۱۲ پاسخ

منم همینم واسه من چون که،۱۰سانت فول بودم پنچ بار امپول زد از درد نمیتونستم وایستم الان که کمردرد دارم شدید حتی ایهانم نمیتونم زیاد بغل کنم

دور از جون همگیمون من ک از کمر ب پایین فلجم
امان از این بی حسی🥲

فک کردی طبیعی عوارض نداره،؟

از سزارین نیس بخاطر حاملگیه بیشتریا دارن

من وقتی سرپاباشم کار کنم واقعا درد میکیری انگاراز گودی کمر دارم نصف میشم

من بچه اولم سز بود دقیقا اینجوری شدم کمر و پادرد یه معده درد شدید هم گرفتم یکسال گفتند عوارض بی حسی هستش
برای بچه دوم خیلی پیگیری کردن طبیعی زایمان کردم الانم که بچه سوم☺️☺️سخت هست ولی دیگه این مشکلاتو ندارم

منم🥲
من بیشتر کمر و زانوهام درد میکنن
ولی خب من برا طبیعی رفته بودم بندناف دور گردن پسرم بود با اینک نمیدونستم و 12 ساعت بعد ک دیدم بدنیا نمیاد ب خواست خودم رفتم سزارین و دیدیم ک گل پسری هم پی پی کرده و بندنافو 4 دور پیچیده به خودش 😅
و یاد پسرم ک میفتم میگم تموم دردام فدای سرش خداروهزار مرتبه شکر ک بچم سالمه 🥺

نه عزیزم منی که طبیعی زایمان کردم درد لگن کمر درد دارم و هنوز خوب نشدم
بخاطر زور زدن فشار دادن مشکل پیدا کردم

ارع منم پشتم کلا بی حسی خواهرام هم این امپول زدن میگه دوسه سال طول می‌کشه تا خوب بشه و همیشه جای آمپول رو حس می‌کنی

چه دردی؟

اصلا ربطی نداره والا منم سزارین کردم مشکلی ندارم
من میگم مال فشار دوران بارداریه

دقیقا منم اینجوریم

سوال های مرتبط

مامان 🩵امیر مهدی🩵 مامان 🩵امیر مهدی🩵 ۱۲ ماهگی
درسته زایمان چه طبیعی چه سزارین سخته
ولی هیچی بدتر از شمادت های ما مادران سزارینی نیست🥲
به من گفتن تو زجر نکشیدی که سزارین شدی راحت
طبیعی خیلی سخته بله درست سخته ...
ولی سختی و استرس سزارین سختره...
فکرشو بکنید تک و تنها میرین به یه اتاق سرد ...
جو اتاق عمل ترسناک ...
نه پدری ن مادری ن همسری کنارته
کسی نیست بهت دلداری بده ...
دستتو بگیره
خودت و خودتی ...
با پاهای خودت میری دراز میکشی رو تخت تا شکمتو هفت لایه ببرن‌‌..
استرس اون آمپول بی حسی ...
وای خدا اون درد و ترس آمپول بازم تو جونمه 🥲😭
پنچ بار بهم آمپول زدن
وای خدا مردم از درد
انقد دلم میخواست مامانم پیشم باشه
دستاشو بگیرم اون سرمو ناز کنه
بگه نترس من کنارتم
اون شب قدر مادرمو بیشتر فهمیدم
که وجودش، دستاش قدرت منه ...
خدایا هیشکی رو بی مادر و بی پدر نکن ...
از عمل تموم شدم بردن ریکاوری ...
چشام همش ب در بود تا مادرم بیاد ...
لرز گرفتم فقط مادرم بهم سوخت...
دستامو گرف آروم شدم
نمیدونم چرا وقتی ب اون شب فکر میکنم دلم درد میکنه
دلم میگره ...
ولی دلم بیشتر از همه ب این میسوزه ک بهم میگن مادر بودن ب زایمان طبیعی بودنه ن سزارینی
تو یه مادر مصنوعی هستی ک سختی نکشیدی 🥲💔