۵ پاسخ

منم خیلی دوست داشتم بیارم ولی دخترم اصن آروم نیس

اگر وابسته است و آرومه بیار خب ولی دوقلوی و سه تای خیلی سخته میکنن بارداریش
من دیگ خوشم نمیاد از دو سه قلوی شد برام تجریه تلخ

تغذیه مناسب داشته باش خیلی از این بدخلقی ها و خستگی ها ناشی از کمبود مواد مغذی توی بدنه
برای حال روحی هم یه تفریح یا سرگرمی برای خودت انجام بده
مثلا فیلم دیدن برای من تفریحه بینش هم میوه برای خودم و همسرم دخترم میزارم

کمکت کرده تو این یکسال؟

شوهرت چه شاده برا خودش😆

سوال های مرتبط

مامان آنیا مامان آنیا ۱ سالگی
اهممممم یچی میگم دلی نپرین بهمااا حامله و فلان اینام نیستم اگه تو دوستان باشین میدونین ک من کلا ۴ تا بچه میخوام انشاالله اگه لایق بدونه خدامنو دوس داشتم ب فاصله ۳ سال ب ۳سال بیارم ولی میگم ی دختر دسته گل ک دارم اگه برم دکتر انکان ۳ قلو باردارشدن سالم ک ی دختر و دوتا پسر باشه میشه؟شما اشناهاتون یاخودتون چن قلو یا دوقلو باجنسیت از قبل مشخص داشتین یا دیدین؟ الان نمیخواما ۳سال دیگه چون عمل ابدو کردم موقع سز واسم سنگینه عملش و اسنکه دخترمو از شیر بگیرم و یکم بخودم برسم بعد اقدام کنم الان ففد داشتم فک میکردم گفتم ازتون بپرسم
چون اینجوری بنظرم باهم بزرگ بشن هی هر۳ سال دیگه وارد اتاق عمل نشم ک خودمم اذیت بشم و بچها تنهابمونن تامن سرپابشم بعد عمل بنظرتون ۳ قلو بیارم درحد دخترم ازنظر رسیدگی ظلم میکنم؟و ی سوال دیگه بچهای ۳ قلو سالم میمونن؟ چون میگم ی موقع بند ناف اگه ب یکیشون خون رسانی کمتربشه چی چون سر دخترم اینجوری شدم سزارین اورژانسی شدم ممنون میشم نظر بدین
مامان محمد آسمونی مامان محمد آسمونی ۱۱ ماهگی
این آخرین عکس تو بیمارستان بود گرفتم که دکتر گفتن خوب نمیشه ببرین خونه منو شوهرم آوردیم خونه و گفتیم خدا شفا داده محمد منو 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭همش می‌گفتیم محمد شفا گرفته همش می‌گفتیم خدا محمد منم شفا داده ولی ساعت 1شب بود بغلش کردم باهاش حرف زدم دیدم دست و پاش یخ زده گفتم خدایا هرچی صلاحه گفتم محمد من قشنگم اگه بخاطر من این همه درد داری تحمل می‌کنی نکن نکن بخاطر من 😭😭😭😭😭😭😭😭😭 بعدش خوابم برد ساعت 2شب مامانم و مادر شوهرم منو شوهرمو بیدار کرد گفت پاشین بچتون حالش خوب نیست بیدار شدم دستمو رو پیشیونیش گذاشتم دیدم داغ مامانم چشماشو بست گفت بچتون راحت شد از این همه درد 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭تا ساعت 8صبح منو از اتاق‌بردن بیرون نزاشتن برم پیش محمدم صبح ساعت 8که میخاستن ببرنش گفتم باید ببینمش رفتم بوسش کردم نازش کردم دیدم تموم صورتش یخ زده 😭😭😭😭😭😭😭😭اصلا باورم نمیشد خدایاااااا من همش ازت میخواستم محمد منو شفا بدی همش میگفتم شفا دادی به محمدم 