خدایا چقد خستم!!! خیلی خستم واقعا دارم کم میارم
از صبح تا شب بچه داری کن ، دخترمم بد قلق شده نمیخوابه ، خیلی گریه میکنه، هر کاری میکنم گریه میکنه اصلا آروم و قرار نداره
بیدار بودنی فقط شیر میخواد ، اونقد گریه میکنه میدم بالا میاره بعد بازم مبخوره دیگه شیرم تموم میشه نمیاد گریه میکنه
شیر خشکم نمیخوره عذاب وجدان میگیرم گریه میکنه یا با گریه میخوابه
بعد از اونهمه خستگی تا شب از اینورم این خانواده شوهر نمیزارن هر روز یه حرص جدید، یه برنامه جدید، شوهر خواهر شوهرمم مرده دیگه کسی نیس جمعش کنه ، چون شوهرشم مرده همیشه حق با اونه، هر غلطی میخواد میکنه حتی بچمو اذیت میکنه از ترس ننش جرات نمیکنم چیزی بگم که پارم میکنه
تو خونمون دعوا میفته ، با شوهرم رومون تو روی هم وا شده ، تا حدی که امروز آرزوی مرگمو کرد، گفت بچه رو بزار برو، خدا میدونه چیا تو گوشش خوندن
بخدا خیلی خستم ولی نمیتونم از بچم بگذرم
میدونم الان همتون میگین اگه فلان بود نمیزاشتی بچت بشه
والله تا روز زایمانم اینا اصلا رو این کره خاکی نبودن، یه زنگم نمیزدن حالمو بپرسن، از روزی که بستری شدم برای زایمان سروکلشون پیدا شد ، الان به بهونه بچه سرشون تو زندگی ما هست، جوریکه به طلاقم راضیم دیگه نمیتونم کم آوردم ، خیلی دلم پره
اونقد میکنن این شیرمم خشک میشه، بچه رو شیر خشکی میکنن ازم میگیرن بزرگش میکنن، خدا لعنتشون کنه ، حسرت یه روز خوش تودلشون بمونه بحق این روزای عزیز
نمیزارن بشینم بچمو بزرگ کنم خدا ازشون نگذره
فقط از خدا صبر میخوام برای خودم، این طفل معصومم گناهی نداره که از الان بی مادر بشه و بیفته دست اون سلیطه ها

۱۱ پاسخ

ببین تو الان خیلی خسته‌ای. فقط بهت توصیه میکنم تنش با شوهرت رو مدیریت کنی و سعی کنی تا میتونی از خانواده شوهرت استفاده کنی برای استراحت بیشتر
اصن فک نکن اونا مادرشوهر و خواهرشوهرن
همینکه بچه رو دوست دارن و توجه نشون میدن خداروشکر
بسپر دستشون و سعی کن بیشتر استراحت کنی تا حالت بهتر بشه

حتی طلاق هم بگیری بچت تا ۷سالگی پیشته ب این چیزا فکر نکن راه درستو انتخاب کن

تخم شوید دم کن بخور زیره هم دم کن آرامبخش

خدا لعنت کنه هرچی ادم زندگی خرابکنه تو فقط رو شوهرت کار کن ک پشت تو باشه نره طرف اونا

تبریزیا همینن ببخشیدا فضولن خانواده شوهر منم تبریزین انقد حرف درست کن و فضولن که ولی من جوابشونو میدم زیاد نمیزارم دخالت کنن هرچیدمیگن برعکسشو انجام میدم😂

اولا ایشالا خودشم بره پیش شوهرش که دیگه تنها نباشه احتما شوهره هم از دستش یا دق کرده یا خودشو کشته دوما الان هورموناتم یکم بهم ریختس منم خیلی عصبیم یکی به دوتا قاطی میکنم یکم اروم باش اگه بچتو دوست داری و نمیخوای جدا بشی سعی کن محل نزاری به پرو پای شوهرت نپیچ محل نزار ارزوی مرگ برات کرد. خب توام بکن چیزی نیست حداقل دلت خنک میشه بعدم بچه تا ۷سالگی پیش توعه پس اکر کار به اونجا برسه دادگاه نمیده به اونا

بچه ات اگه کولیک داره باید قطره کولیکزش مرتب یک باز درمیون ۱۵دقیقه قبل شیر بهش بدی و قطره پدیا بست راس ساعت۸شب بهش بده ک دل روده اش آروم بگیره وخواب راحت وباکیفیت داشته باشه قطره ایزی کول بگیر پنج قطره زمان شیر خوردن یا بعد شیر بهش بده بخوره ک لاکتوز شیرش هضم بکنه و روده هاش اذیت نشن خودتم قطره یا قرص شیر افزا بخور وبزن ب خیالی وخوش باش

عزیزم فقط مشاورخانواده باید بری دیدی جواب نداد آدم استخدام کن بکششون خیال خودت راحت کن والا بخدا
چون شوهرش مرده باید برینه ب زندگی دیگران بهتر بود خودش بمیره عقده ای
بعدشم مگه زبون نداری از حق خودت وزندگیت دفاع کن عزیزم
شوهرتم آگاه کن ک سمت چپکی داره قش میکنه اونی ک خیرش می‌خواد تویی

مادرشوهر منم سلیدس افریدس ب تمام معنا فقط تامیتونی قطره شیر افزا سیراب شیردون چیزای شیر کن بخور شیرت قط نشه بزار شیرخودتو بدی ازت جدا نشه یکسره وصله ب خودت باشه

متنفرم ازشون

کیفم دهن خانواده شوهر

سوال های مرتبط

مامان کایان مامان کایان ۵ ماهگی
خستم
خسته از هرچی آدمه... دلم میخواد برم دور شم یه جایی ک هیشکیو نشناسم
خسته شدم انقد هرجا رفتم گفتن واای چقد بچت گریه میکنه!؟
حتما اروقشو نگرفتی؟؟ حتما جاش خیسه!؟ حتما گشنشه؟؟ شایدخوابش میاد؟؟ شاید کولیک داره نمیدونی!؟ جاییش درده!؟ چقد گریه میکنه!! اذیت نمیشی!؟
انقد اینارو این مدت کوتاه شنیدم که دیگه حالم از خودم بهم میخوره که چرا پامو از خونه میزارم بیرون که این حرفارو بشنوم
خسته شدم ک انقد مادر بودنمو زیرسوال بردن
بدون یه ذره درک که این مادرهم خسته میشه کم میاره یکم انرژی مثبت بدیم بهش یکم کمکمش کنیم یکم حرفای خوب بزنیم حالش خوب بشه...
بچه ایی که هیچیش نیس خودش بهونه گیره عادت کرده به بغل و گریه کردن رو من میتونم چیکارش کنم؟؟
یه ذره میرم بیرون یکم خستگی بچه داری یادم بره بدتر حالمو میگیرن اعصابموخراب میکنن هرچی انرژی کثیفه بهم منتقل میکنن برمیگردم خونه
یکی نیس درک کنه خستگیه منو که کله روز ازصب تا شب بچه بغلمه حتی وقت نمیکنم موهامو شونه بزنم ی سرویس راحت برم بعد میان ی مشت چرت وپرت میگن ب ادم
دیگه دلم نمیخواد پامو از خونه بزارم بیرون تا زمانیکه کایان اروم تربشه
خستم.... واقعا خستم جای یه کم کمک بدتر خستم میکنن از زندگی
فقط دلم میخواد مدت ها از اونایی ک میشناسم دور بشم و نبینمشون
😔