والا همه همینجوری میرن رو مخ
خوب اشکالی ندار شیرش بدش بده مادرشوهرت بلکن روش بالا بیاره بعد گه اه.ایق و اینا بگو من که میگم سیره شما هی میگین نه😂
دقیقا همینه دیوونه شدم
ما خیلی نزدیکیم قبلا یه روز درمیون میرفتیم خونه مادر شوهرم اما از وقتی بچم بدنیا اومد انقد بغلش میکرد مادرشوهرم هی تکونش میداد بغلم خودمم نمیداد اصلا بچه رو منم دیگه ۱۰روز یه بار میرم اونم دوسه ساعت
مادرشوهر منم همینه
الان که پسرم ۵سالشه وقتی میاد هی میگه بهش غذا بده! تکیه کلامش اینه که از وقتی من اومدم بچه هیچی نخورده!
منم هردفه میگم داشت میخورد شما اومدین تموم کرد جمع کردم ولی بازم تکرار میکنه
همه همینن رو مخن همش نظر بیخود میدن
تازه جاریم با من حامله شد بچه سومش پنج روز از پسرم بزرگ تره اون یدونه دندونم در نیاورده تا الان پسر من ماشاالله دوتا بالا دوتا پایین حالا میخواد دندونا نیشش رو در بیاره دوتا پایینیارو اون وزن تولدشم سیصد گرم از پسرم بیشتر بود الآنم تپل تر پسر منه اونم میزنن تو سرم حتی حوصله بحثم ندارمممم هوف
من همسایه ها بیشعوررررر ام نظر میدن پسرم یکم پشت سرش برآمده تر اون سمته جوریه که انقدر باید دقت کنی تا بفهمی خیلی کمممم منم بالا سر مادر شوهرم زندگی میکنم همسایه هزارررر بار به مادر شوهرم و خودم گفته اونور بگو بخوابونش چون بچم بریچ بود سرش بالا بود تو شکمم فشار اومده به سرش هیچ مشکلیم نداره موهاش که رشد کنه کاملا ناپیدا میشه دیگه اوق میزنم ازین حرفا منم گفتم دخالت نکنه کسی عیبم رو بچم نزارید چشه بچم هرکسی رو که بگی دخالت میکنه دور و اطرافیانم یا میگن لباس گرم بپوشش حالا بچه ها خودشون لخت تو کوچه بازی میکنن یا میگن چرا انقدر لاغره یکم بهش برس دیوونم کردن بهترین غذا هارو برا بچم درست میکنم هفت ماهه درست نخوابیدم که شیرشو بدم و غذاشو بعد اینطور میگن بچم از سه ماه و نیم دندون در آورد اونم با اسهال استفراغ تپل نشدن بچم و شبیه بچه ها اونا نشدن بچه منم داستانیه که براش حرف بزنن
من هر چی بگن لبخند میزنم میگم باشه ولی کار حودم میکنم
یا اینکه بگو باشه ولی تو محل نده بگو نه تازه دادمش و بزارش رو پات بچرو آروم کن والا تا گریه میکنه سریع میگن شیر بده خوب شاید یک چیز دیگش باشه بچه رو
حق داری بچه اول هم مادر زیادی حساسه هم اطرافیان زیادی دخالت میکنن منم سر پسر اولم از همه فاصله گرفتم تا یکسالگی رفت وآمد کمکردم چون اونجام اوج کرونا بود همش میترسیدم بچم مریض شه کسی دستش نزنه بوسش نکنه مدام مریض بود چون ذهن من پر از استرس و اضطراب بود.
اجازه ی دخالت نده من میگفتن گرسنه شه میگفتم تازه دادم بالا میاره بعد گوش نمیدمهرچقدر بگن
برای ماهم همیته
البته اونابرعکس اینارومیگن
من سرچرت پرت گفتنشون باهاشون صحبت نمیکنم حتی باباش
وای وای وای امان از نظرات بقیه
قشنگ قلب و روحت رو نشونه میگیرن
نظرات چرت و پرت
برا منم وضع همینه تازگیا ک دست خودم نیست پرخاشگر شدم از نظر بقیه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.