سوال های مرتبط

مامان اصلان مامان اصلان روزهای ابتدایی تولد
پارت دو
ول میکرد کارامو انجام دادم رفتم زایشگاه قبلش بقیه بهم گفتن مگ میخای بچتو از شکمت بفرستی مدرسه ۳۹ هفنه و ۴ روزی برو زایشگاه مگ‌ اونا قبول میکرد گفتن قبول نمیکنبم تا وقتی ک دردت شروع بشه یا کیسه اب پاره بشه معاینه شدم گف دو سانتی بعدش رفتم مطب دکترم برام معاینه تحریکی انجام داد اصلا درد نداشت همش میگفتم درد داره دکترمم میگف معاینه رو ب خاطر درد انجام میدیم ک زود تر دردت شروع بشه خلاصه گف رو ب س سانتی دو ساعت پیاده روی کن ب شب هم‌نمیرسی و زایمان میکنی نامه نوشت گف بعد دو ساعت برو زایشگاه معاینه شو بعد بهم زنگ بزنن بگن پیشرفت کردی یان رفتم خونه دوش گرفتم ورزش کردم دردام بیشتر شد در حدی ک کمش ده دقیقه شد و قابل تحمل و کم بود گفتم بزار از دوساعتی ک دگتر گف یکم دیر تر برم ک دردامو خونه بکشم و کمترشه ساعت ۸ رفتم دیگ نتونستم دردامو کنترل کنم رفتم معاینه شدم گف ۵ سانتی موقع معاینه هم کیسه ابم پاره شد بعد دیگ خاستن رگ و بگیرن و سرم وصل کنن ک دردام بیشتر شد و با تنفس کنترل میکردم ک گفتن ۸ سانتی بردن اتاق زایمان دردام بیشتر و بیشتر میشد یهو گفتن فول شده و همه بدو بدو وسایل هارو اماده کردن
مامان لیانا مامان لیانا ۶ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
۳۷ هفته و ۱ روز معاینه شدم گف دو سانتی منم کلی ورزش و پیاده روی چیزی نمونده ک نکردم بعدش لکه بینی داشتم ترشح زیاد بعد چن روز درد خفیف داشتم با هر بار نزدیکی انقباض میگرفتم با استراحت خوب میشد ولی من میدونستم موقه درد اگ ورزش انجام بدم و برم معاینه همون روز زایمان میکنم برا همین با وجود درد رفتم معاینه ۱۸ دی بود ۵ یا ۶ بار معاینه کرد همینجا زایشگاه خودمون تز بس معاینه کرد بار شدم گف ۴ سانتی زود باید بری پیش دکترت وسایلم برداشتم قبلش دوش آب گرم گرفته بودم رفتم پیش دکترم معاینه کرد گف ۳ سانتی گف ورزش کن پله بالا پایین رفتم خونه خواهرشوهرم ک نزدیک بیمارستان تا شب ۵ سانتی شده بودم ولی دردام سرد بودن قابل تحمل بود بعد خودش ورزش با توپ بهم داد پیاده روی کردم خیلی نزدیک ۱۰ سانت بودم ولی بچم نميومد اونقدرا پایین نبودش با کلی زور بلاخره اومد بعدش خونریزی شدید داشتم و ی چی دیگ هم گف موقه زایمان گرفتم نمیدونم اسمش چیه گف اگ خونریزیت قط نشه خون میزاریم برات حتی سوند گذاشتن برام چون حالم خوب نبود ولی بعدش گف غذا بخور راه برو اگ سرگیجه اینا نداشتی مرخص میکنیم اگ داشتی بستری میمونی ۱۸ دی درد کشیدم تا ۱۹ دی صبح ساعت ۴ ونیم زایمان کردم
مامان بَبی مامان بَبی روزهای ابتدایی تولد
#زایمان طبیعی #پارت ۲
توی تجربیاتی ک میخوندم همه از ماماهمراه گفته بودن. منم ماماهمراه گرفتم. سعی کردم این هفته اخر یکم پیاده روی و ورزش کنم ولی اصلا در حد ورزش حساب نمیشد چون واقعا انقد فکرم درگیرشده بود انگار بی انگیزه شده بودم.
ب ۳۹ هفته و ۴ روز ک رسیدم ماماهمراهم معاینه تحریکیم کرد اما اصلا دهانه رحمم باز نشد کلا یک سانت بود. و واقعا ازخودم ناامیدشده بودم. به ۴۰ هفته و ۲ روز ک رسیدم ینی چهارشنبه ۱۷ تیر ماماهمراهم بهم گفته بود ساعت ۶ صبح برم پیشش ک مجدد معاینه تحریکی بکنه. ابن دفعه ک رفتم یکم معاینه‌ش شدیدتربود.بعد گف ک پیاده برم خونه و یه لیوان زعفران دم کرده غلیظ بخورم. منم همین کارو کردم و تقریبا ساعت های ۱۰ونیم صبح بود ک انقباضاتم شروع شد. اینم بگم ک من تا روز چهارشنبه هیچ درد و انقباضی نداشتم اصلا.
انقباضام ک شروع شد واقعا خوشحال شدم. ب ماماهمراهم زنگ زدم و گف ساعتای ۱ بهدازظهربرو بیمارستان ان اس تی بده. رفتم بیمارستان و معاینه کردن گفتن دوسانت ونیم بازم و باید ساعت ۷ونیم عصربرم برا بستری. چون از هفتم گذشته بود و خطرناک بود. من خونیم ک رفتم وسایلمم برده بودم ولی شیفت عوض شده بود و یه ماما معاینه کرد و گف دوسانتی و دکترگفته ک زوده تا ۴۱ هفته وقت داری.