حالم یجوریه ،نوار گذاشته بودم توشو دیدم یه ترشح بود که هم خیلی بزرگ بود هم لزج بود هم قهوای رنگ بود فک کنم بهش میگن ترشح موسکی.دیروز صبح هم یکی گنده ازم اوفتاد تو دسشویی ولی چون نتوستم خوب ببینمش نفهمیدی دقیق چی بود اینو خوب دیدم .
نگرانم نگرانه پسرمم یعنی الان حالش خوبه ؟ساعت ۱۰ نیم شب با نزدیک ۱۲ خوب تکون میخورد ولی الان انگار خوابیده نمیدونم .
من یکشنبه که رفتم پیشه دکترم معاینه کرد معاینه تحریکی بهم گفت ۲ سانتی بعد اون کلا لکه بینی دارم با ترشح هایه کوچیکو بزرگ ک رگه خونی دارن .
زنگ زدم دکترم گفت اگه به خون ریزی افتادی و در دات خیلی زیاد شد برو بیمارستان .
از دردام بگم حالم یجوری بهم میخوره که انگار میخوام بالا بیارم.
زیره شکمم گرفتگی داره (خیلی کم)
دردام مثله زمانه پریودیم هستش
کمرم درد نداره ولی سنگینی داره
مقعدم وقتی میشینم درد داره ولی نمیمونه زودی میره
بنظره شما ساعت ۱۱ یا ۱۲ برم بیمارستان بستری میشم نامه بستریم واسه چهارشنبس

۱۶ پاسخ

برو بیمارستان ان اس تی بده

حتما سریع برو بیمارستان

عزیزم هفته ات بالاس باید بری بیمارستان دور از، جون خطر افت ضربان قلب یا... هست

یکم ورزش کن پله بالا پایی کن دردات زیاد بشه

برای منم دعا کن سره این یکی دیابت دارم انشالله به سلامتی دنیابیاد☺️😊

قرار نیست همه با درد وحشتناک زایمان کنن بعضیا خوش زان زن داداشم میگه اول دردم کم بود فقط موقه که بچه میخاست در بیات درد داشتم اونم بعد از در آمدن بچه خوب خوب شدم حتمن آمروز برو بیمارستان قلب بچه رو چک کنن

