۱۴ پاسخ

چقدر درکت میکنم😐😭
واقعا حس میکنم بچه های مادر شوهر منو یکی دیگ بزرگ کرده
رسما هیچی نمبدونه از بچه داری
و فقط نظرات متخصصانه و کارشناسانه ارائه میده😐

دقیقا منم امشب رفتم خونه داییه بزرگم همه اونجا بودن به عنوان روز مرد
بچم یهو وارد جمع شلوغ شد همه ریختن دورش شروع کرد گریه میخاس بیاد بغلم همه سعی میکردن بغلش کنن اروم کنن بچم بیشتر گریه میکرد
ب زور ازشون گرفتم تو بغلم اروم بود
هی باز میریختن دورش باز گریه ش شروع شد نمیدونم میخاستن شیرینی بدن دهنش خامه بدن 😐 منم بهشون صدبار گفتم هیچی حق ندارین بدین به بچم
خلاصه بچم بغلم اروم بود هی میومدن از بغلم چنگ میزدن گریه بچمو درمیاوردن
بچمم تازگی بخاطر دندوناش خیلی اذیته کلا امروز یکم بی قرار بود خابشم گرفته بود
دیگ گفتم من میرم خونه
اومدم خونه بچم اروم شد بعد چن ساعتم خابید
منم هرجا برم ببینم بچم اذیته پامیشم میرم خونه
چند بارب پیش اومده رفتیم بیرون کافی شاپی رستورانی جایی بچم بیقراری کرده برگشتم خونه

دقیقا بچه من همینطور بود میومدیم خونه دیگ شاد و خوشحال میشد انگار از شلوغی خسته میشد ولی من کم نیوردم بردمش بازم ت شلوغی الان عادت کرده دیگه

اصلا فکر نکن چون ادم عوضی ونفهم بلا نصبت به تو کاری نمیشه کرد بهاشون جز حرص دادنشون اصلا خودت ناراحت نکن بچه بچه ای خودت مال خودت از تن جونت ساخته شده ولشون کن بابا بی خیال به بچه ات برس

دقیقا منم مثله شمام،پسرم توی مهمونی که میرم شلوغ باشه از دقیقه اول گریه میکنه و هر کی یه چیزی میگه،کلافه میشم از حرفاشون ،طوری که نیم ساعت نشده برمیگردم خونه خودم و آرم میشه و شروع میکنه ب بازی و خندیدن

عزیزم من خیلی درکت میکنم و مطمئن هستم که سن و سالت پایین هست ، چون تجربه من دقیقا همینجوری بود بچه اولم ،همه نظر میدادن و من عذاب می‌کشیدم منتها الان برای بچه دومم فک فامیل خانواده شوهر سهله دنیا هم ایراد بگیرند خیالی نیست چون هیچ اهمیتی نمیدهم وانگاری که اصلا نمیشنوم و همینجوری دوست دارم بزرگش میکنم البته انسان با رفتن سن به بالاتر اهمیتش به دور وریها کمتر میشه بسپار به زمان و بنظرم اصلا اهمیت نده و از بزرگ کردن فرزندت لذت ببر،مطمئن باش اونا هم اصلا یادشون می‌ره که چی ها گفتن 💕 انشالله تن بچه هامون همیشه سلامت و سایه پدر و مادرها بالا سرشون باشه

چقدر مث بچه من و چقد مث من رفتار کردی
منم اعصابم میریزه بهم ساعت خابش باشه بعد یجا باشم شلوغ و چراغونی بچم گریه میکنه ب هیچ وجه اروم نمیشه هرکی ی عیبی میزاره مث نفهما یکی میگه دندونشه یکی میگه گوشش درد میکنع یکی میگ دلش درد میکنه یکی میگ تو حاملگی استرس داشتی بچه نا اروم شده در صورتی بچم فقط خابش میادو جمع بعد ی مدت کلافش میکنه

ماهم همین برنامه رو توی مهمونیا داریم. انقد نصیحت میکنن

دخترمنم اینجوریه توشلوغی که میرم سرگریه کردنش درمیاد همه میگن دلش دردمیکنه گوشش دردمیکنه....
میگم عادت به شلوغی نداره میگن نه یه چیزیش هست فکرمیکنی۲۴ساعت شبانه روزاونادارن بچه رونگهش میدارن وبزرگ میکنن.
واقعاآدم عصبی میشه بخاطربعضی رفتارا

بابا ولشون کن خوب کاری کردی نمیشه بخاطر نفهم بودن بعضی ها بچه ات اذیت بشه ولشون کن بابا

بگو لوسه یا نیست بچه منه قرارنیست که باشما زندگی کنه سختتون باشه

خب بچمون تو اولویته😐😑

اصلا بهش فکر نکن
مسلما تو صلاح بچتو بهتر میدونی،خوب کاری کردی

بنظرم واقعا به کسی ربطی نداره

سوال های مرتبط

مامان آنیا مامان آنیا ۵ ماهگی
مامانا میشه یه راهنمایی کنین
دخترم امشب بدخواب شد
چون با شیر میخوابه،شیر بهش دادم،ولی میخوابید ولم نمیکرد،میخواست سینه دهنش باشه وگرنه بیدارمیشد،بیشتر از یک ساعت ونیم منو تو این حالت نگه داشت،بعد یهو بیدارشد کلا،نخوابید،بعد از چهل دیقه شروع کرد ب نق نق کردن و گریه،هرکار میکردم آروم نمیشد،و سینه رو می‌گرفت و ول‌میکرد،بهش‌ ژل دندون هم زدم ولی افاقه نکرد،بهش دندونی ک‌دادم ساکت شد،حدودا بیست دیقه با دندونی آروم شد،بعد دیگه دندونی رو پرت کرد کنار،هیچ جوره نخواست،دو سه تا هم آروغ زد....
سینه هم نمیگرفت ک بخوابه،درحالیکه بشدت خوابش میومد و گریه میکرد،دیگه بغلش کردم تکون تکونش دادم باز گریه میکرد،ولی انقد ادامه دادم تا خوابش برد
اینم بگم ک شام هم قیمه خوردم،ممکنه اون‌اذیتش کرده باشه؟؟؟آخه به خودش نمیپچید ک بگم دل درد بوده باشه،بنظرتون پدی لاکت بدم بهش ؟؟؟الان خوابش برده نمیدونم بهش بدم یاندم
نمیدونم چشش بود🥲


کولیک
رفلاکس
فرزندپروری
پوشک
شیر
شیرخشک