۴ پاسخ

خیلی ریسکه عزیزم از کجا معلوم بچه رو آزار روحی نده .بهتر نیس این پول و بدی به یکی از عزیزانت اینطوری حداقل خیالت راحتتره

خیلی تحقیق کن عزیزم درموردشون

ببری مهد بهتر نیست ؟

تعارف الکی کرده گه بدونین دخترتون چقدر مثلا دوست داره

سوال های مرتبط

مامان لاوین مامان لاوین ۳ سالگی
تجربه شخصی من در مورد از پوشک گرفتن
اول اینکه همه بچه ها مثل هم نیستن، اینکه میگن پوشکو حذف کردی دیگه تمام دیگه نباید برگردی به پوشک برای همه بچه ها صدق نمیکنه، بعضی از بچه ها از جمله دختر خودم شخصیت مستقل و به شدت منطقی دارن و دوست دارن خودشون تصمیم بگیرن، در مورد این بچه ها اگر پوشکو به یک باره حذف کنی نتیجه عکس میگیری، کاری که خودم کردم این بود که وقتی میخواستم از پوشک بگیرمش از یک ماه قبل بهش میگفتم مامان برو از تو کشو پوشک بیار اینطوری مطمئن میشد که پوشک هست و تمام نمیشه و طی دو هفته اصلاااااا درمورد اینکه دیگه پوشک نپوش و بزرگ شدی و ... حرفی نزدم، کاملا اختیارو دادم به خودش و حتی وقتی میگفت مامان بهم بگو بزرگ شدی میگفتم مامان ناراحت میشی من نمیخوام ناراحتت کنم هرموقع خودت تصمیم گرفتی من کنارتم،اینطوری واقعا حس کرد که خودش داره تصمیم میگیره اما در واقع من شرایطی فراهم کددم که تصمیمی من میخوام و درسته رو بگیره، روز اول خودش گفت پوشک نمیخوام منم نپوشیدم براش اما بعد از ۳ ساعت گفت پوشک داریم گفتم بله مامان برو بیار، روز دوم ۵ ساعت بدون پوشک بود و البته ازم پرسید طوری نیست تو شورتم جیش کنم گفتم اصلا، حتی اینکارم بکنی من لازم دوست دارم. روز سوم باز پوشک پوشید و از روز چهارم گفت پوشک نمیخوام و تا ۴ روز توی شورتش جیش میکرد اما تو دسشویی از روز پنجم با تشویق و جایزه شورتشم در آورد و بدون شورت جیششو کرد.
نکته دوم اینکه بعصی مادرا توی گهواره میگن از پوشکش بگیررررش گوش نده به این حرفا که بچه باید آماده باشه و ... اما واقعا امادگی بچه اولین و مهمترین شرطه، اگه بچه آماده باشه این پروسه راحتترین بخش بچه داری میشه
مامان مهراد مامان مهراد ۳ سالگی
نمیدونم من حساس شدم یا بچه بزرگ کردن واقعا این مشکلات رو داره.
چند هفته پیش مهراد رو چند جلسه بردم مهد. بعد از چند جلسه مربیش گفت مهراد چهاربار سطل آشغال رو خالی کرده. گفت به نظرم ببرید پیش روانشناس ببینید باید با چه تکنیکی باهاش کار کنیم هم شما از خونه و هم ماز از مهد. گفتم باشه.
جلسه بعدی که بردمش مهد گفت نمیخوام برم و اونجا هم که رفتیم، نموند اصلا! روانشناس گفت اگه سرکار نمیری الان هنوز زوده برای مهد بردن و در مورد زفتارای پسرمم که گفتم گفت باید ببری متخصص مغز و اعصاب. شاید بیش فعالی داره.
رفتیم پیش متخصص و اون روز مهراد داشت مطب رو به هم میریخت به همه چیز دست زد حتی رفت کامپیوتر دکتر رو از برق کشید و خلاصه دکتر گفت لازمه دارو بخوره چون بچه‌های اینطوری حرف زیاد می‌شنون و لراشون خوب نیست. اسیب می‌بینند. اینطوری خودشونم راحتترن.
حالا دوهفته‌ای هست دارو میخوره. دیروز رفتم دیدن مادرم که از کربلا اومده، مهراد بازم شیطونی میکرد و مامانم به شوخی گفت داروها رو‌اشتباهی شاید داره میخوره!
من ناراحت شدم واقعا. وقتی بچه دارو نمیخورد یک سره میگفتن چرا اینطوری میکنه، چرا فلان، خونه هم همینقدر اذیت میکنه؟! و کلا هبچکس حوصله نداشت حالا هم که دارو دارم میدم و واقعا روش تاثیر داشته باید بازم حرف بشنوم.
کاش میشد بچه‌مونو ببریم یه گوشه بزرگ کنیم دور از همه.
شما مادرید شما درک میکنید واقعا از این شرایط خسته شدم.
چند وقت پیشم نزدیک بود پسرم تلویزیون خونه مادرشوهرم رو بندازه، پدرشوهرم یه قشقرقی به پا کرد!
مامان جوجه مامان جوجه ۳ سالگی
سلام مادرهای عزیز
یک موضوعی چند روزی هست خیلی ناراحتم کرده در مورد بچم
اونم اینکه ...
هفته پیش بردمش بینایی سنجی
با دستگاه چِک کرد چشماشو
بعد گفت خوبه !
منم نگران شدم ، گفتم یعنی چی خوبه ؟
گفت یعنی نمیتونم بگم عالی اما خوبه ، نه و نیم از ده هست
همونجا نفر بعدی که چِک کرد بهشون گفت : عالیه ، چشم بچتون ده دهم هست !
من داشتم نگاه می‌کردم و غصه میخوردم توی دلم
دوباره رفتم جلو و پرسیدم چرا چشمای بچم ده دهم نیست آخه؟
گفت گوشی دستش دادید؟
گفتم بله گاهی پیش اومده
گفت نباید گوشی بدید اگر هم دادید در شبانه روز از یک ساعت بیشتر نشه ، تلویزیون از فاصله دو تا سه متری باید نگاه کنه
منم گفتم تلویزیون رو رعایت می‌کنم براش همیشه
اما گوشی خیلی کم ، فقط گاهی بخاطر اینکه توی خونه واقعا حوصله اش سر میره
سعی می‌کنم همونم قطع کنم کم‌کم
البته این اطمینان رو بهم دادن که اگر نکات گفته شده رعایت بشه ، چشمش برمیگرده
حالا از اون روز واقعا دارم تلاش می‌کنم
چون واقعا غصه خوردم ، یک بچه سه ساله ، چرا نباید از الان چشمش ده دهم باشه
دیگه بزرگ‌تر بشه چی پس ؟؟؟
من واقعا دارم تلاش می‌کنم اما گاهی توی خونه انصافا حوصله اش سر میره
هرکاری بگید انجام میدیم با هم اما خب بازم وقت اضافه میاد و حوصله اش سر میره ، الانم بیرون نمیشه رفت که ، هوا هم سرد شده
شما بچه هاتون رو بردید بینایی سنجی ؟
چطور بود ؟