اگه بچت تکون نمیخوره حتمن برو بیمارستان نمون

من دردام ازساعت نه یاده شب یکم زیاد شد قبلش اصلا سخت نبود

اگ بیماریتان بری معاینه کنن بالای ۴ سانت زاشی خودشون بستری میکنن

انشالله توروهم سریع بستری کنن ونی نیت سالم به دنیا بیاد

آره سریع بستری کردن من ساعت شش عصر بستری شدم ساعت شش. نیم صبح دخترم دنیا اومد

اونو نمیدونم ولی من برای دخترم که رفتم 4 سانت بودم

اگر معاینه تحریکی انجام داده باشی آره امکانش هست

احتمالا به خاطر نزدیک شدن به زمان زایمانت هست

اره برو ترشح قهوای رنگ باید بری بیمارستان

میخوای طبیعی بیاری؟؟؟

سوال های مرتبط

مامان معجزه(رادین) مامان معجزه(رادین) ۷ ماهگی
تجربه زایمان

پارت دوم#

روز چهارشنبه ۱۱ تیر از غروب بعد داشتن رابطه بدون جلوگیری دردام خیلی زیاد شد و فاصله کم اما باز قابل تحمل بود اما به وضوح مشخص بود تاثیرش . شب رو با قرص مسکن استامینوفن صبح کردم اما ساعت ۴ باز بیدار شدم نتونستم بخوابم درد کولیکی توی کمرم و قسمت لگن داشتم که می‌گرفت ول میکرد صبح شوهرم رو بیدار کردم که بریم بیمارستان اما چون بیمارستان خصوصی کمی از ما دور بود گفتم بریم دولتی معاینه بشم اول که آیا اصلا تغییر کردم یا نه بعد برم رفتم بیمارستان و اونجا گفتن ۲ سانتی نوار قلب بچه رو گرفتن خوب بود و گفتن فعلا زایمانی نیستی برو دردات بیشتر شد بیا منم ساعت یک ظهر آمدم خانه ماما بیمارستان گفت افاسمان خوبی داری عصر بیا دوباره معاینه شو اومدم ورزش کردم حمام کردم رو توپ کار کردم دردام بیشتر شد شدتش فاصله ش هم کمتر شد تقریبا زنگ زدم دکترم گفت برو بیمارستان خصوصی که بهت نامه دادم معاینه کنن رفتم اونجا معاینه شدم گفت ۲ فینگری تعجب کردم با این همه درد که بیشتر شده چرا هنوز ۲ سانتم اونجا هم نوار قلب دادم خوب بود اما چون درد داشتم و انقباض ثبت شد بستری شدم ساعت ۱۰ شب برای زایمان طبیعی عصر قبل از اینکه بیام بیمارستان دکترم گفت روغن کرچک بخور و مایعات و غذا نخور یا خیلی سبک منم روغن خورده بودم خیلی روان شدم اسهال معده مم خالی بود گفتن آبمیوه و کیک بخور برای nst دردام هی داشت بیشتر میشد با فاصله کمتر تا ساعت ۱۲ شب درد داشتم اومد برام آمپول فشار زد دوباره معاینه کرد گفت ۳ سانتی تقریبا و دردام خیلی زیاد بود اما باز یه جوری تحمل میکردم تا اینکه ده دقیقه بعدش اومد آمپول فشار زد یعنی ساعت شد ۱۲:۳۰ من حس کردم دارم میمیرم از درد وحشتناک بود زنگ زدن دکترم خودشو رسوند
مامان محمدحیدر مامان محمدحیدر ۱ ماهگی
تجربه زایمان
من ۴۰ هفته و ۵ روز بودم ولی هیچ طوری دردام شروع نشد دکترم گفت بیا تا معاینه کنم ببینم چطوری رفتم مطب معاینه کرد گفت دهانه رحمت بسته است و بیشتر از این هم نمیشه بمونی من گفتم میخوام طبیعی باشم گفت با آمپول فشار هم فک نکنم بتونی زایمان کنی سزارین میشی گفتم اشکال نداره من تلاشمو میکنم دیگه نامه داد گفت برو بیمارستان نوار قلب بگیر ببینم امشب بستری بشی یا فردا رفتم بیمارستان معاینه کردن و نوار قلب گرفتن گفتن امشب باید بستری شی ساعت شیش بود بستریم کردن تا کارمو کردن ساعت ۸ شب معاینه کرد گفت یه سانتی دیگه دوز اول رو برام شروع کردن دردای کمی میومد سراغم منم پاشدم پیاده روی کردم و ورزش کردم ساعت دوازده شب بود زنگ زدن دکترم گفت تا ساعت یک شب سرم بگیرم بعد استراحت بدن تا شیش صبح ، ساعت یک که سرم رو قطع کردن دیگه منم دردی نداشتم یکی دو ساعت خوابیدم دیگه ساعت ۶ اومدن دوز دوم رو برام وصل کردن اینم بگم شب معاینه کرد گفت همون یه سانتی ولی دهانه رحمت خیلی نرم شده
دوز دوم رو که صل کردن دیگه دردام شدید تر بود منم مدام راه میرفتم و ورزش میکردم وقتی دراز میشدم دردام خیلی بیشتر میشد همراهم کمرمو ماساژ میداد خوب بود برام تا ۱۱ و نیم ظهر که معاینه شدم گفتن ۴-۵ سانتی دیگه دکتر گفت یه ساعت استراحت بدیم سرم که قطع شد بازم درد داشتم ولی با فاصله بیشتر
ادامشو پارت بعد مینویسم
مامان دلارام مامان دلارام ۵ ماهگی
سلام مامانا من اومدم تجربه زایمان براتون بگم خلاصه شو
من از پنج شنبه صبح بیدار شدم گفتم بزار چای با زعفران با خرما بخورم شاید دیدی دردام شروع شد 39هفته 3 روز بودم خوردم شب که شد دردام شروع شد و ب 5 دقیقه رسید ساعت 1 شب رفتم بیمارستان گفت هنوز 1 سانتی و بستری نمی‌کنیم میخوای برو نوار قلب بگیر بیار رفتم آبمیوه خوردم ساعت 3 رفتم نوار قلب خوب بودم ولی درد داشتم گفت برو ساعت 6 باز بیا معاینه کنم باز 6 رفتم گف 1 نیم سانتی وای خیلی حالم بده بود دردام ولی دهانه رحم باز نمیشد گفت بری خونه راحت تری اینجا اذیت میشی دیگه اومدم خونه یکم خوابیدم گفته بودن شب بیا باز انقد پیاده روی کردم رفتم تو وان 10 دقیقه نشستم با آب گرم خیلی خوب بود دردم کم میکرد دیگه از شدت درد ساعت 10 شب رفتم باز بیمارستان گفت 2 سانتی وای خیلی دیگه حالم بده بود گفت ساعت 5 صبح باز بیا بستری میکنیم دیگه اومدم خونه نمی‌تونستم دردام کنترل کنم ساعت 1 رفتم گف 3 سانت 40 درصدی زنگ زدن ب دکترم کف بستری کنید دیگه بستری شدم
بقیه پارت بعدی