۲۰ پاسخ

تا سه ماه شیفتی بودیم
۱۲تا۴صبح همسرم بقیش خودم 🥲واقعا بچه کولیکی کمکی نباشه آدم کم میاره
قشنگ میفهمم چی میگی
من از بی خوابی توهم میزدم و این واقعا خطرناکه

اره واقعا
زر زیاد زدن که سخت نیست و شیرینهههه

هنوز بچه تون کوچیکه
بزارین دو سه ساله بشه، براتون بلبل زبونی کنه و ابراز محبت کنه، شیرینی رو اون موقع میفهمین..
الان فقط سختی یه

خیلی سخته بخدا منم الان بغلمه یعنی هنش بغلمه روز شب 😭

وای اینجور نگو شرینی زندگی‌نی خودش واقعا شیرینه بچه اون بچت مشکل داره ببرش پیش دکتر علائمشو‌بگو‌تا کی میخای تحمل کنی اون گریه کنه نخابید.وقتی بچه میاری باید قید خوابو بزنی دیگ دین اون یچه گردنته اونکه خودش نخاسته بیاد تو اوردی مسولیتشو گردن بگیر

عزیزدلم‌ میدونم سخته ولی میگذره ماهم این شبا و روزا رو داشتیم و گذروندیم
از خانوادت کمک بگیر خب

خدا خودش کمک کنه
بچه هامون جایش درد نداشته باشه
راحت بخابه

هووووف 🥲💔
بیا باهم تیکه پاره اش کنیم

صدای سشوار هم امتحان کن شاید جواب داد

عب نداره ملومه که خیلی سخته ادم اذیت میشه
ولی حواسمون باشه ناشکری نکنیم
منم انقد یوقتای خسته میشم ناراحت میشم
بازم میگم خدایا ناشکری نیست فقط بروز خستگیمه

ناشکری نکن عزیزم خیلیا ارزوی این روزهارو دارن چشم به هم بزنی تموم میشه روزای خوب هم میاد

اینجوری نگو عزیزم این روزا وشبا میگذره میدونم سخته ماهم گذروندیم و داریم میگذرونیم ولی وقتی برات میخنده همه رو فراموش میکنی لحظه ای که باعشق نگات میکنه و سرشو میچسبونه به قفسه سینت یه آرامشی میگیری که هیچ جا همچین آرامشی نمیتونی پیدا کنی فقط صبر داشته باش
صبح میشه این شب…..🥹

عزیزم این شب و روزاااا خیلی خیلی زود میگذرهههههه پس سعی کن به خودت سخت نگیری واقعا حق دارید میفهمم اما سعی کنید خودتون رو با توجه به شناختی که دارید از روایاتتون آروم کنید تا این روزا و شب ها راحت تر بگذره چون واقعا شاید سخت باشه اما خیلی زود میگذره و شایدم دلتنگ بشی بعد از گذشت سال ها

این پیامو در حالی دیدم که خودم پای ننو نشستم و همچنان دارم تاب میدم! و بچه بزرگترمو به سختی خوابوندم...
روزهای سختیه ولی باید آروم باشیم... همه چی درست میشه،خوابشون اوکی میشه، شبر خوردنشون، ریفلاکس و کولیکشون.... حق غر زدن و نق زدن هم کاملا محفوظه عزیزم😍😍

صبور باش مامان مهربون شاید رفلاکس داره یا کولیک داره یا شیر شما آبکیه سیر نمیشه طفلی با پزشک مشورت کنید

این روزا میگذره نگران نباش بچه اولته؟
من چی بگم خواهر دختر بزرگم ۱۵ ماهه اینم ۲۲ روزش من کلا رد دادم ولی باید تحمل کنیم چند ماه اپلش خیلی سخته بعدش هم عادت میکنی هم بچه هم بزرگ بشه بهتر میخوابی

واقعا سخته،بچه منم همینه،خداحفظشون کنه خودمون برای خودمون دردسر درست کردیما😂😂

یکم استامینوفن بده شتید مشکل دارع

چرا عزیزمممم
چیشده؟؟؟ 😢

😭😭😂😂💔💔 وقتی این روزا برات تمام بشه کمتر بشه برا من شروع میشه

سوال های مرتبط

مامان نفسم و پسرم💚 مامان نفسم و پسرم💚 ۶ ماهگی
سلام خانومایی که یه بچه دیگه دارید چجوری مدیریت میکنید که بچه اول احساس تنهایی و حسادت نکنه؟امشب دخترم گفت کاشکی من نبودم دیگه فقط به داداشم میرسیدید💔
قلبم شکست بچم خیلی احساس کمبود توجه داره فقط چون من بیشتر سر داداششم شیرش میدم عاروغش میگیرم عوضش کنم وسطشم اون میخوابه برسم به کارای خونه و کارای دخترم
اونم بیشتر روز میره خونه مادرشوهرم توی یه ساختمونیم وقتایی هم که بیکار باشم خیلی وقتا نیست که باهاش وقت بگذرونم
شبها هم همیشه میخوابوندمش قبل از زایمان الان نمیرسم و واقعا بچه ی نخوابی هست شبا تا صبح نمیخوابه الان هنوز بیداره میگه چرا دیگه مامان نمیاد برام قصه بگه بغلم کنه تا بخوابم بخدا یکساعت طول میده وگرنه درحد ده دیقه میام پیشش بعد دیگه هی سر میزنم بهش میگم بخواب خودش نمیخوابه تا مارو نخوابونه نمیخوابه خوابش شده ساعت سه و نیم نصف شب تا دوظهر امشب وایسادم پیشش تا بخوابه یکساعته هنوز نخوابیده دارم خستگی هلاک میشم نمیدونم این دخترو چیکار کنم