به دنیا اومد چون سه روز کلا شیر نداشتم بهش شیرخشک میدادم بعد ک شیرم اومد روزی دو تا شیشه شیرخشک میدادم ولی یکم ک‌بزرگتر شد شیرم خیلیییی کم‌شد که رفتم دکتر گفت باید بیشتر شیرخشک بدی گرسنشه دیگه منم شیرخشک بیشتر کردم چون اصلا شیر نداشتم دیگ قطره قطره دیگه تا یک ماهگی شیر خودمو خورد الان ۵۰ روزش ۲۵ روز اول رو بهش شیرخشک نان میدادم بهش می‌ساخت خوب بود ولی بعدش ۲۳ روز شروع کرد به زور زدن خیلییی زور میزد خیلی برای همون بردم دکتر گفت نمیسازه بهش و نفخ داره بهش آپتامیل بده که باز. دو روز آپتامیل دادم فقط بالا میاورد همشو اونم نساخت گفت ببلاک بده دیگه از پنج روز به یک ماهگی دارم بهش ببلاک میدم تا الان دخترم ۱۴م اردیبهشت به دنیا اومده ۱۷م خرداد ک بردمش ینی یک ماه و ۳ روز وزن تولدش ۲۴۲۰ بود ۱۷م ک بردمش ۳۷۰۰ بود یک کیلو و دویست اضافه کرده بود گفت خیلی خوبه ولی دیشب بردمش که ۱۴ روز تا دوماهگی فاصله داره چهارکیلو و صد بود یعنی همش چهارصد گرم اضافه کرده خیلی ناراحت شدم وزن گیریش نسبت به ماه پیش خیلی کمتر بوده بنظرتون شیرخشکش وزن دهی نداره؟اگه دوباره نان بدم بهش بده ؟میگم چون بزرگتر شده یکم جون گرفته شاید بهش بسازه و قطره های دل دردش رو مرتب بهش بدم شاید نان بهتر باشه آخه ماه پیش خیلی خوب وزن گرفته بود
مامان پارسا مامان پارسا ۷ ماهگی
دوستان کسی بوده بچه ش فقط یکبار در روز شیر خودش رو می‌خورده ولی سینش خشک نشده و بعد از یک مدتی بچه دوباره به شیر مادر برگشته باشه؟
بچه با شیر خودم وزن نرگفت بعد از یک ماهگی... و در کل از همون اول فقط ۵ دقیقه می‌خورد و نیم ساعت بعد دوباره ۵ دقیقه و ...
زردی گرفت به شیشه دادیم خیلی دوست داشت.. ترسیدم که سینه رو نگیره دیگه بهش ندادم ولی شیر خودمو با غر و گریه و له له فقط پنج دقیقه میخورد... بعد از ۴۰ روزگی دکتر خیلی عصبانی شد و گفت وزنش کمه باید خشک بدی گفتم همینجوریشم با شیر من حالش خوب نیست مطمئنم اگر شیشه بدم یگه شیر منو نمی‌خوره
گفت اصلاً نخوره اصلاً مهم نیست... و همینطورم شد چون وزنش پایینه ما همیشه به شیر خشک میدیم روند مشخصی هم نداره
شیر خودمم می‌دادم وسطاش ولی الان که حدوداً ۱۰ روز از اون روز می‌گذره دیگه حتی اون یک ذره رو هم نمی‌خواد بخوره
من خیلی دوست دارم که هم شیر خودمو بخورم شیر خشک....
من با شیر دادن حالم خیلی خوب میشه
ولی متاسفانه از وقتی که کم شیر می‌خوره حالم م متناسب با اون بد شده نمی‌دونم چیکار کنم
مامان جوجه طلایی🐣🩵 مامان جوجه طلایی🐣🩵 ۱۱ ماهگی
پارت ۳
من با خودم شیاف دیکلوفناک برده بودم ولی اصلا به کارم نیومد چون پمپ درد داشتم
من از بعد عمل شیر داشتم همون آغوز رو ولی بچه رو سیر نمیکرد و خودمم بلد نبودم درست شیر بدم بخاطر همین اون شب به بچه خیلی سخت گذشت و تا ساعت ۳ کلی گریه کرد و بیمارستان اصرار شدید داشتن که فقط شیر خودمو بخوره اخر عصبی شدم گفتم بهش شیر خشک دادن تا اروم بگیره و تخت خوابید تا صبح
منم راحت خوابیدم
توصیه م اینه که رو خودتون حتی اگه گرمتونه حتماااا پتو بندازین و گرم نگه دارید پا و کمرتونو .خیلی حساسه بعد عمل سرما بزنه دردتون چند برابر میشه
خلاصه فردا صبح دکتر خودم اومد و ویزیت کرد و ترخیص خودمو داد و بعد از شنوایی سنجی اومدن واسه بچه چکش کردن و بعد دکتر اطفال اومد نامه ترخیص داد و واکسن خوراکی بچه رو بهش دادن و ما مرخص شدیم و اومدیم خونه و واسه خونه به عنوان کمکی شیرخشک اپتانیل گرفتم و با خطره چکون میدادم به بچه ولی دفع ادرارش خیلی کم بود .
روز ۴ به دستور دکتر اطفال ما بردیمش بیمارستان برای غربالگری (چون تایم تولد پسرم یجور بود که بهداشت تعطیل بود مجبور شدم ببرم بیمارستان ولی خداروشکر میکنم بابت این قضیه چون) تو جواب آزمایش زردیش مشخص شد ۱۸ و همونجا تو بیمارستان دوشب بستری شد و اگه ما میبریم بهداشت خدا میدونه چقدر سردر گم می‌شدیم و چه بلایی سر بچم میومد ...