۳۱ پاسخ

من فقط مامانم زنگ میزنه
حتی خواهرشوهرم الان ٨ماهه یه زنگ نزده
مادرشوهرم طبقه پایینه
وقتی فهمید باید استراحت باشم گفت بهتره بری خونه مادرت نهارشامت بده
من ٨ماهه خودم غذادرست کردم ظرف شستم ولی بازم دم شوهرم گرم که کمک بوده تاالان
من این ٩ ماهو هیچ وقت فراموش نمیکنم
همسرمم بهشون گفته یه روزمیاین عینه مهمون میرید دیگه همش نیاید مث الان ک نبودین بعدشم نباشین

خداروشکر من از ابان تاحالا با خانواده شوهرم قطع رابطم و بچمم ک دنیا اومد چشم نجسشون به بچم نمیخوره😎😍فقط و فقط با خانواده خودم رفت و امد دارم و تموم😇 ادم باید یسریارو از زندگیش حذف کنه که جا برای ادم های حسابی باز بشه🫠😅

مادرشوهر من برای هردو زایمان جاریم اومد ولی برای من گفت پا کمرش درد میکنه.
با اینکه جاریه فاصله بچه هاش ۱۳سال بود اولی کمک حال بودش مادر خودشم کنارش بود
من فاصله بچه هام ۱سال مامانم دوره ازم
همچین ادم بیشعوری هستش

والا منم نه سر کلاژم نه چیزی فقط مامانمو شوهرم بهم زنگ میزنن دیگه شماره کسی رو گوشیم نیوفتاده تو این هفت ماه
حتی مادر شوهرمم که بغل دستمه یادی نمیکنه همه کارامم خودم تنهایی انجام میدم حتی جارو و جابه جایی مبلا و اینا

آدم باید یادش بمونه تو روزهای سختش کی کنارش بوده

غایبان در روز های سخت باید تا ابد غایب بمونند🤌

منو فامیلامون ک تواین فازا نیسیم اصلا..هقچوقت نزنگیدن منم هیچوقت زنگ نزدم انتظاری ام نداریم چیز عادیه😂

اره دقیقا همه اینجورن جزمادرم کسی زنگم نمیزنه یه زن حامله دقیق یادش نمیره کی کنارش بوده توروزای سختش
حتی بوده هوس غذایی کردم ودرست کردن برام نیوردم جاریام

من ولی خانواده همسرم اینطور نیستن پدر شوهرم که خیلی دوسش دارم دائم حالم میپرسه برام گردو و... میده شوهرم بیاره
خواهر شوهرم اینا زنگ میزنن حالم میپرسن برام غذا میدن بعد دیدنم اومدن حتی من بهشون نگفتم سرکلاژم گفتم استراحتم
رفت و آمد معمولی داریم کلا ولی تو کار هم دخالت نمیکنم هم دیگه رو هم دوس داریم

ومنه که مادر ندارممممم💔🖤

چقدر حرف من دقیقا میگم هر کسی الان حالمو پرسید بچمو میزارم ببینه هر کسی نپرسید روییی بچمم نمیزارم ببینه😂😂😂

خانواده شوهرمنم تا الان ن اومدن ن کمک حالم بودن فقط مادرم بیچاره میاد کمکم .فهمیدم تواین دنیا اول خدارو دارم بعد مادرم هچکی دلسوز نبود .یادم نمیره خون بالا میوردم برا یه لقمه نون نمیتونستم غذا برا بچمو شوهرم درس کنم فقط مادرم بود

تو گوشیم وقتی نگاه میکنم فقط دو نفر به من زنگ زده یک شوهرم دو سرویس مهد پسرم🤣🤣 نفر سومی وجود ندارد چون مادرم مادرشوهرم همه دوستان و فامیل ها ازم دور هستند و خیلی از اوضاع من خبر ندارند البته می‌توانند زنگ بزنن لااقل حالمو بپرسم که بازهم جز مادر . مادرشوهرم بعضاً کسی حالمو نمی‌رسه فقط مادر بزرگم اینجا هست که برا موقع که تو بیمارستان برا سرکلاژ بستری بودم بهش زنگ زدم بیا گفت برو به عمو ت بگو منم زنگ نزدم چند باری بعد اینکه از بیمارستان مرخص شدم زنگ زد من جوابشو ندادم الان که سرکلاژی هم هستم همه کارامو بجز جارو کردن انجام میدم شوهرم فقط استرس داره روز زایمان کی کنارم باشه پسرم کجا باید باشه و.. خدا خودش همراه مون باشه

