یک تجربه از زردی نوزاد هم بگم شاید به درد مامانی خورد که نگرانه.🌸🩷
من دخترم از روز سوم تولد زردی گرفت یبار با ۱۱ مرخص شد بعدش مجدد با ۲۴ بستری شد و بعد ۲۴ ساعت تو دستگاه با ۹ آوردیم خونه باز بعد یکی دو روز شده بود ۱۸ واقعا کلافه‌ام کرده بود😭
خلاصه ۲ روزم تو خونه دستگاه گذاشتیم . من همزمان که شیر خودم میدادم شیرخشکم شروع کردم . چیزای طب سنتی رو هم انجام دادم.
مثلا اصلا تو غذا هام ادویه نمیزدیم همه چی با روغن زیتون تهیه میشد. هیچ چیز گرمی نمیخوردم ، عرق کاسنی و شیرخشت و ترنجبینم که طبق معمول خودم میخوردم . یکمم به دخترم میدادیم(این موضوع رو حتما باید به یقین شخصی برسید به نوزاد بدید و طبق نظرات من یا بقیه درباره طب سنتی پیروی نکنید). حتی حجامت پشت گوشم انجام دادیم🥲❤️‍🩹
دیگه اقا رسید به ۹ و ر هفته میرفتم تست زردی با دستگاه میگرفتم همش بین ۹ و ۱۰ بود.
منم بیخیال شدم اخه زردی چندتا دلیل داره یکیش ناسازگاری گروه خونیه یکیش هم زردی شیر مادره و نابالغی کبده. بچه من ناسازگار نبود بلکه چون نارس بود کبدش دیرتر بچه های معمولی داشت بالغ میشد . دیگه فقط یکار کردم اونم اینکه کمکی میدادم و تا ۲ ماه هر ۲ ساعت شیر میدادم سر ۲ ماه پوشت بچه ای که سیاه زرد بود شد سفید عین برف❄️💞
مامانای اولی زردی رو همه بچه ها دارن اصلا چیز ناشناخته‌ای نیست ، انقدر استرس الکی به خودت وارد نکن . از یک تایمی به بعدم اصلا خطرناک نیست همون روزای اول باید پیگیری بشه. 🌻

تصویر
۱ پاسخ

من الان بچم یکم چشماش زرده زردی داره چیکارکنم ؟

سوال های مرتبط

مامان نی نی کوچولو مامان نی نی کوچولو ۲ ماهگی
فردای مرخص شدنم‌بعد زایمان کوچولومو‌ بردم دکتر گفت زردی داره آزمایش نوشت زردی.۱۷ بود گفت مستقیم برو بستری کن خدایی نکرده به ۲۰ برسه خیلی خطرناکه رفتیم بستری شد نینی و اجازه ندادن همراهی جز خودم کنارش باشه منم مامان اولی بچه خیلی ریز هیچی بلد نبودم پوشک کردنش مصیبت باید بهش شیر خشک میدادم اونم با سرنگ خودم سزارینی استراحت اصلا نکرده بودم با بخیه خلاصه سه روز بیش از حد تصور برام سخت گذشت و باز خداروشکر زردی بچم اومد رو شش و مرخص کردن ولی دیگه شدم متخصص نگه داری از نوزاد😀😀 اومدم خونه و برا کمک که مامانم پیشم میموند گفتم دیگه نمونه و خودم بلدم فقط صبا یکی دو ساعت میومد و سر میزد
وزن نی نی ۲۰۰ هم کم شد تو ده روز اول اومد رو ۲۱۰۰ هم شیر خشک میدادم بهش هم شیر خودمو تو ماه اول وزنش رسید به ۳۶۰۰ و شکر خدا عالی بود دور سرشم‌ ۴ سانت افزایش داشت که اونم عالی بود خدارو شکر
میخوام بهتون بگم که اصلا نگران وزن کم و زیاد و اینا نباشین بیرون بهتر میشه به بچه رسید و بهتر رشد میکنه 😍😍
سختیهای مسیر خیلی زیادن به لطف و کمک خدا همه سختی ها شیرین میشه وقتی به نتیجه میرسن
مامان بچه مامان بچه ۸ ماهگی
