از یه طریقی مخش بزن
وارد دنیای کودکانش بشو سورپرایزی چیزی براش اماده کن
بیشتر بهش نزدیک بشو
بیش از حد محبت کن
مثل اینکه بچت دوس داره و نیاز داره بیشتر تو اجتماع باشع تا اینکه همه براش عادی بشن
عزیزم درک میکنم احساست رو خیلی سخته،ولی هم باید بری پیش مشاور کودک که از این چالش راحت بیرون بیای و خدای نکرده باعث ناراحتی بیشتر خودت و بچه ت نشه ،و اینکه میگی خیلی سمت غریبه ها میره اصلا خوب نیست براش چندتا غصه و نمایش اجرا کن که نباید با کسایی که نمیشناسه حرف بزنه ازشون خوراکی بگیره و اگر گفتن که باهاشون بره باید فقط سریع بیاد پیش خودت و افرادی که بهش آموزش دادی مورد اعتمادت هستن،این حد و مرزها رو تو باید براش بسازی،وگرنه هر روز رابطه تون دورتر میشه
دخترت خیلی اذیتت میکنه....عزیزمچرا با یه مشاور درمیون نمیزاری؟؟؟
منم دخترم ۳ سالشه تو خونه خوبه همش میگه هانا عسل مامانه نفس مامان چون قربون صدقش میرم میره خونه مادرشوهرم یا مامانم اصلا بهم محل نمیده یا گریع میکنه خونه شما نمیام مامانم میگه از بس بچه رو میزنی نمیاد در صورتی که کتکش نزدم😑
فک کنم زیادی لوس شده
عزیزم ی مدت زیاد جایی نبرش و بیتر پیش هم توو خونه باشید شاید بهتر شد
دختر من با باباش اینجوریه
بنده خدا باباش کلی دوسش داره باهاش بازی می کنه ،بعد چپ و راست به باباش پرخاش می کنه می گه تو رو دوسن ندارم تو از خونه برو بیرون
چه عجییب
مشکل شما آرزوی منه😄
دختر من چسبیده به من ،هیچی و هیچ کس رد به من ترجیح نمیده
اذیت می شم ،همه جا می چسبه بهم ،همه کاراش رو فقط می گه مامان
بهترین جای دنیا هم که بره باز گی گه نه من با مامانم می رم خونه
چه عجییب
مشکل شما آرزوی منه😄
دختر من چسبیده به من ،هیچی و هیچ کس رد به من ترجیح نمیده
اذیت می شم ،همه جا می چسبه بهم ،همه کاراش رو فقط می گه مامان
بهترین جای دنیا هم که بره باز گی گه نه من با مامانم می رم خونه
باز خوبه تو خونه باهات خوبه جلو بقیه اینطوری میشه. منکه تو خونه هم دائم به لجبازیه با من و فقط با باباش دوست داره وقت بگذرونه پیش باباش بخوابه. حتی حمام کردنش هم منو اینقد کفری و عصبی میکنه
اینم شانس مایه🥲
عزیزم یه چیزی بگم با توجه به تاپیکای قبلیت به نظر میاد کنترل امور از دستت در رفته و خیلی جاها نمیدونی باید چجوری برخورد کنی.
همین موضوع هم بچه رو پریشون میکنه.نبود قانون یا نبود رفتار با ثبات والدین بچه ها رو پرخاشگر میکنه. و الان در اصل اونه که داره تورو کنترل میکنه. مشاوری به من میگفت هیچوقت نذارین اون کنترلتون کنه.
الان بهترین کار اینه که به یک مشاور کودک مراجعه کنی فقط خودت قشنگ شرح ماجرا بدی و اون به تو بگه باید چه کارهایی انجام بدی و در انجام اون کارها کوتاهی نکنی یا ناامید نشی عزیزم.
