۶ پاسخ

طرفای کردستان همش مختلطه

من موقع عروسیم یهو همه یادشون اومد آهنگ حرامه خاله شوهرم قهر کرد رفت حیاط تالار از اون ور خواهرم یکم پاهاش بیرون بود هی میرفتن میومدن بهم میگفتن ب خواهرت تذکر بده خدا لعنتشون کنه زهرمارم کردن الان عروسی بچه هاشو نو ببین

والا واسه ما کلا اینا قفله. عروسی‌های شمالی همیشه مختلط بوده و برای ما عروسی که توش برادر و پدر نباشن بی معنی هست دیگه خیلی اگه خانواده دوطرف مذهبی و سیاسی بودن جدا میگرفتن.
لباس پوشیدن هم هر خانواده به فرهنگ خپدش میپوشید یعنی تو یه عروسی شما میدیدی خانوم با شال و روسری کاملا محجبه داره کنار خانومی که دکلته پوشیده میرقصه.
من خودم هم عروسی نگرفت یه نامزدی و عقد خانوادگی گرفتم چون دوره کرونا بود که خب اونم همش مختلط بود.
تو فرهنگ کسلانی عروسی جدا به اندازه شفره زنونه مردونه جدا بی معنیه.

فامیلت مثل فامیل منه🤣🤣
تاحالا مثل فامیل خودم جایی ندیده بودم

نه الانم هر کی هر مدلی خواست میتونه بگیره
خانواده ما هم بابا بزرگم اینا خیلی به محرم و نامحرم بودن حساسن
اصلا تا حالا مراسم مختلط نگرفتیم

چند سال پیش عروسی گرفتین ؟

سوال های مرتبط

مامان هامین مامان هامین ۳ سالگی
من وقتی زایمان کردم
شوهرم ده شب پیشم بود کلا بد رفت خونه روزا که سر کار بود تا عصر ۷.۸ میومد شبا میرفت خونه ...واسه آزمایشات هم با پدرم با بخیه شکم میرفتم..
تو شرایط سخت کنارم نبود الان میگه بچه دوم گفتم خیلی همکاری کردی ک ب بچه دوم فکر میکنی ...ولی از ۶ماهگی شبا همش نگه داشت شیر میداد تا ب الان شبا بیدار میشه نگه میداره تو طول روز انرژی من میره ...دوماه اول ک نخوابیدم
پسرم کولیک شدید داشت خیلی سخت گذشت...یه شکم گنده و آویزون ک ارکی میدید میگفت یکی دیگه تو شکمت هست ...تعریق زیاددد ک هرچی مام میخریدم چ ارزون چ گرون تاثیر نداشت ...بیکینی سیاه و زیر بغل سیاه ۶ ماه زمان برددخوب بشه مثل اول بشم...موهای سیم اسکاچ ک دوماه بد زایمان رفتم کراتین چون خیلی روحیم رو باخته بودم ..مادر و پدرم کنارم بودم تا ۴۰.۵۰ روز اونجا بودم ..به بچه خودم حسادت میکردم و همش گریه ...هیچ کدوم از لباس ها بهم نمیخورد ...چقد سخت گذشت...اصلا دوست ندارم برگردم به اون دوران اصلا....باز خداروشکر ک گذشت...تجربه های شما چی بود؟؟؟
مامان 👼🏻آیهان👼🏻 مامان 👼🏻آیهان👼🏻 ۳ سالگی
سلام مامانا خوبین
میخواستم یه چیزی بگم که حواستون جایی طبیعتی میرین جمع باشه
ما هفته پیش رفتیم تفریح با خانواده دره اشنویه که اونجا هم یه چوپون گوسفنداشو اورده بود چرا
پسر منم گیر داد به شوهرم که بره رو باید بغل بگیره چند بارم به شوهرم گفتم ول کن مریضی میگیره بچه گوش نکرد به حرفم داد بغلش
الان بعد یک هفته دیروز دیدم بدن پسرم اول سه تا جوش زد بعد چند ساعت تبدیل به حاله گرد و رنگ قرمز شود اول فکر کردم چیزی نیش زده ولی با رفتن ساعت بیشتر میشود این دایره ها تو بدنش
امروز صبح سری بردم دکتر که دکتر تشخیص داد که بیماری پوستی گال یا همون به زبون ما ترکا {قوتور} گرفته و من بد بختم شودم اینطوری درسته پماد و شربت داد که گفت خوب میشه الان بعد استفاده خیلی بهتر شوده نصبت به صبح ولی باید به مدت یک ماه این پماد ا استفاده بشه
ما خودمونم هم دام داریم ولی گاو که مریضی ندارن ولی از شانس ما از اون بره که پسرم گرفت بغلش مریضی سرایت کرد بهش
تو رو خدا رفتنی بیرون مراقب بچه هاتون باشین نزارین هر چیزی رو لمس کنن که خدایی نکرده اینجوری بشن