تجربه زردی پسرمو به اشتراک میذارم. شاید بدردتون بخوره. برای زردی اول ببینید زردیش کمه متوسطه یا زیاده. اگه فقط صورته ینی کمه. اگه صورت و سینه و شکمه متوسطه و اگه به دست و پا هم رسیده ینی زیاده. برای زردی متوسط و زیاد حتما و حتما با دکتر صحبت کنین. احتمال زیاد بستری میکنن. پسر من زردی زیاد داشت. ازمایش خون گرفتیم 23بود. گفتن به 25 اگه برسه باید خونش رو عوض کنیم. ولی خدا رو شکر با 2روز بستری زردیش رسید به 9 و مرخصش کردن. من چون شیر خودمو میدم، شیرخشت ترنجبین روزی دو سه بار میخوردم و اب انار و ابلیمو که خون خودم خنک و صاف بشه. کاچی و روغن زرد و 4زیره هم کلا گذاشتم کنار تا وقتی زردیش خوب شه. عرق کاسنی میخوردم. گل بنفشه توی اب سرد میریختم رنگ اب ابی که میشد صاف میکردم میخوردم. از شیرخشد ترنجبینی که درست میکردم، یک قاشق چایخوری هم به پسرم میدادم دو بار در روز. تقریبا دو هفته طول کشید تا زردیش کم شد. ولی تا سفید سفید بشه، 40روزه شده بود دیگه
شما از تجربه هاتون بگین. برای درمان زردی چه کارای دیگه ای میشه کرد؟
مامان آرشا مامان آرشا ۳ ماهگی
الان که زردی رو بطور کامل رد گردم لازم دونستم یچیزایی رو اینجا بگم
نینی من فاویسم داشت همون حساسیت به باقله
که زردی همون روز اول مشخص میشه
خداروشکر بالا نبود ولی ممکن بود بالاتر بره و یهویی عدد بره بالا و بستری بخواد
روز اول ۷/۵ بود روز سوم ۱۰شد،
بستری گفتن بشه ولی نذاشتم و دستگاه بردم خونه مدام شیر دادم بهش
ولی همچنان تا سه روز زردتر میشد بجای کمتر شدن.
بعد از سه روز بردمش پیش دکتر شیروانی گرگان .دکتر گفت وقتی دستگاه نور میزنین تا ۲۴ ساعت بعدش نباید تست زردی با ازین دستگاه کوچیکا باشه خطا داره
گفت بستری اصلا نمیخواد یه دونهکپسول داد که اسم نداشت فقط شب اول دادم
بعد شیرخشک ال اف ببلاک گفت یه بار در روز هر وعده سی تا بهش بدم
با یه قرص تا یک ماه تو شیر حل کردم دادم خورد
تقریبا تا بیست روزرگی زردیش رفت فقط صورتش موند.
تذکر مهم اینکه: شیرینی و حلوا و هرچی که بیرون پسته میزنن توش نخورین ممکنه باقله باشه
من خطر از بیخ گوشم گذشت نخوردم هم حلوا هم شیرینی با خلال پسته
گز و سوهانم نخورین پسته هاش باقله ان
تجربه ی فاویسم نوزادم رو نوشتم که مامانا نگران نباشن و راحت رد کنن زردی رو
مامان آیهان مامان آیهان ۴ ماهگی
پسرم که بدنیا اومد ۲ روزش بود که دکتر گفت یه صدای اضافه ی تو قلبش شنیده میشه و ۵ روزگی برای زردی بیمارستان کودکان حکیم بستری شد و اونجا با انجام اکو و نوار قلب بهمون گفتن که پسرمون مشکل قلبی داره و اینکه ۲ بار دیگه هم برای زردی بالا بیمارستان بستری شد و سری آخر که برای زردی بستری شده بود اکسیژنش خیلی اومده بود پایین و بهش همش اکسیژن وصل بود و حتی بدون اکسیژن از دستگاه نمی‌تونست بیاد بیرون شیر بخوره اینقدر اکسیژنش اومد پایین که دیگه نمی‌توانست شیر بخوره و تو نای شلنگ انداخته بودن و بهش شیر میدادن و بعد ۸ روز که زردیش اومده بود پایین ولی حال قلبش خوب نبود پسرم رو فرستادن اتاق ایزوله و دکتر بهم گفت که بچه ات ۲ روز دیگه عمل قلب باز میشه دنیا روی سرم خراب شد پسرم با مشکل vsd و dorv
