سلام مادرهای عزیز
یک موضوعی چند روزی هست خیلی ناراحتم کرده در مورد بچم
اونم اینکه ...
هفته پیش بردمش بینایی سنجی
با دستگاه چِک کرد چشماشو
بعد گفت خوبه !
منم نگران شدم ، گفتم یعنی چی خوبه ؟
گفت یعنی نمیتونم بگم عالی اما خوبه ، نه و نیم از ده هست
همونجا نفر بعدی که چِک کرد بهشون گفت : عالیه ، چشم بچتون ده دهم هست !
من داشتم نگاه می‌کردم و غصه میخوردم توی دلم
دوباره رفتم جلو و پرسیدم چرا چشمای بچم ده دهم نیست آخه؟
گفت گوشی دستش دادید؟
گفتم بله گاهی پیش اومده
گفت نباید گوشی بدید اگر هم دادید در شبانه روز از یک ساعت بیشتر نشه ، تلویزیون از فاصله دو تا سه متری باید نگاه کنه
منم گفتم تلویزیون رو رعایت می‌کنم براش همیشه
اما گوشی خیلی کم ، فقط گاهی بخاطر اینکه توی خونه واقعا حوصله اش سر میره
سعی می‌کنم همونم قطع کنم کم‌کم
البته این اطمینان رو بهم دادن که اگر نکات گفته شده رعایت بشه ، چشمش برمیگرده
حالا از اون روز واقعا دارم تلاش می‌کنم
چون واقعا غصه خوردم ، یک بچه سه ساله ، چرا نباید از الان چشمش ده دهم باشه
دیگه بزرگ‌تر بشه چی پس ؟؟؟
من واقعا دارم تلاش می‌کنم اما گاهی توی خونه انصافا حوصله اش سر میره
هرکاری بگید انجام میدیم با هم اما خب بازم وقت اضافه میاد و حوصله اش سر میره ، الانم بیرون نمیشه رفت که ، هوا هم سرد شده
شما بچه هاتون رو بردید بینایی سنجی ؟
چطور بود ؟

تصویر
۲۴ پاسخ

عزیزم خیلی ازین ضعیفی ها بخاطر وراثته

عزیزم اینقدر غصه نداره ۹ونیم اصلا چیزی نیست بعد کاملا تو این سن طبیعی هست. چیز مهمی نیست وسواست رو کم کن پس فردا بچه ات میره مدرسه میگی چرا ۱۹ شده بیست نشده.

حالا اینقد غصه نداره ک

ببین در حد نیم نمره ممکنه خطای دکترم باشه ها. برا بچه برادر شوهرم اینطور پیش اومد

عزیزم چقدر خوب شد اطلاع دادی من هنوز نبردم

سلام عزیزم می‌دونم ناراحتی انشاالله که درست میشه ولی من سه چهار ماه پیش از بهداشت زنگ زدن گفتن بیار بینایی سنجی بردم گفتن مشکوکه به ضعف بینایی بردم متخصص گفت شماره چشمش هفت هست و تنبلی شدید داره😭 خیلی گریه کردم و غصه میخورم که چرا زودتر نفهمیدم اولین روزی که عینک زد هیچوقت یادم نمیره همه جا رو داشت با دقت نگاه میکرد انگار قبلاً ندیده و منی که اشکام سرازیر بود😭 انشاالله که بچه شمام همون یکم ضعف بینایی هم درست بشه🤲

منم بردم گفت مستعد آستیگمات 😢 ولی به بقیه نگفت گوشی زیاد میبینه حوصله ش سر میره

منم بردم گفت مستعد آستیگمات 😢 ولی به بقیه نگفت گوشی زیاد میبینه حوصله ش سر میره

بینایی سنجی کجا باید ببریم من پسرمو تا حالا نبردم

من بردم گفت بینایی مشکل نداره فقط حساسیت به نورش زیاده گفت دوباره بیار تی وی و گوشی رو رعایت کن گوشی اصلا نمیدم دستش یه ساله اما تی وی میبینه زیاد کمش کردم بردم گفت حساسیتش کم شده تایید کرد بینایی را

وای خداااا من چی ک پسرم شبانه روز گوشی دستشه🥺😰😰😰😰😰

بله به منم گفتن چشماش میخاد ضعیف بشه خیلی غصه خوردم و کلا گوشی نمیدم گاهی بابام دلش براش میسوزه و در حد چند دقیقه میده :)

منم بردم گفت آستیگماته ولی هنوز به تنبلی چشم نرسیده ممکنه به مرور خوب بشه

عزیزم‌خدارشکر کن من رفتم کفت استیگماته چشم‌چپش شمارش۴/۵ تنبلی چشمم داره تا دو هفته گریه میکردم اللنم‌عینک‌میزنه بچم