میفهمم چی میگی عزیزم دختر منم همینجوریه انگار چشم نداره منو ببینه تا باهمیم خوبه هاا ولی وقتی یکی و ببینه انگار من دشمن خونیشم یجووری باهام برخورد میکنه ک دوست ندارم تو هیچ جمعی باهاش برم 💔😮💨
آووشم همينه عزيزم،درست ميشه يكم ديگه همه چيز برعكس ميشه،تو خيلي باش مهربون باش واسش چيزايي ك دوست داره كارايي ك دوست داره انجام بده،هيچ مادري از بچش بيزار نميشه،من هر دفعه ي بلايي سرم مياره ديروز دوبار با پا زده تو بينيم،شبه يلدا با دسته كليد زد تو چشمم خدا رحم كرد كور نشدم خلاصه هر روز ي برنامه اي هست،خواستم بگم بچه ها هر زماني ي اخلاقي دارن درست ميشه
دخترمنم این رفتارا دارن شاید دنبال توجه ریاد سخت نگیر
تو تمام کارهایی که میخوای انجام بدیسهیمش کن اگه میتونی یه مهد خوب براش پیدا کن با اصول روانشناسی پیش برن بی قید و شرط بهش محبت کن اما قاطع باش اجازه نده بدون خودت جایی بمونه حتی خونه مادر خودت چ برسه مادرشوهر فقط اگه تنها میخوای باشی بفرستش مهد حداقل اونجا درست تربیت میشه خونه مادرشوهرت ک میفرستی چند تربیتی میشه حتی کنارت نشسته نگاهش کن ک نازش بده بچه ها خیلی خوب احساسات مارو درک میکنن من خودم گاهی به قدری عصبانی میشم اما میرم تو آینه به خودم میگم اون بچته بی دفاع ترین موجود تو دنیا پس آروم باش امیدوارم این راه کارها جواب بده برات
منم برعکس پسرم انقد وابستمه کلافهمیشم باباش میخواد غذاشو بده میگه مامان بیاد،،میخواد باهاش بازی کنه میگه بلد نیستی مامان بیاد،میخواد اب بده میگه مامان بده 😑فقط وقتی میرم خونه ی مامانم اینا کمی راحت میشم چون به خواهرو پدر مادرم وابستس ،حالا اونجام بعضی کارارو میگه مامانم انجام بده،،میگم کاش بهم انقد نمیچسبید منم ادمم نیاز به استراحت و آرامش دارم
عجیبه برام...دخترمن خییلی بامحبته هرچی بخوره اول میادمیگه مامان شمام داری؟بیانصف کنیم..حتی برای نیم ساعتم خونه مادرشوهرم که پایینه نمیمونه میگه اخه مامان بهارم تنها میمونه یامامانم نگران میشه😅سعی کن از یه راه دیگه واردشی تو دنیاش باهاش کیک بپز..دخترمن خیلی دوس داره کمکم کنه
چقدر عجیبه
وای پسر منم
میره میچسبه ب مادر شوهرممممم
اون سری هی صدا میزنه مادر مادر مادر مادر برنج بده ماذرشوهرمم انگار ن انگار
منم عصبانی شدم گفتم مگ مادرت مرده ب من نمبگی
هر کار اشتباهی کرد باز بغلش کن بوسش کن
ازش دور نشو
ب هیچ وجه دعواش نکن باهاش تند حرف نزن
خیلی بغلش کن بزار بفهمه چقد دوسش داری تا شاید کمی نرم شد
دختر خواهرشوهر منم اینطوریه زیاد سمت مادرش نمیره بیشتر به من میگه
البته اون مادرش زیاد یکم عصبیه درحالی کع براش همه چی میخره ، همه جا میبره ، ولی اخلاقش گاهی تنده کتک میزنه
عجیبه و کاملا حق داری
شاید دوست داره با بقیه ارتباط بگیره
بنظرم این یه دوره داره میگذره صبور باش
دختر منم گاهی همینه
من ناراحت نمیشم
نمیدونم چرا اینجوری میکنه با اینکه محبت هم زیاد میکنم بهش
البته مندیگه زیاد نبردمش خونه مادرشوهرماینا بزارمش..گذاشتم بیشتر باهم وقت بگذرونیم.از طرفیم حساسیتمو کمکردم هروقت بممیگفتناصلا اسمتم نمیاره وقتی پیشش نیستی .بهشون میگفتم بهتر منم برا خودممیگردم و راحت میخابم بمونه پیش خودتون😂 دیگه الان ب خودم تقریبا وابستس ولی خب بعضی روزا هم میفرستمش خونه مادرشوهرماینا
عزیزم ربطی نداره بعضی بچه ها اینطوزین ، دختر من ۶ سالشه هی دوست داره بره خونه دوستش ک فامیلامونه، رفتارش خیلی رو مخه ، این به این معنی نیست ک شما دوسش نداری خودتو ناراحت نکن 🙂
دخترمن تا یکسالگیش وقتی میبردمش خونه مادرشوهرم جوری بام برخوردمیکرد که متنفرمیشدم ازش..اصلا پیشم نمیومد دیگه .مادرشوهرمم با خنده میگفت تورو نمیخواد.منم کلللی حرصی میشدم...اخه تو زمانی بکد ک خودمافسردگی داشتم خسته بودم از شب بیداری این رفتاراشم میدیدمرغبت نمیکردم دیگه براش کاری کنم...چقد گریه میکردم شبا ک چرا منو نمیخواد...ولی الان خوب شده دیگه انگار یه دوره بود
اره خداییش این رفتارا رو ادم ببینه خیلی ناراحت میشه من دخترم فقط وقتی مامانم باشه اینجور رفتار میکنه سمتم نمیاد ولی بازم آخرش غذاش باید از دست خودم بخوره ولی غریبه ها منم باشم خیلی ناراحت میشم تازه اگه به روم هم بیارن دیگه بدتر
بنظرم مشاوره برو
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.