۲۶ پاسخ

عزیزم من از روز دهم خودم تنهایی البته با کمک همسرم بزرگش کردم البته اینم بگم تا تنها نمونی نمیتونی عادت کنی

اولش فکر میکنی نمیتونی اما وقتی بعد میبینی برات راحته و از پسش برمیای

منم همینطور فکر میکردم ولی بعد از ۱۰ روز خودم خسته شدم گفتم میرم خونه اگر از پسش برنیومدم فوقش فردا برمیگردم
اومدم خونه و واقعا همسرم کمک کرد تا بتونم از پسش بربیام شبا شیفتی نگه میداریم بچه رو
ولی مامانم صبح ها که همسرم سرکار بود هرروز میومد الان یک روز در میون میاد یکی دو ساعتی بچه رو نگه میداره

من مامانم یه ده دوازده روزی اومد خونمون بعد رفت خیییلی سخته خییلی کمرم و دست و پاهام درد میکنه همش کمبود خواب دارم وقت نمیکنم به خودم برسم حتی تا شوهرم نیاد خونه نمیتونم کاری بکنم و اشپزی کنم وقتی میاد یکم نگهش میداره من غذا درست کنم ،از اشتها افتادم ،گاهی مامانم میاد خیلی خوبه شبا نگهش میداره من بخوابم

من دو‌ روزه اومدم خونه ی خودم سخته خیلی کم خوابی دارم به ناهار و شام هم نمیرسم یا از بیزون یا شوهرم درست می کنه خودم فقط برنج میذارم و یه بار دیگه هم کباب تابه ای درست کردم مامانم میگه بیا یکم دیگه بمون ولی می خوام عادت بدم خودمو هرموقع خسته شدم برم اونجا خستگی در کنم باز بیام

خیلی طبیعیه،هیشکی مث من نازنازی و زودرنج نبود من ۱۲ روزگی تنها شدم
اینقد گریه‌کردم‌...باز تا۲۰ روزگی اومدن پیشم
ولی بعدش دیگ دیدم همچی اوکیه خداروشکر

من ده روز بودم فقط
الان داره دستم میاد کم کم

خدایی که شما را لایق مادرشدن دونسته این توانایی هم بهتون داده نترس و به خودت بگو می تونم
من سرپسر اولم مادرم جشن داشت نمی تونست بیاد گاها خانواده همسرم می اومدن اونا هم بندگان خدا بدتر دست وپاشون گم میکردن خودم باید ارومشون میکردم
سر دخترم هم تا یکهفته خواهرام اومدن چون مادرم تازه فوت کرده بود بعد یکهفته هم رفتن
این سومی هم چندروز نوبتی اومدن غذا درست کردن ولی باز هم رفتن یعنی من نشد حتی تا ده روز کسی مدوام پیشم باشه
پس نگران نباش می تونی کافیه قلق بچه ات پیدا کنی
بهترین راه خواب رفتن بچه ات بعد اینکه پوشکش عوض کردی شیرش دادی اینه که جلو پیشونیش اروم و اهسته دورانی ماساژ بدی سریع می خوابه

والا منم هنوز خونه مامانمم😂😂خیلیییی سختههه

آره عزیزم کاملا طبیعیه
من تا ۲۰ روز مامانم پیشم بود
من تا حدی بودم که از قبل فکر میکردم اگه مامانم بره من چیکار کنم و چطور بچه داری کنم
می‌نشستم گریه میکردم
فکر میکردم نمیتونم از پسش بر بیام
اما الان همه چی خوب شده و منم عادت کردم ب مسئولیت هام وتازه از هر لحظه ی با بچم بودن لذت هم میبرم

کلاعادیه تازمانی که یکی دوروز توخونه خودت نگذرونی بازم این حس وداری

قدیم میگفتن زن زائو و بچه تا ۴۰روز نباید تنها باشن

منم بعد زایمانم میخوام برم خونه مامانم اینا چون واقعا تنهایی نمیشه خونه خودمم مامانم راحت نیس چون همسرمم ماشین سنگین داره زیاد خونه نیس با خیال راحت حداقل ۲۰ میمونم چون تنها خونه خودم چیکار کنم با بچه کوچیک

منم چند روز مامانم رفته دارم کم میارم ولی میگذره

من که تا دهم مامانم بود بعد گفتم برن
تازه شوهرمم راننده جاده از روز هفتم رفت و تا یک ماهگی بچم نیومدش

یک هفته اول سخته بعد عادت می‌کنی ولی همین الان بری خیلی راحت تره عادت میکنی به بعدش تنبل میشی و دیگه دلت نمیخاد بری

کانلاً طبیعیه حالا من برعکس ۴۰ روزه مامانم هسا در خودم میبینم میتونم

طبیعیه عزیزم میتونی تا 4۰ روز بمون

طبیعیه سخته بچه داری و خونه داری
اگه شوهرت گیر نمی‌ده فعلا بمون
شوهر من اول گفت یه ماه بمون حالا میگه دلم طاقت نمیاره دو روز بمون 🤣😐

من مامانم تا ۲۰ روز بود الانم ی شب درمیون میاد الان امشب رفت فردا میاد طبیعیه خب بار اوله

من مامانم ده روز میاد پیشم بعد میره...شوهرم ۲۴ ساعت سرکاره ۴۸ساعت خونه رسما بعضی شبا تنهام

طبیعیه
من روز11ام اومدم خونه خودم شوهرمم رفت تو اتاق دروبست خوابید
تا صب استرس منو کشت بجای اینکه خستگی منو بکشه
واقعا هرلحظه فکر میکردم بچم شروع میکنه جیغ زدن و من نمیتونم کاری براش بکنم

طبیعیه گلم منم همینطور‌م

من شهر غریب و دور از خانوادمم بعد از ۱۰ روز تو خونه خودم بودم و واقعا سخت بود انشالله برای شما راحت بگذره

من هنوزم خونه مامانم اينام چن روز رفتم خونمون واقعا بهم سخت گذشت تا دستشويي نميتونستم برم چ برسه ناهار شام بخورم😂😂

عزیزم سزارین بودی؟ خیلی درد داشت؟

طبیعیه عزیزم من بچه اولم ۴۰ روز پیش مامانم بودم
بچه دومم ۲۰ روز

سوال های مرتبط