۴ پاسخ

از امروز شروع کن عزیزم، پاشو الان نماز صبحت رو بخون، بعد خوندش انقد حس خوبی میگیری که

وای عزیز، خدا رحمت کنه مادرتو
نگو اینجور یکم ارمون باشه به فکر پسر نازت باش انشالا ک همه چجیزدرست میشه عزیز

خدا نکنه گلم مشکل از شوهراس

وای نگو اینجوری خدانکنه
خدا مادرت روهم رحمت کنه
همین الان پاشو وضو بگیر برای نماز صبح اماده شو عزیزم
اخلاق بد هم راه داره کلی دعا و ذکر هست بزای خوش خلق شدن
ذکر یاودود رو هم زیاد تکرار کن رو ب روی صورت همسرت

سوال های مرتبط

مامان شاهان و جانان مامان شاهان و جانان هفته بیست‌وچهارم بارداری
بچ ها من بخاطر قرص قند می‌خوردم افت قند می‌گرفتم و شدید علاعم داشتم رفتم دوهفته خون مامانم بعد متوجه شدم برا قرصه آمدم خونمون قرص و ول کردم جسمی خوب شدم ولی بعد دوهفته ک خون آمدم یهو از جمع دور شدم تک و تنها ت خونم با بچه 17ماهه داغون شدم گریه میکردم و خال بدی داشتم از تنهایی حس خفگی گرفتم باز رفتم خون مامانم بعد اونجا ک بودم حس میکنم از زندگی و شوهرم و خونم خیلی دور شدم خونمم ک میام حالم میگیره همش افسرده ام هنوز ب بعد زایمانم و بچه داری فک نمیکنم تا یادم میاد گریه ام میگیره من بعد شاهان یهو از خود قبلی خدم دور شدم تا آمدم عادت کنم ی بچه دیگ حس میکنم دیک برا خدم نیسم برا شوهرم وقت ندارم اصن برا زندگیم از تنهایی متنفرم همش میخام ت جمع باشم تا تنها میشم فکر و خیال میکنم گاهی خوشحالم گاهی ناراحت گاهی حس میکنم هیچی خوشحالم نمیکنه و گاهی حس میکنم شادم گاهی احساس مذخرف به زندگی دارم و از همه چی متنفرم گاهی نیسم طبیعیع؟ برا بارداریع؟بعد زایمان خوب میشم؟دارو داره؟