من دیروز حالم خیلی بد بود تا آخر شب بی حال بودم سر شب رفتم خونه مادرشوهرم همسرم رفت خرید دخترمم خوب بود ساعت های نزدیک ۹ دیدم دخترم گیج حال نداره فکر کردم خوابش میاد روی پای مادر شوهرم نزدیک من نبود منم بی حال اصلا حال نداشتم بچه رو نگهدارم شوهرم اومد بچه رو بغل کرد باهاش بازی کرد گفت خانم فکر کنم ملکا تب داره منم باور نکردم از بس شوهرم رو همه چی حساسه مادرشوهرش دست زد بهش گفت آره پاشویه اش کنین هیچی اومدیم بالا تب سنج زدم براش بگین چند بود تبش نزدیک ۳۹ بود خیلی تعجب کردم اصلا چرا بچه باید یهویی تب کنه سریع استامینوفن دادم بهش آنقدر بی حال بود نمیتونست شیر بخوره
تا کی پاشویه اش میکرد دستمال گذاشتم براش تا تبش پایین نیومد نخوابیدیم دیروز روز خیلی سختی بود 🤕 اینجا گفتم که خیلی حواستون باشه دختر من بی دلیل تب کرد من آنقدر حال خودم خراب بود که اصلا به ذهنم نرسید 😑🤦🏻‍♀️

به نظرتون از دندون بوده یهویی تب کرد واسه واکسن هاش آنقدر تب نکرده بود 🥲

۸ پاسخ

منم ی شب بی دلیل تب کرد ولی صبحش خداروشکر اوکی شد
دحتردوستمم دوبار اینطوری شد بردنش دکتر دور ازجون گفتن ریه هاش عفونی شده

مریضی های تنفسی بعضیاشون اول تب میاد بعد آبریزش اینا
احتمالا آنفولانزا یا یه جور سرماخوردگیه
تب بالای ۳۹ هم آنفولانزا هست

شاید سرما خورده دختر من سرماخوردگی که داشت یهو تب بالای ۳۸ گرفت تا سه روزم ادامه داشت

ن دندون انقد تب بالا نمیره من پسرم گلوش عفونت کرده بود تبش خیلی رف بالا بنظرم خدا نکنه ولی یه دکتر ببر خودت مطمئن بشی

عزیزم دندون تب نمیاره

منم پسرم پنج سالشه حالش خوب بود یهو شب خوابیدیم دیدم نصف شب تبش رفته بالا نمی‌دونم این چه مدلشه

معلوم نمیشع از دندون باشه یا از ی نفر ک مریض شده گرفته

نه عزیزم تب دندون اینقد بالا نمیره
ان شالله که بلاش به دور باشه

سوال های مرتبط

مامان قند عسل مامان قند عسل ۶ ماهگی
تجربه ی من از واکسن شش ماهگی ؛
اول اینکه خدارو شکر که دیروز هم گذشت و دیشبم صبح شد..
واکسن دوماهگی النا خیلی خیلی سبک بود.واکسن چهار ماهگی هم بدک نبود تا دوروز بی حال بود و یکم تب خیلی خفیف که با پاراکید کنترل شد..
واکسن شش ماهگی برای دختر من خیلی‌ سنگین بود.
از سر شب یهو تب کرد و تا ۳۸/۸ رفت تبش..
پاراکید رو یه ساعت زودتر مجبور شدم بدم...نمی‌دونم کار درستی کردم یا نه..چون هرچقدر پاشویه کردم با آب معمولی‌ تب پایین نیومد.. پیازم کف پا گذاشتم ولی تاثیر انچنان ندیدم... یک ساعت که گذشت یه درجه اومد پایین ولی قطع نشد .دخترمم نمیذاشت دستمال بذارم.. فوری آب ولرم و نمک و سرکه و گلاب و قاطی کردم و دستمو نمدار میکردم همینطور که زیر سینم بود می‌کشیدم روی شکم روی پا زیر پا کف پا گردن زیر بغل..پوشکشم شل کردم و هی بهش شیر دادم..و خدارو شکر بعد دوسه ساعت کشید پایین تا حدود ۳۷/۴ و اینا.
اما باز بالا می‌رفت نزدیک چهار ساعت که میشد...
دردم خیلی داشت و بیقرار بود کمپرس سرد میذاشتم ..آخرشب یکم لرز کرد پتو‌ نازک انداختم آروم شد خوابید شکر خدا.. ولی صبح امروز دختر جونم به لطف خدا و حضرت زهرا سر حال بیدار شد... خدارو شکر که شبای سخت هم میگذره..
در کل نگران نباشید من بیشتر آدما رو دیدم میگن شش ماهگی سبک بوده براشون‌ استرس نگیرید.