تو ۱۹ روزگیش ساعت ۸ شب عمل شد. و اون شب رو تا صبح هیچ خبری از حال پسرم بهمون ندادن و ما منتظر پشت در اتاق عمل تا صبح که بهمون گفتن عمل رو انجام دادن و منتظر نتیجه ان و پسرم رو بردن تو isu با کلی التماس و خواهش گذاشتن از دور برای چند دقیقه جیگر گوشه ام رو ببینم کلی شلنگ و دستگاه بهش وصل بود جیگرم آتیش گرفت الان با گفتن اینا دارم گریه میکنم که پسرم چه عذابی کشید روز بعد عمل بهمون گفتن که برای اینکه ریه بچه آب نیاورده باید یه شیرخشک مخصوص بخوره و ما باید بریم شیرخشک رو پیدا کنیم کل بیمارستانها و داروخونه های تهران رو گشتیم حتی تو شهرهای دیگه مثل سسندج مازندران مشهد خلاصه خیلی جاها گفتیم ولی جایی این شیر خشک رو نداشت و چه شبهایی رو تا صبح پشت موتور با شوهرم تو خیابونا بودیم و دنبال شیرخشک و چقدر خدارو صدا کردم که نگاهی به من و بچه ام بندازه
مامان شکوفه ی گیلاس مامان شکوفه ی گیلاس ۹ ماهگی
یه تجربه از زایمان تو بیمارستان خصوصی صارم یادم اومد الان بگم واسه مامانایی که سزارین هستن…
وقتی بچم به دنیا اومد و آوردنش تو اتاق گفتن ۱۵ میل شیر خشک خورده و تغذیه شده از اینجا به بعد فقط بزار سینتو بمکه و شیر خودتو بخوره و نگرانم نباش چون بچه سیره فقط بزار بمکه…
خلاصه که منم تجربه ی اولم بود و اینکارو کردم و برای مادرای سزارینی طبیعی طبیعیه که تا ۲-۳ روز شیرشون نیاد!
دیگه همون شب اول بچه کلی گریه کرد چون شیر نداشتم و پرستارا میومدن و میگفتن نگران نباش سیره و دلش درد میکنه طبیعیه تو نوزادا!
فرداش دکتر خودم اومد گفت چرا کمکی ندادی به بچه گرسنه مونده …
خلاصه بچه تغذیه نشد تا زردیش رسید به ۱۰!
با اینکه گروه خونی من و بچم یکی بود زردی بخاطر اینکه شیر نخورده بود رفت بالا!
فرداش اومدن گفتن بچه زردی داره و کلی آسمون ریسمون بافتن که خطرناکه و باید حتما بستری بشه و اینطوری ما مرخص نمیکنیم و این حرفا صرفا بخاطر اینکه ۳۰ میلیون هزینه ی بیشتری دریافت کنن!!!
خلاصه با مشقت فراوون رفتیم و با رضایت شخصی خودمون مرخص شدیم
و بچمو خوب طی دو سه روز تغذیه کردم و بچه خوب شد خداروشکر😊
اینارو گفتم که گول بیمارستانا و بعضی پرستارای بی وجدان رو نخورید مامان اولی ها👌🏻
مامان محمدهادی مامان محمدهادی ۷ ماهگی
#تجربه-شیر
چند روز اول که پسرم دنیا اومده بود شیرم خوب بود. از یه سینه که میدادم از اون سینه جوش میخورد. زردی که گرفت مرتب خنکی و سردی خوردم متاسفانه، به اون هم کمی شیرخشک دادیم. بعدش همچنان شیر خودم رو میدادم و وزن گرفت اما نزدیکای یک ماهگی یهو وزنش نزدیک ۴۰۰ گرم کم شد. به دستور پزشک شیر خشک کمکی رو شروع کردم. چون وقتی میدوشیدم شیرم در واقع نزدیک به هیچی بود. اما سینه رو هم بهش میدادم.
اصلا دلم نمی‌خواست پسرم شیرخشکی بشه. واسه همین مرتب چیزهای مختلفی که شیر رو افزایش میده مصرف کردم. خیلی هاشون بی تاثیر و بعضی هاشون کمی شیرم رو زیاد کرد. الان که دو ماه و نیمشه. شیرم نصف نیازش رو تقریبا جوابگو هست. اصلا دوست ندارم سینه ام رو ول کنه. از همون روز اول تلاش رو ول نکردم.
