۵ پاسخ

نه عزیزم اتفاقا بهترین کار رو کردی چون این ویروس خیلی بده.اون بچه با اون شرایط نیاز به مراقبت و استراحت بیشتر داشته تا خانه بازی

همین افرادهستن که زنجیره ونمیزارن قطع بشه لعنت بهشون

نه خوب کردی بش گفتی . افرین
منم جای شما بودم همین کارو میکردم

نه حرفت درست بود.

نخ کاملا درست چه مردم بی فرهنگی ..من دخترم مریض باشه از خانه درش نمیارم

سوال های مرتبط

مامان پسرک شیطون مامان پسرک شیطون ۲ سالگی
لطفا بخونید و کمک کنید ،اگر جای من بودین چکار میکردین
ب محص اینکه ازدواج کردم شوهرم ورشکست شد و جون همیشه دستم خالیه بود و شوهرم براش مهم نبود با کسی رفت و امد نمیکردم بعد یکسال بچه دار شوم و چون بازم دستم خالیه بود شوهرم حمایت نمیکرد و بچه شیطون بازم با کسی رفت و امد نمیکردم ،خونه مادر شوهرم هر ۳ماه ۴ماه میریم تا این چند روز ک برادر شوهرم فوت کرد و مراسمات خونه مادر شوهر بود خب بچه من وحشت زده بود و میگفت پدر و مادرم و خودش هر ۳ یکجا باشیم لجبازی گریه زیاد جوری بود ک هر ک رسید. گفت ببرش دکتر حالا امشب من و شوهرم آرام بودیم و بچه عادت کرده بود یسره میگن تو بچه منزوی کردی هیچ جا نمیبری و...امشب اون یکی عموش با بچه بازی میکرد و بچه می‌خندید یهو جو گیر شد بچه سر و ته کرده و میچرخونه یسره لگد میزنه ب پهلو بچه یسره محکم میکوبه رو باسن بچه و چند بار زد تو صورت بچه بازی خرکی من چون مهمون داشتن لال بودم و نگاه کردم ک یهو پسرم زد زیر گریه گفت منو نزن منو نزن جیگر خون شد دیدم صورتش قرمز شد رفتم ب شوهر گفتم بریم خونه تو راه ماجرا تعریف کردم برا شوهرم گفتم بخاطر حضور مهمونا لال بودم چرا برادرت بازی خرکی کرد چرا خودت هوای ما رو نداری ک شوهرم شروع کرد ب فحاشی تهدید من و یکی زد تو صورتم و قهر کرد رفت شما جای من چکار میکردین ،فردا زنگ میزدین ب خواهر شوهر گله ای ،حالا بچه بغل کرده میگه عمو منو میزد میزد
مامان ساحل مامان ساحل ۳ سالگی
مامانا حالم خیلی بده نشستم یه دل سیر گریه کردم امشب مهمون داشتیم شبم اینجا موندم از سر شب دخترم با دختر اونا بازی کرد مهمونم برادر شوهرم بود بچه ها بازی میکردن گاهی هم دعوا چون اونا مهمون بودن بعد یک سالم اومده بودن من یا شوهرم همش به دخترمون گیر میدادیم نکن بشین دوتا بچه ها همسن هستن آخر شب موقع خواب هیچ کدوم نمیخوابیدن شوهرم هم خسته بود داد زد سر دخترم آورد به زور خوابوندش بیچاره بچم تو خواب هنوز داره حق حق میکنه بچه برادر شوهرمم هنوز بیداره داره تو اتاق دخترم بازی میکنه بدجور از دست شوهرم ناراحتم آخه دیواری کوتاه تر از بچه من پیدا نکرد نباید اینجوری اذیتش می‌کرد احساس گناه میکنم من مادر خوبی نیستم نباید بچم فدای دیگران بشه چرت باید همه خودخواهی کنن اما بچه من نه
دخترم موقعی که عصبی میشه خودشو میزنه میگم نکنه تقصیر منه برادرشوهرم میگه بچت عصبی هست چیکار کنم این کارو نکنه ایا این مشکلش باعثش منم 🥲🥲😭
پوشاک
شیشه شیر
شیرخشک