۲۲ پاسخ

این چه فکریه عزیزم بخدا توکل کن این فکرارو نکن

زیاد گرفتی🥲؟
نمدونم بخدا یعنی خودت گفتی بده

من جزیکم لباس وچنتاچیزکه گرفتن اجازه ندادم چیزی بخرن وضعشونم بدنیست خداروشکر،تک فرزندم هستم منتهامنوهمسرم اجازه ندادیم بیشترهزینه کنن خودمونم واجباروفقط گرفتیم

من هنوز ۸ هفته بودم ست کالیکه کریر کیف بیمارستان خریدم

فکر کنم طبیعیه ک از این فکرا میکنیم مال هورمونامونه ک بهم ریخته

چیا خریدی از لیستی که دادی ؟

خدا نگهشون داره این فکرا رو همه داریم مواظب باش افسردگی حاملگی نگیری

منم نسبت به خریدام همین حس رو دارم. از یه طرف میگم آخراش میخوره دم عید خرید سخته،از یه طرف فکرای منفی ولم‌نمیکنه

دیگه گرفتی دل دل نکنه ...خدا برکت بده به پول پدرت اشکال ندارع پدر توقعی ندارع.احترامش نگه دار بهشون خوبی کن جبران میشه پدر برا آدم بسازه بهتر از شوهره..شوهر آخر بجایی یه حرفی میزنم به آدم

منم گرفتم کامل

تاجایی که می تونید تو پنج ماه یا شش ماهگی خرید کردید به بعد خیلی سخت میشه
من گفتم 8ماهگی میرم خرید
الان یک ذره راه میرم کمر درد و دل درد میشم اصلا نمی تونم
الان هم قرار شد مامانمم خودش بگیره من نرم باهاش

مبارکت باشه. ب فکر نباش

بعدم با این شرایط مملکت هر چه زودتر خرید کنی به نفعته

مطمئن باش اونام با جون و دل خریدن،این افکار منفی ام بریز دور و از وسایل نی نی ها لذت ببر انشالله بخوشی استفاده میکنن

به خدا توکل کن عزیزم، خودش حافظشون هست ❤️❤️
کاش منم خریده بودم، همش منتظر جواب آزمایش و … بودم.
اتفاقا برو نگاهشون کن و ذوق کن و خدا رو شکر کن.

عزیزدلم به جای اینا هرروز برو ببین قربونشون برو لباساشونو ببین کیف کن
ایشالا که به سلامتی زایمان کنی عزیزم

نگران نباش فکرای منفی رو دور کن از خودت چرا باید اتفاقی بیوفتههه

عزیزم نگران نباش پدر و مادر آرزوشون برای بچشون هزینه کنن انشالله به سلامتی میان کوچولوهات😍 انشالله توی خوشی ها برای مامان بابات جبران کنی حالتو بد نکن به چیزای خوب فکر کن

ن بابا دیوونه شدی مبارک باشه عزیزم دوست داشتی بگو چی گرفتی و عکسش بفرس ذوق کنیم 🥰🥰😍😍

به این چیزا فکر نکن تا حالا که خوب بود بقیه هم خوب پیش،میره
انرژی،منفی نده

من ۱۸ هفته رفتم گرفتم نگران نباش هیچی نمیشه

منم دقیقا همین فکرا تو سرمه

سوال های مرتبط

مامان ماهورا💖 مامان ماهورا💖 ۳ ماهگی
مامان پسرم‌وتودلی💞 مامان پسرم‌وتودلی💞 هفته سی‌وچهارم بارداری
سلام مامانا
من یه استرسی دارم ازماه پیش تا الان همش میگم والی بچه چه شکلیه رنک پوستش چیه
بعد استرس میگیرم میگم نکنه پشمالو بشه
یهو باخودم میگم من تو این ۷ماه تنها بودم نکنه یموقع بچه م دنیا بیاد اذیتش کنن نکنه دوستش نداشته باشن
چرا احساس میکنم هر موقع مادرمو دیدم ناراحت وغمگینه
چرا خواهرم همش حسودی کرده
من همش تنها رفتم سونو آزمایش تکرار آزمایش
حس میکنم حوصله ندارم گاهی وقتا
نگرانم میترسم
امروز ب دوستم گفتم میای برا زایمانم گفت خبرم کن
مامانم گفت حالا اگه بتونم میام
چرا همش احساس میکنم روز زایمانم تنهامی مونم
همش دوس دارم پیش یکی باشم دوس دارم یکی پیشم باشه
نمی دونم چمه خستمه
یه ترسی تو دلم میفته
نمی دونم چرا حس میکنم بچه دارشدن یه اتفاق خیلی بزرگه یه معجزه
واین معجزه بنظر دیگران خیلی کوچیکه
خواهرم پدرم ویسریا طوری رفتار کردن قهر کردن لج کردن من حس میکنم بچه دارشدنم اشتباه بوده
چطور میتونم ازاین افکار خلاص بشم ؟
نگرانی هام هرروز که ب روز زایمان نزدیک میشم بیشتر میشه 🥹🥺🥲🤦
مامان نمک مامان نمک هفته بیست‌ودوم بارداری