۹ پاسخ

عزیزم حق داری
ولی خوب اونا هم شرایط خودشون رو دارن، خودمونم زمانی که بچه نداشتیم از شلوغ بازی های بچه و بی خیالی پدر و مادرش حرصمون می‌گرفت. باید به اونها هم حق داد. اگر دوست داری تو جمع باشی باید پی این حرفا رو قبلش به تنت بمالی.

خب دختر منم همینه داره دنیای اطرافشو کشف میکنه

درسته آدم ناراحت میشه و کارشون خوب نیست ولی یه چیزی بگم عزیزم اگه از الان به بچه آموزش ندی دیگه وقتی یکم بزرگتر بشه هم نمیتونی بهش یاد بدی
درسته که در حال کشف پیرامونشه و به هر چیزی دست میزنه و دوست داره خرابکاری کنه ولی ما این وظیفه رو داریم که بهشون یاد بدیم که چه چیزهای رو میتونن دست بزنن و چه چیزهایی رو نه
و اگه الان از دادن این آموزش ها کوتاهی کنیم و هی بگیم بچه س کنجکاوه و یا نمیفهمه بهش بگیم نکن و .... دیگه نمیتونیم یادشون بدیم
و وقتی بزرگتر بشن خودمون برای اینور اونور رفتن موذب میشیم چون یه بچه شیطون و حرف
گوش نکن تربیت کردیم که هر جا بریم خونه ی طرف رو هواست

دقیقا مامان منم همینطوره نمیذاره بچه اونجا حرکت کنه واقعا هم من اذیت میشم هم بچم

اگه مامانت تنها سر غر میزنه من خواهر ودادش که از خودم کوچک تر غر میزنن
بچتو جمع کن کثیف کرد
بچت گریه میکنه
بچت فضولی میکنه

وا بچه تو این سن درحال کشف دنیای دورشه دست بزنه مگه میخاد ازش بخوره

هم دردیم گلم 😭😭

وا خب بچس کنجکاوه میخواد دنیارو کشف کنه
پسر من رسما خونه مامانمو تبدیل به خرابه کرده یه بارم نمیگه چیزی هی میگه عیب نداره بذار هرکاری میخواد بکنه

اطرافیانت نمیفهمنن بچه ی که تازه راه میفته کنجکاو شیطون میشه دوس داره فقط خراب کاری کنه والا بچه ی من ب قدری شلوغه ی ثانیه نمیشه همه دلشون برا من میسوزه که چیکار میکنی باهاش ولی نمیگن هم وای دست نزنه فلان خوب بچه دیگه عزیز من بچت مشگلی نداره مشگل تو اطرافیانت هست رفت آمادئوس کم کن بخاطر آرامش روان خودت

سوال های مرتبط

مامان 🩵امیر مهدی🩵 مامان 🩵امیر مهدی🩵 ۱۲ ماهگی
خیلی افسرده شدم
حوصله هیچی رو ندارم اعصابم ب هیچی نمیکشه
حس میکنم مادر بدی برای پسرم هستم بلد نیستم باهاش چجوری وقت بگذرونم بازی کنم باهاش
طفلی بچم همش خودش بازی میکنه از خودم بدم میاد
افسرده شدم اعصابم نمیکشه ب هیچی
ن اعصابم میکشه ن بلدم باهاش بازی کنم
از خودم بدم میاد
فقط کارای اجباری رو انجام میدم ظرف میشورم
غذا میپزم میشنم ی گوشه با گوشی بازی می‌کنم پسرمم اونور واس خودش بازی میکنه
عذاب وجدان خفه میکنه منو میمرم از این درد
ولی بخدا دست خودم نیست نهایت ۲۰ دیقه باهاش بازی کنم
بیچاره بچم که مادر بی لیاقتی مث من قسمتش شده
از خودم بدم میاد ن ب شوهرم میرسم ن چیزی
افسرده شدم دست خودم نیس
از شوهرمم خجالت میکشم
اونم دیگه صبرش تموم شده همش باهام درگیره همش آرزوی مرگ می‌نم ب خودم
امروزززز انقد بی حوصله م ک برا پسرم نهار نزاشتم 😭😭😭
گفتم بهش سرلاک میدم بچم گشنه مونده
لعنت خدا ب مادری مث من
هیشکی منو درک نمیکنه ب هرکی جرف دلمو میگم
میگن ناشکری نکن
هیشکی درک نمیکنه منو هیشکیییی