منکه تازه یکم حالم خوب شده از خونه مامانم اومدم کارم فقط گریه بود احساس خفگی داشتم،باز بعد سه روز برگشتم خونه مامانم،ازدیروز اومدم خونه خودم یکم حالم بهتره اما غروب که میشه خیلی حالم بد میشه فقط دوس دارم پیش مامانم باشم.
من که مامانم یه هفته پیشم موند بعدش رفت
انقدم اون یه هفته گفت و ناله کرد و اعصابمو خورد کرد که حد نداره
بعدشم رو نداد که برم خونشون خودمم مایل نبودم اعصاب زیادی ندارم که
عزیزم اول و اخر مسئولیتش با خودته. درسته ادم وابسته میشه منم ۱۰ روز اول مامانم خونه ما بود و بعدش ۲۰ روز رفتیم خونه مامانم البته ما تو یه شهریم و دور نیستیم. اولش که اومدم خونمون حس بدی داشتم ولی بخودم گفتم باید بتونم تا کی میخوام اونجا بمونم و اینا
مامانم یک کوچه باهام فاصله داره حتی وقتی زنگ میزنم مامان نمیتونم آرومش کنم همش گریه میکنه میگه دخترم من چه میدونم چشه حتی نمیاد کمک بعد زایمان هم چند روزی آمد و تندی رفت همه کارامو خودم میکنم
تفوت من با شما اينه همه نزديكمن ولي تنهام🫠🥹🫂
منم دورم و خیلی سختع،مگه الان اومدی خونه خودت
منم چند ساااال خوابگاهی بودم و با دوری کنار میومدم، ولی وقتی بچه دار می شی دلت بیش تر مامانتو میخواد.من که به زور یه هفته یا دوهفته تاب میارم
منم غریبم البته من کسی رو ندارم که برم هراز گاهی میرم تهران خونه خواهرم
من شوهرم میگه برو هر چند روز که میخوای بمون
شماهم باشوهرت صحبت کن یه ماهی برو گلم بگو مامانم کمکم میکنه
منم حالم بده
فعلا خونه مامانمم
شوهرمم ناراحت شد و دعوا کرد که برگردم خونه
ولی من گفتم تا ۴۰ روز نمیام
حال جسمی و روحی خودم خیلی بده
شوهرمم درکی نداره
خیلی شرایط سختیه
از خدا خواستم کمکم کنه
منم داغانم
منم حالم مثل شماست
تفاوت من با شما اینکه مامانم نزدیکمه و انقد دلتنگم🫠
ماشالاه خدا حفظ کنه گل دخترتو
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.