سوال های مرتبط

مامان shina مامان shina ۱۵ ماهگی
سلاااام مامانا

یه تجربه راجع به غذا نخوردن و بدغذایی بچه ها میخواستم باهاتون به اشتراک بزارم که خودم جواب گرفتم

اینجا دیدم بعضی از مامانا از غذا دادن بچه هاشون با تی وی و گوشی میگن و یه سری هم که معدود باشن دیدم که میگن به زور دست و پای بچه رو میگیرن و بهش غذا میدن😒
که مورد دومی مصداق بارز شکنجه اس 😑

این روش رو خودم امتحان کردم جواب گرفتم
البته به مامانایی که وسواس دارن و به کثیف کاری کردن بچه با غذا و به این چیزا حساس هستن توصیه نمیکنم

اول اینکه غذارو در اختیار بچه بزارین بدون اینکه خودتون دخالتی داشته باشین ظرف غذارو بزارین جلوش و یه قاشق بدین دستش تا خودش با غذا ارتباط بگیره
یکی دو هفته اول ممکنه بعد هر وعده غذایی نینیتون نیاز به حمام کردن داشته باشه پس بدونین که میزان کثیف کاری خیلی زیاده
بهش کاملا آزادی عمل بهش بدین اگه صندلی غذا کارو راحتتر میکنه
دوم اینکه تی وی، صفحه موبایل یا هر چیزی که حواسش رو پرت میکنه رو جمع کنین یه جای مشخص و سر یه ساعت مشخص هر روز این کارو انجام بدین
چیزایی رو بزارین که بتونه خودش با انگشت برداره انواع خورشت و پلو مخلوط خیلی جواب میده
به هیچ وجه با زور غذا ندین
خودتون هم کنارش یه بشقاب و قاشق بزارین و هر دفعه همراهیش کنین، تا ببینه و تقلید کنه
بعد یکی دو هفته خودتون با قاشق بهش غذا بدین اما همچنان اون آزادی عمل رو تو غذا خوردن داره

این روش رو انجام بدین و از نتیجش شگفت زده بشین

این عکسم هیچ ربطی به موضوعی که گفتم نداره 😂
چون تقریبا بعد چندین ماه تونستم مهمونی با سبکی که خودم دوست داشتم بگیرم، این عکسو گذاشتم🥰
مامان آناهیتا 💜 مامان آناهیتا 💜 ۱۶ ماهگی
اقا من امشب شکست سنگینی خوردم
دوره قطع شیر شب رو دیدم
کلی هم تحقیق کردم
خلاصه با کوله باری از نکته و تحقیق رفتم برای قطع اولین وعده شیر شب اناهیتا
تازه نه قطع کاملش
فقط خواستم تایمشو کمتر کنم
اقا چشمتون روز بد نبینه
همینکه سینه رو گرفتم و شروع کردم به پشتش زدن و تاپ تاپ کردن که اونطوری بخوابه
چنان جیغ و گریه ای راه انداخت که در زندگیم ازش ندیده بودم
چند دقیقه جیغ زد و اصلا اروم نشد همینکه سینه رو بهش دادم راحت گرفت خوابید

یعنی اونجای ما رو پاره میکنه این بچه تا از شیر شب بگیرمش🫠🫠

ولی اقا من امشب یچیزی کشف کردم برگام ریخته
اناهیتا چند شبه که توو خواب یهو انگار میپره مثل ما که خواب میبینیم از یه بلندی و ارتفاع میفتیم.
امشب فهمیدم این بخاطر اینه که تازه مستقل ایستادن رو یاد گرفته و توو طول روز خیلی پیش میاد که بایسته و بیفته
برای همین انقدر توو خواب این حالتی میشه

خدا خودش به ما مامانا یه صبر و توان بالایی بده از پس این نیم وجبیا بربیایم
من که صاف شدم حقیقتا
شنبه وقت دکتر گرفتم ولی میدونم که اخرشم هیچی نیست و خودم باید درستش کنم