من بچم ۵ساله بودگفن روزی یک ساعت تی وی وگوشی کلا اما نمیشخ کاریش کرد سپردم بخدا چیکارکنم نمیشه تو۳۵ متری دهنشون بست متاسفانه

من بچم ۵ساله بودگفن روزی یک ساعت تی وی وگوشی کلا اما نمیشخ کاریش کرد سپردم بخدا چیکارکنم نمیشه تو۳۵ متری دهنشون بست متاسفانه

ومن هنوز بینایی سنجی نبردم

واقعن دخترمنم تو خونه تنهاس من حتی بیرونم میبرم اینا همه جا ولی خوب بازم وقت هست گوشی برمیداره اونم خیلی کم میدم همش بازی مبکنم باهاش

بعضی وقتها ژنتیکی هم میشه
مثلا دخترمن از من ارثی چشمش دکتر گفت استیگمات هست.
بهم گفت کمتر گوشی و تلویزیون روشن و دم دستش باشه.
چون زود فهمیدم میشه ازاین بدتر نشه.
انشاالله که بهتر بشن نه بدتر

عزیزم انشالله که برمیگرده .ولی ضعیفی چشم همیشه هم بخاطر گوشی و تلویزیون نیست ممکنه عوامل دیگه ای هم باشه آخه دختر من در روز بیشتر از یک ساعت گوشی میبینه تلویزیونم مدام روشنه ولی اون هفته بردم بینایی سنجی گفت عالیه ده دهم ...منم قبول دارم واقعا بچه حوصلش سر می‌ره دختر من تنهاست خونه آپارتمانی چقدر باهاش بازی کنم بالاخره سمت گوشی می‌ره

عزیزم پسر منم چشماش همینطوریه بردم بینایی سنجی گفت فعلا خوبه اما باید هر شش ماه بیاریش چکاپ،تازه من اصلا گوشی دستش نمیدم فقط روزی یکی دو ساعت تی وی میبینه با فاصله اونم مداوم نه،دکتر گفت گوشی ندین گفتم نمیدم اصلا،گفت بیشترش ژنتیکه چون من و همسرم هردو عینکی بودیم از نوجوونی،ولی خب منم خیلی ناراحتم که چرا از الان آخه🥲

وای استرس گرفتم خاک تو سرم
من هنوز نبردم ولی گوشی و تلویزیون دوست داره

سلام بازم برو خدا راشکر کن که نگفته عینک میخواد بچه من گفته باید عینک بزنه یعنی ده روز فقط من گریه میکردم الان هم که عینک خریدیم اصلا نمیزنه ا

عزیزم ی چیزی بگم برو خداتو شکر کن منم بردم گفت آستیگمات چشم بچه هام فوری عینک داد من چی بگم اخه؟

