۸ پاسخ

این همه بچه گوشی و تی وی دیدن چی شدن؟؟؟مدام و تمام وقت نگاه کردن بده الان تی وی ما روشنع پسرم نگا نمیکنه
یامیره میاد چندثانیع یک دقیقه میبینع میره تا تبلیغ بیبنه سخت نگیر

والا بچه من از ۷ ماهگی برنامه کودک میدید الانم صبح تا شب پویا میبینه

ماهم مثل شماییم عزیزم
به حرف بقیه گوش نده که ما دیدیم و بقیه دیدن چی شده کاری که درسته انجام بده😉
به همه دوستان پیشنهاد میکنم کتاب «من دیگر ما» جلد پنج مربوط به رسانه اس مطالعه کنن مفیده

بابا بیخیال این همه بچه دیدن بزرگ شدن
من از اول گذاشتم نگاه کنه خوبم سرگرم میشه

ببین بچه نباید محو تلوزیون بشه جوری ک متوجه اطرافش نشه این تاثیر منفی داره واگرنه نگاه گذری مشکلی نداره خونه ما مدام روشنه بچم اصلا توجه نمیکنه یبارم میخوام ک توجه کنه محل نمیکنه

ببین درسته نباید ببینن ولی واقعا سخته منم بچم از شش ماهگی دیده همش شبکه پویا

اتفاقا ما انقد باز گذاشتیم پسرم اصلا نگا نمیکنه اوایل شاید دوس داشت ولی الان فقط وقتی میره تبلیغ میاد نگاه میکنه میره

اووووو فقط و فقط بچه بد ادا بار میاد فک نکن ک کار خوبی کردی هاااا
الان بچه های من از ۴ماهگی الکی نگاه میکردن تاالان چیشده مگه
خوبه بچه رو از هرچیزی منع کرد دیگ تلویزیون چزی عادی هست

سوال های مرتبط

مامان جانا🩷 مامان جانا🩷 ۱۶ ماهگی
بچه ها یه چیز بگم ؟این حرف رو حتی به شوهرم نمیتونم بگم چون می‌دونم حالم چند روز خراب میشه اومدم اینجا درد و دل کنم من پارسال نوزادم رو از دست دادم فقط سیزده روزی بود و مشکل قلبی مادرزادی داشت همون تو بیمارستان بود یه چهار بار بیشترم ندیدمش دو قلو بودن خدارو هزار مرتبه شکر که دختر دیگم صحیح و سالم تو بغلمه فقط یه چیزی می‌خوام بگم احساس گناه میکنم من نمیتونم به دخترم از دست دادم حتی فکر کنم یعنی اینقدر درد از دست دادند زیاده و برام سنگینه حتی اگه به لحظه بهش فکر میکنم بغض گلومو میگیره می‌خوام دیوونه بشم بعد من هی سعی میکنم اصلا بهش فکر نکنم حتی سالگرد فوتش چند روز پیش بود ب روی خودم نیاوردم حتی ب شوهرم نگفتم حتی تا حالا سر مزارش نرفتم من خیلی آدم حساسی هستم تو تلوزیون هم می‌دیدم یه بچه آسیب دیده یا مرده من میزدم زیر گریه حالا اینکه من یچسعی میکنم یادش نکنم چون می‌دونم دیونهه میشم احساس گناه دارم یعنی دختر من الان انتظار داره من برم سر مزارش و بهش فکر کنم یا خودش درکم می‌کنه ک اینقدر دوسش داشتم و داغش برام سنگینه حتی نمیتونم بهش فکر کنم چیکار کنم به نظرتون بهش فکر کنم و بشینم گریه کنم خودم رو خالی کنم یه هی خودمو بزنم ب اون راه و بهش فکر نکنم همین الانم دارم می‌نویسم تپش قلب گرفتم دخترم ازم ناراحت نباشه آخه خیلی دوسش دارم خودشم می‌دونه ولی فکرش دیوونم میکنه😭😭