۱۶ پاسخ

دختر منم همین طوره مدام میگه مامان بیا بازی چند روزی هم هست که پیش دبستانی نمیره تعطیله

دختر منم همینه اخرم میگ میخاستین بچه نیارین نه باهام بازی میکنین نه برام ابجی میارین 😂

دختر منم همینه اخرم میگ میخاستین بچه نیارین نه باهام بازی میکنین نه برام ابجی میارین 😂

بچه های من شیر به شیرن خودشون باهم بازی میکنن بعضی وقتام به من گیر میدن

اره دقیقا همینه مثلا داریم از پیش دبستاتی برمیگردیم میگه حوصله م سررفته.

پسر منم یا میکه بیا ورزش کنیم یا توپ یا .....
بخدا خواب درست حسابی هم نداره صبح ساعت 7بیداره نه خودش میخوابه نه من میتونم بخوابم میگم میخوابم کار خطرناک انجام میده

واییی چقد منی
هم حسته میشم هم دلم میسوزه وقت نمیزارم براش میگم الان نیاز ب من داره ن دو روز دیگه

پسر منم همینطوریه

کاش مال من بگه‌بیا بازی
زود خسته میشه
فعلا دعوا کردیم‌روی گوشی میگم همش گوشی میبری چندساعتی دورشی قهریم

آره پسر منم جدیداً همینطور شده

دختر منم اینطوره هرکی میبینه میگه بازی کن شبا بخاطر بازی کردن هرروز خدا با پدرش دعوا داره

عادت کرده دیگه حالا من دخترم هر از گاهی میگه اونم منچ یا مار پله یا هم نقاشی کشیدن هست

عادت کرده دهنت سرویسه😑

اره گهگاهی میگه.

خیلی سخته
باید کم کم یادش بدی خودش بازی کنه

مگه سمت شما مدارس بازه
؟؟

سوال های مرتبط

مامان پویان🩵فرهان💚 مامان پویان🩵فرهان💚 ۶ سالگی
سلام میشه لطفا یه راهنمایی کنید و کار درست چیه؟ یه همسایه داریم پسرش یه سال و نیم از پسر من بزرگتره، مغازه شون و خونه مادربزرگ مادری این پسر بچه روبروی خونه ماست و خونه خودشون کوچه کناری خونه ماست، بعد اون به خاطر مغازه شون خب هر روز دم در مغاره شون و خونه مادربزرگشه،بعد اون دورش شلوغه و پسر دایی دختر دایی دختر خاله و پسرخاله و کلی هستن دورش، مادرشم همش تو کوچه ست و باهمه سلام و علیک، پسر منم 24ی لای در وایمیسته که اون پسره که اسمش امیر عباسه رو ببینه و هی پشت سر هم صداش میکنه که بیاد باهاش بازی کنه، البته فک کنم اینکه پسر من تنهاست بی تاثیر نیست و من و باباش هم کلی باهاش وقت میگذرونیم و بازی می‌کنیم ولی اصلا بیخیال اون پسره نمیشه و هی میره امیرعباس امیرعباس صداش میکنه، اونم گاهی میاد باهاش بازی میکنه وقتایی که دورش خلوت باشه و گاهی هم میگه نه نمیام و نمیدونم مامانم نمیذاره و این، بعد پسرم گریه میکنه که نمیاد باهام بازی کنه، هر چی هم میگم دیگه صداش نکن ولش کن وقتی نمیاد و نمی‌ذارن چرا هی صدا میکنی ولی این بچه من اصلا و ابدا حرفمونو گوش نمیده و یه ذره رفتارای اونا روش تاثیر نمیذاره و بی عاره، خیلی این موضوع اذیتم میکنه که اینقد این پسر من آویزون اونه و هیچی از جانب اون بچه و مادرش بهش برنمیخوره، باباش از سرکار میاد دنبالش اون ساعتا که بیا ببرمت پارک، ببرمت بیرون و یا پیش خودم، ولی بودن و موندن و منت کشی اون پسره رو ترجیح میده