۱۴ پاسخ

مامان جان عجب بازی خلاقانه ای افرین بهت 👍👍

عزیزم نگران نباش هر عملی ی زمان میبره ترک میکنن

فرهانم همینجور بود همه بچه ها فراری داده بود ازخودش اما الان اصلا بلد نیست گاز بگیره 😁 بهش میگی گاز بگیر قدرت فشار دادن نداره از بس تا دوسالگی همه رو کبود کرده بود

من ی بار بد گاز گرفت دعواش کردم ببین لپم بود باد کرد اندازه گردو کبود شده بود ی وضعی بعد فرداش دوباره دستم گاز گرف کبود کرد آروم گفتم مامان گازی بده بوس میکنیم.... هزاررررربار گفتم فعلا ی ذره مراعات میکنع

عزیزمم نویان کامل حرف میزنه

پسر منم شدید میزنه ما رو

وای نگو نگو واسه ما مو میکشه شدیدددددددد

به به مامانای فعال

عزیزم میشه درخواستمو قبول کنی

قطعا ک بخاطر سن هست ولی خو زمانی ک اینکارو میکنه شما دستشو میگیری و با جدیت میتونی بگی ک ما کسی رو گاز نمیگیریم یا نمیزنیم.. من دردم اومد.. قطعا ک باید خیلی تکزار کنی این حرفو.. و میتونی حایگزین بهش بدی مثلا مامان جون بیا باهم سیبو گاز بگیریم یا هرچیزی ک میشه گاز گرف.. تکرار کردن خیلی مهمه

دختر من گاز و چنگ....ببین تیکه پاره ایم از دستش😩😩منم خیلی استرس دارم،اخه خیلی نزدیکن به ۲ و سال و نیم🥺

پسر من چندبار گاز من مگرفت باباش بد دعواش کرد بچم🥲🥲
حالا دیگه وقتی عصبی مشه یا گریه مکنه انگشت خودشو محکم گاز میگیره دوباره از دردش گریش چند برابر مشه داد مزنه🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️🥲

سحر من نمیدانم اطلاعی ندارم 🙄

هیچی عزیزم دختر منم همینطوره 🤣
منو به شدتی گاز میگیره که نمیتونم واکنش نشون ندم 😄
منتظرم گذر زمان درستش کنه .
اون گاز بگیره منم گازش میگیرم کلی میخندیم 🤣

سوال های مرتبط

مامان آریا مامان آریا ۲ سالگی
سلام خانما خوبید پسر من عصبانی که میشد می رفت تلویزیون رو هل میداد چون حساسیت ما رو به تلویزیون دیده بود دیگه مجبور شدم تلویزیون جمع کنم جدیدا عصبانی میشه اگر دم دستش باشم چنگ میزند اون روز حواسم نبود با مهر نماز محکم زد به انتهای ابروم (قبلش داشت ادای نماز خوندن باباشو درمی‌آورد کلی هم قربونش رفتم و خوب بودیم فقط بعدش مجبور شدم به خاطر کارم تو گوشی باشم ) خیلی دردم اومد و اون لحظه به گریه و عصبانیت گذشت کلی هم بهش اخم و تخم کردم و خیلی ازم ترسید چون تا اون روز همچین واکنشی از من ندیده بود دیگه بعد اون چنگ کشیدناش و گاز گرفتناش بیشتر هم شده موندم چه کنم میگم دو سال خودداری کردم که الان اینطور بشه جدیدا خودداری برام سخت شده خب وقتی چنگ میزنه یا گاز میگیره مگه آدم چقدر می‌تونه کنترل کنه خودشو بعدم این مدلی نبود خیلی بچه با محبتی بوده همش میگم نکنه به خاطر مهدکودک رفتنش رفتارش اینطور عوض شده ولی خب مربی مهد هم گفته تو مهد با بچه های یکی دو ساله هست که دخترن پسر کمه پسر شما از همه بزرگتره دیگه موندم چکار کنم جدیدا کنترل خشم برام سخت شده از حرص یه وقتایی با لبخند فشارش میدم وقتی داره گاز میگیره برمیگرده ببینه این فشاری که دادم از عصبانیته منم الکی لبخند می زنم که نفهمه از حرصه با اینکه میدونم این حرکتم باعث میشه تو فهم احساساتش به مشکل بخوره یعنی اون لحظه فشار من اذیتش کرده ولی وقتی دیده من لبخند زدم یعنی چیزی نیست و فکر کنه بدنش اشتباه برداشت کرده ولی واقعا دیگه نمی‌دونم چطور خودداری کنم و سعی کنم برخوردم درست باشه آخه دقیقا تایم آشپزی و ظرف شستن که وقت درست حسابی برای فکر کردن و واکنش درست ندارم میاد سراغم