از روزی باردار شدم مادرشوهر خواهر شوهرم نه نگام میکنن نه زنگی زدن

من فقط تنها کسی سری زنگ میزنه پدر مادرم هستن خدارو شکر

منم فقط همسرمو مادرم بقيه دريغ از يه پيام يا زنگ باجاريهام خيلي صميمي بوديم همش باهم بوديم از وقتي حامله شدم تولينستا منو انفالو كردن دريغ از يه پيام تبريك نميدونم چرااينجوري شدن
باز خواهرشوهرام بامادرشوهرم اومدن بهم سرزدن ولي اونا كلا رو برگردوندن فاميلاي خودمم هيشكي نه يه حالي ازم گرفت نه پيامي نه سرزدني
اشكال نداره هركسي هركاري باهامون ميكنه خدا صد برابر سر خودشون بياره

منم مادرشوهرم طبقه بالامون هست.یه بارم غذا یا چیزی نیاورده. درصورتیکه زمان کرونا یه ماه خودشو تو اتاق حبس کرد من واسشون غذا اینا درست میکردم با اینکه شاغل بودم و بچه کوچیک داشتم

همشون حسودن بی خیال تک تکشون خودت ناراحت نکن

عزیزم انگلیسیت ضعیفه همون فارسی بنویس اسما رو

ادم توی دوران بارداری خیلی پر توقع میشه و بنظرم واقعا هم به حقه ادمایی ک موقع نیاز نیستن لازم نیست توی دورانی ک دیگ بهشون نیاز نداریم هم باشن من خودم حتی به ریپلی لایک استوری هم حساس شده ام دیگ زنگ ک مهم ترینه من جاریم از تعیین جنسیتم دیگ بهم زنگ نزد حتی برای شب یلدا هم چندساعت پیش هم بودیم یه احوال از بچم نپرسید انگار من حامله نیستم😅 منم گفتم ب درک حسود خانم بهتر ک نباشی ی تار مو بچمم بدنیا بیاد نشونت نمیدم چ برسه باهات رابطه داشته باشم

منم همینطور فقط و فقط همسرم و خانوادم.خدایا خودت هوای همسرم و خانوادم،مادر زحمت کشم خیلی باش.ایشالله همیشه صییح و سلامت باشن

همینه دیگه عزیزم اگه خانواده ادم دلسوز نباشن ازبقیه هم نباید انتظار داشت

منم دو هفته استراحت مطلق بودم شهر غریب ازدواج کردم مادرم اینا دورن ،فقط در حد تعارف کردنی بودن اونم همسرم بهشون میگفت ،مثلا تو این روزا همش خونه ام زنگ میزنن ب همسرم حالمو میپرسن ،،،همه جا همینه وقتی ک دنیا اومد بچه میشه بچه اونا ولی😅

دقیقا منم فقط خونوادم پیگیرمت ۹ ماهه هیچکس نگفته مردی یا زنده ای حتی وقتی بیمارستان بستری بودم فقط پرسیدن بچه زندس یا نه

فقط مادر ..وسلام .. .فقط مادره کا دلسوزه

انشاالله ک بسلامتی بچت به دنیا بیاد و بغلش کنی

منم دفیقا همینجور مثل تو کم توقع شدم

اینترنت کی درست شوده

همه همین هستیم هیچکس خانواده ی خود آدم نمیشه یه چیز دیگه هم بدون کسایی که خودشون تجربه ی سقط بارداری پر خطر و امثالش ندارن اصلا آدم درک نمی کنن
نمی فهمم مادر تو چه تنش بزرگی هست

عزیزم میدونم حق داری خیلی ناراحتی و توقع داری ولی سعی کن فکرت رو درگیر این چیزا نکنی و با آرامش روزات بگذرونی

دقیقا منم یادم میمونه الانم جواب اونای که بهم زنگ‌نمبزدن اوایل و نمیدم نمیخام همچین آدم‌های کنارم باشن صد سال سیاه

منم‌ سرکلاژیم فقط خودم بودمو خودم.

سوال های مرتبط