۱۱ پاسخ

کلا دیروز داشتم به این فکر میکردم هر روز که میگذره بچه از آدم دورتر میشه انگار. یه روزی بهمون چسبیده بود و امروز فقط شیرش میدیم، بعد چند ساعت در روز از ما دور میشه میره مدرسه، یهو میبینی میره دانشگاه چند ماه چند ماه نمیبینیمش، ازدواج میکنه کلا دیکه زیر یه سقف نیستیم...
وای خیلی باید قدر تک تک این لحظات رو بدونیم، به نظرم خیلی زود میگذره

منم خیلی دلم برا بارداری تنگ شده

با اینکه بد تررررین بارداری رو داشتم و هر کی میبینتم میگ دیگ همین یکی بسته اما من خیلییی دلم تنگ شده و همش نگاه عکسای بارداری و شکمم میکنم🥲

وای چه دل تنگیییی

من هنوزم فک میکنم تو شکمم منتظرم تکون بخوره بعد میبینم بغل باباشه 😂😂😂

بچه من ک دوکیلوهم نبود روزاوشبای باگریه گذروندم تااوضاع ازدوماهگی خوب شدبرام بازم خداروشاکرم ب خوبی گزشت

وای ن خدانکنه به دوران بارداری و بعد زایمان برگردم خیلی بد بود اصلا هم دلم تنگ نشده😅

والا بچه من انقد کولیکش شدید بود که فقط میخواستم اون روزا بکذرا

نه بابا کولیک رفلاکس امونم بریده بود هر دوتاشون داشتن ۶۰روز نخابیدم بعد زایمان خیلی اذیتم کردن همه

اره ماهم دلمون تنگ میشه همش نگاه میکنیم.ولی خب هر مرحله تا بزرگسالی حتی؛ شیرینی های خودشو داره

منم دلم تنگ شده اما الان خیلی شیرین تر از اون زمان. و کلی تو دلم میگم خدایا من برای این لحظه ها دلم خیلی تنگ میشه

سوال های مرتبط

مامان کدو قلقلی♥️ مامان کدو قلقلی♥️ ۱۰ ماهگی