۶ پاسخ

من ازهمون اول یا پیشه مامانم یا مادر شوهرم میزارم بیرون کارامو میکنم و میام با انرژی زیاد ب بچم میرسم خونه آدمو دیونه میکنه دخترتو به هر کی که ن ب مادرت داری میسپری شده تا چهاراه برو بیا من بیرونم نرم تو تراس یا حیات شبا یکم تنها میشینم و هوا میخورم

من خودم دیروز شوهرم اومد ما رو گذاشت خونه پدرم یه شهر دیگه..خودش رفت سرکار..چون این مدت همش شوهرم پیشم بود از هر لحاظ هوام‌ رو داشت کلا از اول بارداری تا الان بهش وابسته شده بودم..دیگه دیروز ما رو اورد میخواست بره همش بغض میکردم و گوشه کناره گریه میکردم..یه لحظه به خودم اومدم گفتم داری چکار میکنی بدبخت میخوای افسردگی بعداز زایمان بگیری مگه قراره دیگه نیاد خیلی خودمو دلداری دادم

خب عصرا.که هوا بهتره برو بیرون با خودت ببرش..دخترت یه مامان محکم میخواد.باید قوی باشی گریه کن رو بچتم اثر میذاره

منم دقیقا همین حسو دارم
دلم میخواد برگردم به روزهای قبل ولی از طرفی هم از این حسم خجالت میکشم و دلم میخواد بچم هم داشته باشم
اصلا یه حس مضخرفیه منم همش در حال گریه 🥺

بابچه برو شبا هم میتونی بری

اوف منم دقیقا هم ازادی قبلم رو میخام هم دخترمو🥲🥲🥲

سوال های مرتبط