منم بچه بودم گربه پرید تو صورتم و ترسیدم تا یه مدت زبونم گرفته بود حرف میزدم حدودا سه سالم بود اینجوری که مامانم میگه الان وقتی میترسم یا شک میشم تا یک ساعت زبونم میگیره اگه دیدی ادامه دار هست ببرش گفتار درمانی
اون شبی که خیلی رعد و برق زد دخترم تا سه شب از خاب میپرید گریه میکرد خیلی بد بود خیلی صداش وحشتناک بود
خوب میشه چون موقع ترس اینجوری حرف میزنه و میگی سرشب خوب بوده
ببین هر صدایی میاد براش توضیح بده با بازی و نقاشی ،من به دخترم گفتم صدا رعد و برق بخاطر اینه که ابرها میخورن به هم و نقاشی کردم براش و دستامو زدم به هم که اینجوری میخورن به هم بعد صدا میده بوممم و بارون ازش میاد... تا چندساعت خودش این بازیو کرد و سرگرم بود و هروقت رعد و برق میشد واسم توضیح میداد و ترسش ریخت
یا صدا تیر اندازی رو میگم تولد شده یا عروسیه ترقه میزنن و بجا عروسکاش حرف میزنم که مثلا من میترسم و دخترم میگه نه نترس صدا ترقه هست تولد شده و شعر تولد میخونه ... اینجوری بچه خیالش راحت میشه نگرانیش رفع میشه
خدا رحم کنه فقط بخاطر این بچه ها گناه دارن
عزیزم هنوز اولش ببر دکتر خوب میشه
خدای نکرده بمونه بعدش سخت میشه
و هر وفت که لکنت میگیره میخواد یک کلمه و بگه نمیتونه شما اصلا نگید بزارید خودش درست کنه
عزیزم چند سالشه؟
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.