۶ پاسخ

ای جان دختر خواهر شوهر من اولی که به حرف اومده بود به من می‌گفت سایا؛چون اسمم ساراست؛هنوزم میگه زندایی سایا😂🤣

بازم پیج داره گونش؟منم قبلا خیلی نگاشون میکردم سه قلوهای تبریزی رو

نازززز😍چ اسم خاصی و زیبایی مثل خودش خوشگله اسمش❤️

سایا خیلی قشنگ تره نسبت به ماهک.
منم وقتی حامله شدم هنوز جنسیت نمیدونستم گفتم اگه دختر شد میذارم لیانا ولی آخر آوینا انتخاب شد و چقد خوب که آوینا گذاشتم قشنگ تره بنظرم نسبت به لیانا و معنی اش هم یعنی عشق 😍

چ زیبا مثل خودش🥰

ای ننه 😍

سوال های مرتبط

مامان ماهان و تودلی♥ مامان ماهان و تودلی♥ ۱ سالگی
#زایمان زود رس
پارت ۸
ادامه داستان قبلی

دیگه ۳٠هفته سیسمونی مو اوردن دیگه من رو تخت شیب دار بودم چند هفته بود که اصلا بلند نشده بودم حتی رو تخت حموم میکردم سرمو رو تخت میشستیم دیگه خیلی دلم میخواست بعداز چند هفته از تخت بیام پایین بلند شدم اصلا یه حسی داشتم انگار صد کیلو وزنم رو بود بعداز چند هفته دراز کشیدن بلند شدم یه راهی تو خونه زیر بغلم رو گرفتن راه رفتم تا ۳۵هفته همین روال بود دیگه انقدر امپول زده بودم جای سالم تو بدنم نبود کل بندم کوفته بود سزکلاژم رو ۳۵هفته باز کردن میتونم بگم بدترن درد رو داشت باز کردنش ۳۶هفته هم سزارین شدم نچرخیده بود بچه داشت سرپا دنیا میومد یه چند روزی هم دستگاه رفت و خداروشکر تموم شد برگشتیم میدونید چرا اینارو تعریف کردم فقط خاستم بگم قدر سلامتیتون قدر داشته هاتون رو بدونید من ارزوم بود مثل بقیه ها یه مهمونی ساده برم لباسای قشنگ باداری بپوشم سیسمونی پسرمو خودم برم با شوق انتخاب کنم بخرم اما نشد بازم میگم خداروشکر به خیر گذشت پسرمو بغل گرفتم فقط یه چیزی بگم هر حسی به کائنات بدی همون میشه من قبل اینکه بچه دار بشم همش میگفتم خدایا به من یه بچه بچه راضیم تا اخر دراز بکشم دقیقا همونم شد همیشه از خدا خوب بخداید زیاد بخاید به هرچی فکر کنید همون م