۷ پاسخ

تازه اول راهی عزیزم بزار یکم بزرگتر بشه اون موقع دیگه راحتتری نه تنها نمیره پیش باباش یه چند تا حرفم بارش میکنه تا طرف بشینه سر جاش یا به قول خودت همون بغل مامانش .

چرا بهزیستی عزیزم؟؟

عزیزم الان دیگه مادر و اطرافیانش می‌شناسه دختر منم بغل کسی که نمی شناسه می‌ره اول لب میچینه بعدم گریه میکنه

دستش بشکنه حرومی

عزززیزم مطمین باش دیگ بغلش نمیره ولی افسوس ک قدر خانم و بچشا ندوست

منم نمیره بغل هر کسی گریه می کنه دیشبم تا صبح بد خواب بود و گریه میکرد و تو بغلم میگردوندم که نپره از خواب چون اون بابای اشغالش خروپف میکرد بچه می‌پرید از خواب تا دست میزدم بهش ک خروپف نکن عوضی صداش در میومد و می‌گفت بچه داری بلد نیستی صبا تا لنگ ظهر خابید شبا نمیزارید من بخوابم همش انقد گریه کردم بابت حرفاش عوض تشکرش، اشغال ، مال تو بهزیستی چرا

اگه میترسه بغل کسی بره اصلا اجبارش نکن🥲

سوال های مرتبط

مامان ماهلین💖 مامان ماهلین💖 ۶ ماهگی
دخترا من تقریبا یک ماهه دخترم فقط برای باباش هی ناز میکرد یعنی هروقت میدیدش لباشو ☹️ اینطوری میکرد و باباشم کلی نازشو میکشید دخترمم وسط وسطش میخندید و میدید باباش نازشو میکشه با ناز هم براش گریه میکرد (گریه الکی و با همه گریه هاش فرق داشت) و وسط همون گریه هم با ناز کشی میخندید و فقط برای باباش اینطوری میکرد و گااهی برای من
الان اولین بار روز جمعه و دومین بار امروز از صبح تا ظهر ک خواب بود هر یکساعت پا میشد گریه میکرد هرچی بغلش میکردم باهاش صحبت میکردم نازش میکردم ساکت نمیشد پوشکشو عوض میکردم وقت شیرش بهش شیر میدادم و دیدم ساکت نمیشه بهش شربت دلدرد دارم گفتم حتما دلش درد میکنه ولی بازم اروم نمیشد بعد دقیقا تو دو روزش تا ظهر ک باباش میومد از پشت سر سلام میکرد(دخترم ندیده بودش) یهو ماهلین با صدای باباش چشاشو چهارتا میکرد با لبخند زل میزد ب من تا شوهرم میومد جلوش ک میدیدش میزد زیر خنده و ذوق میکرد و شوهرم بغلش کرد فقط میخندید و تا وقتی ک بود دیگ نه بهونه گرفت نه هیچی که حتی یک دفه شوهرم دادش بغل من رفت جای ماشین ماهلین دور و برشو نگا کرد دید باباش نیس یه طوری زد زیر گریه انگار کع یکی زدتش و تا باباش اومد و دوباره باباشو دید شروع کرد خندیدن بغل من بهونه میگرفت بغل شوهرم میخندید
یعنی از الان دیگه داره بهونه باباشو میگیره و باباییه؟😐