۶ پاسخ

من و آبجیم توی یک روز ب بچه بدنیا آوردیم
قبلنا ک کوچکتر بودن بچها بچه اون میزد بچمو
الان ن حسین من دفاع میکنه از خودش و‌میزنه
ولی اون کمتر
در کل بچه تو هر مرحله‌ از رشدش ی سری رفتار ها و...داره جای نگرانی نیست بایذ براشون توضیح داد و...

طبیعیه فدات
منم هم سن سالا خودشو میزنه و‌حتی بزرگتر ولی نمیدونه ک بچه اس براش توضیح میدم ولی در کل با بچهای بزرگتر بیشتر بازی میکنه دوس داره

پسر منم همینه

حالا پسر من اینجوریه که بقیه همسناش میزننش اینم میترسه میاد بغلم و گریه میکنه

فقط باهاش با ارامش حرف بزن دعوا فایده نداره کم کم از سرش میوفته

برا سنشه
ایلینم همه چیو پرت می‌کنه ولی همسناشو نمیزنه

سوال های مرتبط

مامان مهیار و مهوا مامان مهیار و مهوا ۳ ماهگی
مامانا الآن ۱ هفته است اومدم خونه پدرم، مهیار با دختر خواهرم (۸سالشه+ هم بازی میکنن، گاهی جیغ میزنن قهر یا دعوا می‌کنن ، اما اهل کتک زدن نیستن یا گریه بکنن ، درحد اسباب بازی هم دیگرو خواستن و...
حالا پدرم همش می‌گه چقدر پسرت جیغ میزنه و غر میزنن ، خواهرم دوقلوی دیگه م دارن ۳ماهشونه، چون الان مرکز توجه سمت اون است گاهی مهیار می‌ره سمتشون انگار که بخواد بزنشون، با این که خیلی‌ دوستشون داره، بوسشون می‌کنه و به زبون خودش قربون صدقه شون میره، خب بهرحال مهیار هنوز۲سالشه، توقع زیادی نمیشه ازش داشت اما خانوادم اینو درک نمی‌کنن، بااینکه مهیار اهل سلام کردن تشکر کردن هست شاید باورتون نشه ، قشنگ باهمه هم حرف میزنه و ارتباط برقرار میکنه، اما خب الآن می‌بینم این‌جا هم پرسروصدا شده هم گاهی مثلا ماشین بازیش و پرت میکنه، یه سری رفتارا رو بهرحال تو بازی با دختر خالش یاد گرفته.
بنظرتون این موقع ها چطور برخورد کنم؟
دوست دارم احترام پسرم حفظ بشه، اینم بگم من مادرم فوت کرده و زن بابام توی خونمونه، و خیلی هم به مهیار غرمیزنه ، با اینکه مهیار خیلی دوستش داره و مامان صداش میزنه اون زیاد حوصله پسرم ونداره.