منم تنهام ،یه مامانم فقط، داداشمم میاد ولی خب ۲۰ سالشه میاد خونمون میمونه، از طرف خودم قومی ندارم،دارم خیلی کم که چون شهر دیگم اونا نمیان که، همسرمم چندنفر هستن نهایتا میان بیمارستان و میرن
بخدا همه یه جوری تنهان
این روزا میگذره
غصه نخور
فوقش پول میدی یه پرستار میگیری
عزیزم طبیعیه، ولی خیلی خودتو با خانوادت درگیر نکن یه مدت سرد باش خواستن بیان خونت بگو نیستی بذار متوجه بشن ک ناراحتی.
بزای بقیه چیزا هم ک گفتی اولا هیچکس تنها نیس هممون خدا رو داریم عزیزم مگه میذاره بندش زجر بکشه ،وبعدش از الان بگرد پرستار پیدا کن عزیزم بیاد حداقل دو روز پیشت ،برای غذاهاتم از قبل قیمه و قورمه و کباب تابه ای فریز کن به مدت یک هفته تا سرپا بشی
ومهم تر اینکه همسزت پشتته کنارتع
من فهمیدم میتونی برای اون شب پرستار بگیری تو بیمارستان
یه پولی میدی یکی اونجا میاد تا صبح مراقب تو و بچته
راحت پسرت هم میمونه پیش باباش فردا هم مرخص میشی
اگه میتونی یکم هزینه کن پرستار بگیر
دیگه دارن میسوزن بذار بسوزن،اکه قرارع فکر کنن حالا اگه میتونن بیان یا نه همون نیان بهتره
واقعا نیاز نیست همه همش باهم رفت و آمد کنن باور کن نیاز نیست
خودت خانواده خودتو داری
یه جوری گفتی تنهام فکر کردم شوهرت نیست و بچه دیگه نداری و ....
بیخیال بقیه
مگه بخاطر بقیه بچه دار شدی که با رفتارشون فکر کنی اشتباه بوده
بنظرم حتما برو پیش مشاور خیلی درگیر این فکرا هستی
هممون نگران هايي تو اين مورد داريم بسپر به دست خدا همه چيزو به خوبي برات درست ميكنه
عزیزم شهر دیگه ای هستین؟همسرتون نیستن اونروز؟
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.