ولی الان عادت شدید کرده به شیشه. حتی با قطره چکون و فیدینگ تیوب هم سینه ام رو بد میگیره. تو خواب یا بعضی وقتا تو بیداری خوب میخوره ولی در کل وابسته شده به شیشه.
چیکار کنم... خیلی ناراحتم. اصلا توی تصوراتم فکر نمی‌کردم پسرم شیر خشکی بشه. همش به خودم میگم بود و نبودت فرقی نمیکنه... پسرت وابسته اس به شیشه نه مادرش. خیلی عذاب میکشم...
مامان جوجو 🐥 مامان جوجو 🐥 ۹ ماهگی
تجربه شیردهی:
من سینم پر از شیر بود ولی نوک سینه نداشتم و بچم اصلا نمیتونست سینمو بگیره. از همون اول شروع کردم با شیردوش سینمو دوشیدم که شیرم خشک نشه و با سرنگ میدادم به بچه. چون خیلی مهمه که بچه آغوز رو بخوره و شیر هم با دوشیدن و مکیدن زیاد میشه. هرروز هم با اینکه نمیتونست سینمو مک بزنه، میذاشتم دهنش تا بهش عادت کنه و شاید بگیره. یکی دو روز آخر هم دیگه با سرنگ‌ ندادم، با شیشه شیر دادم که مک زدن رو یاد بگیره. شش روز گذشت و دیگه کامل شیر داشتم ولی هنوز نمیگرفت. شب که گرسنه از خواب بیدار شد و ولع مکیدن داشت، یه ذره شیرخشک ریختم دهنش که دهنش شیرین بشه و ببینه شیر هست، بعد سریع به جای شیشه شیر ، سینمو گذاشتم تو دهنش. گرسنه بود و با قدرت مک زد که من از درد مردم و اشکم سرازیر شد. هم اشک شوق هم اشک درد. دیگه کم کم بیشتر سینمو دادم و فقط وقتی سیر نبود شیرخشک میدادم. تا دیگه قبل یک ماهگی شیرخشکو کامل حذف کردم و تا الان که دوماهش شده یک قطره شیرخشک ندادم چون هرچی بچه بیشتر مک میزنه سینه رو، شیر هم بیشتر میشه. فقط یه چیزی رو حتما حواستون باشه که سر سینتون خشک نباشه موقع دوشیدن که زخم میشه و داغون میشید. همیشه کرم شقاق بزنید که نرم بشه. ولی با کرم ندوشید که شیرش کثیف بشه وگرنه اون شیرو باید بریزید دور. من سر یکی از سینه هام که زخم شده بود، کرم میزدم کلی که سرش از کرم سفید میشد و با همون میدوشیدم آروم اروم و میریختم دور که فقط دوشیده باشم و زخمش خوب بشه
مامان پارسا مامان پارسا ۶ ماهگی
دوستان کسی بوده بچه ش فقط یکبار در روز شیر خودش رو می‌خورده ولی سینش خشک نشده و بعد از یک مدتی بچه دوباره به شیر مادر برگشته باشه؟
بچه با شیر خودم وزن نرگفت بعد از یک ماهگی... و در کل از همون اول فقط ۵ دقیقه می‌خورد و نیم ساعت بعد دوباره ۵ دقیقه و ...
زردی گرفت به شیشه دادیم خیلی دوست داشت.. ترسیدم که سینه رو نگیره دیگه بهش ندادم ولی شیر خودمو با غر و گریه و له له فقط پنج دقیقه میخورد... بعد از ۴۰ روزگی دکتر خیلی عصبانی شد و گفت وزنش کمه باید خشک بدی گفتم همینجوریشم با شیر من حالش خوب نیست مطمئنم اگر شیشه بدم یگه شیر منو نمی‌خوره
گفت اصلاً نخوره اصلاً مهم نیست... و همینطورم شد چون وزنش پایینه ما همیشه به شیر خشک میدیم روند مشخصی هم نداره
شیر خودمم می‌دادم وسطاش ولی الان که حدوداً ۱۰ روز از اون روز می‌گذره دیگه حتی اون یک ذره رو هم نمی‌خواد بخوره
من خیلی دوست دارم که هم شیر خودمو بخورم شیر خشک....
من با شیر دادن حالم خیلی خوب میشه
ولی متاسفانه از وقتی که کم شیر می‌خوره حالم م متناسب با اون بد شده نمی‌دونم چیکار کنم