۲۳ پاسخ

به چه چیزا فکر میکنین بخدا....
مگه زمان انقلاب و دفاع مقدس زایمان نمیکردن؟
بعدشم خیلی دنبال خبر های جنگ و اینا نباشید الکی استرس میرسه بهتون

خدا بزرگه عزیزم،این چه فکریه؟
توکل به خودش کن و لذت هایی که باید ببری رو با این افمار ناامید کننده شیطونی از بین نبر

در هر صورت بیمارستان و دکتر هست. قدیما تو خونه بچه رو به دنیا می آوردند. دیگه بیشتر از اونه. دوستم، خواهر بزرگش بند نافش رو بریده بود.

جنگ نمیشه تازگی جنگ سایبری شده ولی بدون هیچ خبری جلوگیری کردن نذاشتن تظاهرات اعتراضات حق یک مردمه در مقابل گرانی ولی قرار به جنگ نیست جنگم باشه هدفشون خرای بزرگه اصلا چنین فکری نکن

من اخبارو دنبال نمیکنم چون کاری از دستم بر نمیاد استرس الکی نداشته باش بابت اتفاق نیفتاده هم فکر و خیال نکن

فکر نکن به اینا پس اون بدبختا که تو هشت سال جنگ پشت سر هم میزاییدن چی

خدا کریمه خودش داده خودش هم محافظت میکنه

من اوایل حاملگیم جنگ شد تا چند مدت توهم داشتم

نگرانیت الکیه

وای منکه دیوونه شدم هرچی میخوام اروم باشم نمیتونم😭😭

😐😐😐😐😐

من که اوایل بارداریمم جنگ شد 😑😄تا صدا میومد من پشت بوم بودم قشنگ میدیدم کجا رو میزنه .یعدشم بیمارستان و اینا هست نگران نباش.امیدوارم که دیگه هیچ وقت پیش نیاد.

از این اتفاق ها نمیوفته مردم بیچاره اعتراض دارن یک عده گرگ و شیطان صفت دارن سواستفاده میکنن!
خدا خودش کشورمون رو حفظ کنه از دیت این دشمن های داخلی و خارجی

هیچی نمیشه گلم استرس به خودت نده ۸،سال جنگ مگه بچه ای به دنیا نیومد؟؟؟

نگران نباش عزیزم اتفاقی نمی افته. اصلا اخبار رو دنبال نکن.

نگران نباش منم عین توام
تازه همسرمم نظامی و درست وحسابی خونه نمیاد

عزیزم نترس،باز مثل دفعه های قبل یه چندروز طول میکشه بعد تموم میشه

منم یه هفته دیگه زایمانمه🫥همش میگم دکتر نباشه چیکار کنم

نترس بابا دوتا فیلم زایمان طبیعی ببین یاد بگیری 😂😂 چرا استرس ب خودت میدی عزیزم. جنگی نیست اعتراض داخلیه
چند روز دیگ یارانه میکنن 700 دهن مردم بسته میشع

من فوبیای اینو دارم ک وسط زایمانم بمب بزنن ب بیمارستان همه ول کنن برن بچم معلق بمونه😮‍💨🤣

مگه میخواد بشه؟😭😭😭😭😭من هنوز ترس اون چندماه قبل تو وجودم هست هرشب خواب میبینم
نگوووو😭

منم از ای فکرا میکنم🥹انشاللع ک جنگ نمیشه

نترس بابا هیچی نمیشع

سوال های مرتبط

مامان فندق مامان فندق هفته سی‌ویکم بارداری
تو رفتی مامان .
من موندم زخم سزارینی ک بدون تو تحملش خیلی سخته
همش میگم خدایا این همه بچه ۶ ماهه ۷ ماهه میمونه من ک تمام تلاشمو کردم چرا بچه من نه. من ک از جون و سلامتی خودمم گذشتم چرا من نه.
من موندم و ای کاش روز اول اجازه نمیدادم معاینم کنن پافشاری میکردم ک نه من تست خریدم اول تست بگیرین .
من موندمو ای کاش من ۲۵ روز بستری بودم هیچ مشکلی نداشتم چرا گذاشتم دوباره معاینم کنن که دوروز بعد باعث بشه زایمان کنم .
چرا گذاشتم اون خودخواه بار اخر معاینم کنه ک ضربان قلبم بره بالا ببرنم برای زایمان
چرا صبح روزی ک شبش زایمان کردم به دکتر گفتم دوز سوم بتا رو برام بزن چرا نزد
چرا اصلا کیسه ابم پاره شد .
چرا اصلا تقدیر من اینجوری شد.
بچم که رفت
هر روز با همسرم گریه میکنیم
خودمم اینده ای رو برای خودم میبینم
که من سزارین شدم نکنه دفعه بعد هم همین اتفاق برام بیوفته
حتی شاید نتونم دیگه مادر بشم.
نمیدونم
فقط هر دفعه یه چیزی یادم میوفته و خودمو سرزنش میکنم
از خودم بدم میاد …
فقط خودمو مقصر میدونم
فکر میکنم کم کاری کردم .
تنها و آرزو و حسرتم شده کاش یکبار بغلش میکردم….