سوال های مرتبط

مامان مهراد مامان مهراد ۳ سالگی
نمیدونم من حساس شدم یا بچه بزرگ کردن واقعا این مشکلات رو داره.
چند هفته پیش مهراد رو چند جلسه بردم مهد. بعد از چند جلسه مربیش گفت مهراد چهاربار سطل آشغال رو خالی کرده. گفت به نظرم ببرید پیش روانشناس ببینید باید با چه تکنیکی باهاش کار کنیم هم شما از خونه و هم ماز از مهد. گفتم باشه.
جلسه بعدی که بردمش مهد گفت نمیخوام برم و اونجا هم که رفتیم، نموند اصلا! روانشناس گفت اگه سرکار نمیری الان هنوز زوده برای مهد بردن و در مورد زفتارای پسرمم که گفتم گفت باید ببری متخصص مغز و اعصاب. شاید بیش فعالی داره.
رفتیم پیش متخصص و اون روز مهراد داشت مطب رو به هم میریخت به همه چیز دست زد حتی رفت کامپیوتر دکتر رو از برق کشید و خلاصه دکتر گفت لازمه دارو بخوره چون بچه‌های اینطوری حرف زیاد می‌شنون و لراشون خوب نیست. اسیب می‌بینند. اینطوری خودشونم راحتترن.
حالا دوهفته‌ای هست دارو میخوره. دیروز رفتم دیدن مادرم که از کربلا اومده، مهراد بازم شیطونی میکرد و مامانم به شوخی گفت داروها رو‌اشتباهی شاید داره میخوره!
من ناراحت شدم واقعا. وقتی بچه دارو نمیخورد یک سره میگفتن چرا اینطوری میکنه، چرا فلان، خونه هم همینقدر اذیت میکنه؟! و کلا هبچکس حوصله نداشت حالا هم که دارو دارم میدم و واقعا روش تاثیر داشته باید بازم حرف بشنوم.
کاش میشد بچه‌مونو ببریم یه گوشه بزرگ کنیم دور از همه.
شما مادرید شما درک میکنید واقعا از این شرایط خسته شدم.
چند وقت پیشم نزدیک بود پسرم تلویزیون خونه مادرشوهرم رو بندازه، پدرشوهرم یه قشقرقی به پا کرد!
مامان لاوین مامان لاوین ۳ سالگی
تجربه شخصی من در مورد از پوشک گرفتن
اول اینکه همه بچه ها مثل هم نیستن، اینکه میگن پوشکو حذف کردی دیگه تمام دیگه نباید برگردی به پوشک برای همه بچه ها صدق نمیکنه، بعضی از بچه ها از جمله دختر خودم شخصیت مستقل و به شدت منطقی دارن و دوست دارن خودشون تصمیم بگیرن، در مورد این بچه ها اگر پوشکو به یک باره حذف کنی نتیجه عکس میگیری، کاری که خودم کردم این بود که وقتی میخواستم از پوشک بگیرمش از یک ماه قبل بهش میگفتم مامان برو از تو کشو پوشک بیار اینطوری مطمئن میشد که پوشک هست و تمام نمیشه و طی دو هفته اصلاااااا درمورد اینکه دیگه پوشک نپوش و بزرگ شدی و ... حرفی نزدم، کاملا اختیارو دادم به خودش و حتی وقتی میگفت مامان بهم بگو بزرگ شدی میگفتم مامان ناراحت میشی من نمیخوام ناراحتت کنم هرموقع خودت تصمیم گرفتی من کنارتم،اینطوری واقعا حس کرد که خودش داره تصمیم میگیره اما در واقع من شرایطی فراهم کددم که تصمیمی من میخوام و درسته رو بگیره، روز اول خودش گفت پوشک نمیخوام منم نپوشیدم براش اما بعد از ۳ ساعت گفت پوشک داریم گفتم بله مامان برو بیار، روز دوم ۵ ساعت بدون پوشک بود و البته ازم پرسید طوری نیست تو شورتم جیش کنم گفتم اصلا، حتی اینکارم بکنی من لازم دوست دارم. روز سوم باز پوشک پوشید و از روز چهارم گفت پوشک نمیخوام و تا ۴ روز توی شورتش جیش میکرد اما تو دسشویی از روز پنجم با تشویق و جایزه شورتشم در آورد و بدون شورت جیششو کرد.
نکته دوم اینکه بعصی مادرا توی گهواره میگن از پوشکش بگیررررش گوش نده به این حرفا که بچه باید آماده باشه و ... اما واقعا امادگی بچه اولین و مهمترین شرطه، اگه بچه آماده باشه این پروسه راحتترین بخش بچه داری میشه
مامان باران و بهار مامان باران و بهار ۳ سالگی
احساس میکنم تو تربیت دخترم اشتباه کردم در صورتیکه فکر میکردم درست ترین کاره،،گاهی با قصه گاهی بازی گاهی توضیح مستقیم بهش گفتم نباید به آدما اعتماد کنه ،اگه کسی تو پارک بهس گفت بیا بریم باید جیغ بزنه و بزنتش و فرار کنه بیاد پیش ما ،از غریبه چیزی نگیره درو واسه هیچ کس جز مامان بابا باز نکنه،بهش گفتم گاهی ادم بدا لباس پلیس می‌پوشن و می‌خوان مارو گول بزنن نباید به حرفشون گوش کنیم و باهاشون بریم،اون روز هم دم فروشگاه که نیمکتش چند قدمی فاصله داشت با دخترم نشسته بودیم همسرم داخل فروشگاه بود گفت برم پیش بابا گفتم اگه بری من نمیتونم داخل فروشگاه رو ببینم بابا هم داره خرید می‌کنه حواسش نیست ممکنه کسی تو رو بدزده،بعد از اون هر آدمی از کنارش رد میشد بدو فرار می‌کرد حتی ازبچه یه ساله فرار میکرد و میترسید ،امروز بردیمش پارک از آدما و بچه ها فراری بود تا جاییکه گریه میکرد و بشدت میترسبد،خیلی اشتباه کردم و الان نمی‌دونم چه کنم ،خب اینا واقعیت های جامعه ست , نباید بهش یاد میدادم؟؟؟یا مثلاً هر کاری که تو خونه بخواد انجام بده اگه خطر داشته باشه براش توضیح میدم که ممکنه این اتفاق بیفته دیگه خودش تصمیم میگیره انجام بده یا. نه که بیشتر مواقع هم گوش می‌کنه ،یا مثلاً سنگ ریزه داره کلیه اش،خیلی جیشش رو نگه میداره گاهی هر چی میگم دستشویی نمیره می‌گم اگه نری سنگ کلیه آن بزرگتر میشه مامان،اونم می‌ره ،به نظرتون زیاده روی کردم؟شما چطور خطر ها رو واسه بچه اتون توضیح دادید؟