خب بسلامتی منم با صدای اذان بیدارشدم 🫠👌🥲
یچیزی ذهنمو مشغول کرد
بچه ها میگم چرا وقتی آدم حامله میشه یه عده حسادت میکنن؟!!🫠🥲
توی تموم رفتاراشونو حرفاشونو نگاهاشون نشون میدن؟!😁
من ماه قبل تو بیماریام خواهرم ودخترش اونطوری رفتارکردن
تموم عالم ازنگاهلشون متوجه میشن اونا حسودن
دیگه این آخرین باری شوهرم گفت خواهرت چه قدر بد بهت نگاه میکرد وقتی حواست نبود
منو بچمو توی بیماریم تنها گذاشتن الآنم معلوم نیست کجاشون درحال سوختنه یک هفته س نه زنگ زدن ن پیامی نه سراغی گرفتن
حتی انبار زنگ زدم ببینم مادرم خونه خرابشونه یا نه نخواست تماس بگیره ببینه کارم چی بوده 😄
اون ازاون ۴ماهگی که وقتی فهمید با حرص گفت چیزی واسه بچه ت نخری یموقع
اینم ازبعدشو الانش
ینی باورم نمیشه من بخاطر بچه های اون اونقدر حرف تحمل میکردم ولی در ازشون نمیکندم بعد الان خود همون بچه مادرشم کوک می‌کنه باهم هم حسودی کنن
اگه اسم این کاراشون حسودیوسوختن نیست پس چیه ؟!!
بااینجور آدما باید چیکار کرد ؟
برام مهم نیست ما خیلی وقته شناختمشون ولی دلم میسوزه بخاطرشون جلو خیلیا وایسادم بعد جواب خوبیام الان اینه
چقدر بدبختن واقعاً
بچه م دنیا نیومده اینطوری میکنن بعداً میخان چیکار کنن
برام دعاکنین واقعاً باوجود خواهری مثل این من نیاز به دشمن ندارم اصلا

۶ پاسخ

خواهرمنم اصلاراضی نمیشه برم خونش،هرسری یه بهونه میاره بالینکه وضع مالی خوبی داره

من سه قلو داشتم اینقد حسادت میکردن بعضی عروسامون نگاهشون اینقد بدبود یکی از قل هامم ازدست دادم ولی یکی ازعروسامون چون بچه های خودش سقط میشده کلا ازوقتی بچه هام دنیااومده همش باهام سرجنگه برادرمم همش بچه هامو بازی میکنه (خودشون یک بچه دارن) خودش ودخترش میخوان داداشمو بکشن

به چیت حسادت میکنن؟

چی بگم والا
منم تو این مدت حسادت زیاد دیدم
از ادمایی که بعید میدیدم
ادم حسود خودشو میسوزونه داغون میکنه بذار حسادت کنن تا بترکن😅🤭
۴قل ایت الکرسی همیشه بخون
حرز امام جواد هم بگیر محافظت کننده از چشم زخم ،دشمن،طلسمه

خب به سلامتی عزیز دلم
اره دقیقا طرف ماهم اینجور آدما هستن کلا حسودی میکنن به زندگی آدم دوست دارن هرچی خوبی و خوشیه زندگیه واسه اونا باشه 😔

ببماری چی خواهر؟

سوال های مرتبط

مامان مسیحا😍❤️ مامان مسیحا😍❤️ هفته سی‌وپنجم بارداری
سلام بچه‌ها 🌸
یه پسر ۵ ساله دارم و یه دختر ۱۸ ماهه. وقتی دخترم یک ساله بود فهمیدم دوباره باردارم. واقعاً برام سخت بود و حتی می‌خواستم بچه رو نگه ندارم، چون غریبم و کسی رو اینجا ندارم، بدنم هم خسته و بی‌جون شده بود.
ولی همسرم هی می‌گفت: «من هستم، تنها نمی‌ذارمت، غصه نخور» و با همین حرف‌ها دلم رو گرم کرد و منم قبول کردم بچه بمونه 🤰💕
اما واقعیت اینه که فقط وقتی باهاش حرف می‌زنم میگه هستم…
وقتی واقعاً نیاز دارم هیچ‌وقت نیست 😔💔
چند بار سرما خوردم و بدون دکتر رفتن خودم خوب شدم. امروز دوباره حالم بد شد، بهش زنگ زدم گفتم «کی میای گفت چرا گفتم حالم خوب نیس» گفت «منم سرکارم حالم خوب نیس » و باز نیومد.
شغلش آزاده، زمانش دست خودشه، ولی بازم نمیاد 🥺
یه بار هم از شدت درد لگن نمی‌تونستم صاف راه برم، دولا دولا می‌رفتم. زنگش زدم گفتم زودتر بیا… اما نه تنها زود نیومد، از همیشه هم دیرتر رسید 😞
امروز خیلی دلم شکست…
بعضی وقتا با خودم می‌گم اگر فردا روزی درد زایمانم شروع بشه، با سه‌تا بچه تو یه شهر غریب، من باید چیکار کنم؟ 😔💭