خستم
خسته از هرچی آدمه... دلم میخواد برم دور شم یه جایی ک هیشکیو نشناسم
خسته شدم انقد هرجا رفتم گفتن واای چقد بچت گریه میکنه!؟
حتما اروقشو نگرفتی؟؟ حتما جاش خیسه!؟ حتما گشنشه؟؟ شایدخوابش میاد؟؟ شاید کولیک داره نمیدونی!؟ جاییش درده!؟ چقد گریه میکنه!! اذیت نمیشی!؟
انقد اینارو این مدت کوتاه شنیدم که دیگه حالم از خودم بهم میخوره که چرا پامو از خونه میزارم بیرون که این حرفارو بشنوم
خسته شدم ک انقد مادر بودنمو زیرسوال بردن
بدون یه ذره درک که این مادرهم خسته میشه کم میاره یکم انرژی مثبت بدیم بهش یکم کمکمش کنیم یکم حرفای خوب بزنیم حالش خوب بشه...
بچه ایی که هیچیش نیس خودش بهونه گیره عادت کرده به بغل و گریه کردن رو من میتونم چیکارش کنم؟؟
یه ذره میرم بیرون یکم خستگی بچه داری یادم بره بدتر حالمو میگیرن اعصابموخراب میکنن هرچی انرژی کثیفه بهم منتقل میکنن برمیگردم خونه
یکی نیس درک کنه خستگیه منو که کله روز ازصب تا شب بچه بغلمه حتی وقت نمیکنم موهامو شونه بزنم ی سرویس راحت برم بعد میان ی مشت چرت وپرت میگن ب ادم
دیگه دلم نمیخواد پامو از خونه بزارم بیرون تا زمانیکه کایان اروم تربشه
خستم.... واقعا خستم جای یه کم کمک بدتر خستم میکنن از زندگی
فقط دلم میخواد مدت ها از اونایی ک میشناسم دور بشم و نبینمشون
😔

۹ پاسخ

من هروقت خسته میشم به اون موقع که باردار بودم فکر میکنم خداروشکر میگم. چقدر استرس داشتیم چرا تکون نمیخوره.نکنه بلایی سرش اومده باشه. آرزو داشتیم بچمون و بغل کنیم. عزیزم همه همینطوریم دختر منم بغلی شده خیلی همین الان تو بغلم خوابیده از ترس نمیتونم بذارم سرجاش. ولی باور کن که دوران شیرینیه سعی کن لذت ببری از وجودش به حرف هیچکس اهمیت نده ما همه یه شرایط سختی و داریم پشت سر میذاریم.درکت میکنم

منم خیلی وقته واسه همین اظهار نظر اطرافیانم تنهام و الحمدالله آرامش خاصی تو خونه خودم و کنار پسرام دارم از اطرافیان هیچوقت حس خوب نمی‌رسه گلم

منم چند روز دورم شلوغ بود خیلی اذیت بودم و مدام جنجال داشتم، تازه من خودم پرستار اطفال کار هستم و اطرافیان مدام بدیهی ترین چیزا رو میخواستن یادم بدن یا چیزای اشتباه میگفتن و وقتی مخالفت میکردم به حرفم گوش نمیدادن. الان که دورم خلوته خیلی راحت ترم
به نظرم بهشون نشون بده خودت از پس همه چی بر میای و دورت رو خلوت کن

بچه همینه دیگه گریه میکنه نق میزنه. بقیه درک نمیکنن فقط چرت و‌ پرت تحویل مادر میدن. محل نده به کسی.

چند وقتشه بچه ات؟

می‌دونم خسته‌ای، ولی واقعاً داری کارت رو عالی انجام می‌دی. یه نفس عمیق بکش، چون بچه‌ات خوش‌شانس‌ترین کوچولوی دنیاست که تو مامانشی.

عزیزم اینا طبیعیه با لحن خوش بهشون بفهمون ک ب اونا مربوط نیست

چقد سخت میگیری خواهر. ول کن هرکی هرچی میگه خداروشکر کن الان یک نی نی داری بسلامتی زایمان کردی و بچت سالمه

من هیچ جا نرفتم خونه م آرامش بیشتر.تو شلوغی بچه ها همینن همشون

سوال های مرتبط

مامان آنیا خانوم مامان آنیا خانوم ۴ ماهگی
خدایا چقد خستم!!! خیلی خستم واقعا دارم کم میارم
از صبح تا شب بچه داری کن ، دخترمم بد قلق شده نمیخوابه ، خیلی گریه میکنه، هر کاری میکنم گریه میکنه اصلا آروم و قرار نداره
بیدار بودنی فقط شیر میخواد ، اونقد گریه میکنه میدم بالا میاره بعد بازم مبخوره دیگه شیرم تموم میشه نمیاد گریه میکنه
شیر خشکم نمیخوره عذاب وجدان میگیرم گریه میکنه یا با گریه میخوابه
بعد از اونهمه خستگی تا شب از اینورم این خانواده شوهر نمیزارن هر روز یه حرص جدید، یه برنامه جدید، شوهر خواهر شوهرمم مرده دیگه کسی نیس جمعش کنه ، چون شوهرشم مرده همیشه حق با اونه، هر غلطی میخواد میکنه حتی بچمو اذیت میکنه از ترس ننش جرات نمیکنم چیزی بگم که پارم میکنه
تو خونمون دعوا میفته ، با شوهرم رومون تو روی هم وا شده ، تا حدی که امروز آرزوی مرگمو کرد، گفت بچه رو بزار برو، خدا میدونه چیا تو گوشش خوندن
بخدا خیلی خستم ولی نمیتونم از بچم بگذرم
میدونم الان همتون میگین اگه فلان بود نمیزاشتی بچت بشه
والله تا روز زایمانم اینا اصلا رو این کره خاکی نبودن، یه زنگم نمیزدن حالمو بپرسن، از روزی که بستری شدم برای زایمان سروکلشون پیدا شد ، الان به بهونه بچه سرشون تو زندگی ما هست، جوریکه به طلاقم راضیم دیگه نمیتونم کم آوردم ، خیلی دلم پره
اونقد میکنن این شیرمم خشک میشه، بچه رو شیر خشکی میکنن ازم میگیرن بزرگش میکنن، خدا لعنتشون کنه ، حسرت یه روز خوش تودلشون بمونه بحق این روزای عزیز
نمیزارن بشینم بچمو بزرگ کنم خدا ازشون نگذره
فقط از خدا صبر میخوام برای خودم، این طفل معصومم گناهی نداره که از الان بی مادر بشه و بیفته دست اون سلیطه ها