😭😭😭😭😭😭😭 آخه من جواب کژال و چی بدم که همش میگه داداشم کو محمد کو همش با عروسکش باز می‌کنه میگه داداش محمدمه آخه خدایا دلم میسوزه واسه محمدم دلتنگم کژالم موقع خواب یه بالشت می‌زاره به باباش میگه سرتو بزار رو بالش بعد بهش میگه بخاب پسر جان بخاب محمد من پسرم بمنم میگه ساکت باش پسرم خوابیده منم همش گریه میکنم فقط ای خدا همش کژال میگه داداش محمد 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭من جواب کژال و چی بدم که همش بهونه میگیره جواب دل خودمو چی بدم جواب مغزمو چی بدم خدایا چجوری تحمل کنم خدایا کمکم کن 😭😭😭😭😭😭😭😭😭من 21سالمع همه چیو تو این دنیا و زندگی دیدم خدایا
مامان نخود🤎 مامان نخود🤎 ۱۲ ماهگی
درد دلمردی همش تحقیرت میکنه میگه تو مادری بدی هستی مثل بقیه مامانا نیستی تو همه چیز مقایسه میکنه تورو چیکار باید کرد
مامانا من خودم شاغلم و مرخصی هستم تو تایم مرخصی خیلی از دخترم مراقبت کردم ولی خب بچه تب میکنه سرما میخوره ولی همسرم همش منو مقصر میدونه میگه تو مریضش کردی بخدا من اینقدر هوای دخترمو دارم هر روز بهش میرسم نمیزارم اصلا اباس کثیف تنش باشه یا بوی بد بگیره همش تمیزش میکنم بهش میرسم ولی این اقا همش منو تحقیر میکنه دوشبه بخاطر بهونه گیری هادی دخترم استراحت نداشتم همش گریه شب روز همش میخواد بره بیرون شب گریه میکرد بد منم ادمم خسته میشم به دخترم گفته بسه دیگه خستم کردی اینقدر گریه نکن درصورتی شوهر خواب بود هیچ کمکی بهم نمکیرد بخاطر این حرف هرچی از دهنش در اومد بهم گفت😭😭 بخدا الان دارم با بغض این حرفارو میزنم من خیلی از این کاراش خسته شدم خیلی بیاین بهم بگین اشتباه از منه یا اون من دیگه توان این همه تحقیر شدنو ندارم 😭😭
مامان هرچی خدابخواد۲ مامان هرچی خدابخواد۲ ۱۱ ماهگی
🤣🥺وای بچه ها🥴🤣
سه روزه با همسرم در به در باز دنبال داروخونه ها که بگردیم شیر خشک پسرمو پیدا کنیم اخه ا ن دوتا رو ببینید فک کردم فقط دوتا داریم😭
چه استرسیی این دوسه روز کشیدیم .هرجا رفتیم و زنگ زدیم .گفتم پرونترا برامون نیومده😭💔
امروز داشتم تلفتی با بابام حرف میزدم که بابا بگرد ببین میتونی دورو برتون شیر محمدو پیدا کنی🥹
که پسر بزرگم گفت مامان محمد ۸ تا دیگه شیر خشک داره😱😱
گفتم چی ؟؟؟؟دوتا بیشتر تو کمدش نییس😱
گفت ما چند روز پیش برداشتیم تو کیف محمد گزاشتیم که سنگین بشه روی پتومون بزاریم بازی کنیم😬😬😬
راصی بودم خفشون کنم
از طرفی هم خیلی خوشحال شدم 🥹🥹😭
نمیدونید شیر خشک بچه پیدا نشه چقد استرس داره😭
اخه به محمد هیچی نمیسازه یا یبوست یا اسهال یا دلدرد
فقط پرونترا 🤕🤕
حال اون زنی رو دارم که بعد چندین سال از جیب پالتوش ۱۰۰ تومن بعد چند سال پیدا کرده🤣🤣🤣🤣🤣
ببنیند چطوری تو کیف جا دادن اون همه شیرو 😬😬😅😅
زیپشم بسته بودن اصلا دیده نمیشد😩