درد که شروع میشه اولش هر چند ساعت میاد و میره و ساعت ها کمتر میشه تا ۱۵ دقیقه مونده که بچه بیاد دیگه درد گرفت ول نمیکنه یعنی تو کلا یه ربع درد داری موقع زایمان هم اصلا درد نداری فقط میگه زور بزن بعدشم تو اصلا متوجه نمیشی کی بخیه زد و تموم شد دلت میخواد بچه رو بغل کنی و بری همین به خدا غول نیست
درداش که دیگه کم کم میاد سراغت و فاصله شون کمتر شدید تر میشه
ولی موقعی که بچه بع دنیا میاد همه درد هارو فراموش میکنی برا من ک اینجوری بود 😍
زایمان مث ازدواجه هیشکی تجربش شبیه اون یکی نیس😅
بدن با بدن فرق داره من حدود۳۰ ساعت درد کشیدم ک ۱۵ ساعتش دردام ۵دقیقه یکبار بود،سوزن فشار زدن کیسه آبمم پاره کردن اخرش بزور سه سانت باز شد دهانه رحمم و اخرشم ۹ شب رفتم سزارین
ولی دوستم کلا ۱۱ شب درداش شروع شد ۷ صبح هم زایمان کرده بود و تو بخش اومده بود کلا ۳ ساعت تو بیمارستان بوده و زایمان کرده
هرچقدر هم توضیح بدن باید خودمون زایمان کنیم ببینیم چه خبره 😓😓
بنظر من نوع زایمان هم سزارین هم طبیعی توضیح تجربه ک داشتن مثل ازمابش قند بارداریه یه غول بزرگ میشه واسمون ک تا تجربه اش نکنیم نمیتونیم حسش کنیم قبلش خیلی میترسیم من تا محلول خوردم گفتم وای چ خوشمزه راحت بود ایشالا زایمان طبیعی راحت باشه واسم😅
به نظرم طبیعی درصورتی خوبه که خودش بخواد طبیعی به دنیا بیاد
وگرنه با آمپول فشار و اینا فقط درد میکشی
ورزش کن تا عضلات کف لگنت ضعیف نباشه
بعد هم ماساژ پرینه و دهانه واژن خیلی مهمه
البته بدن هر کس با یکی دیگه فرق داره و اینکه خودت دردت بگیره خیلی بهتره تا امپول فشار
من رو ساعت 2 بعد از ظهر بستری کردن
همون اول وارد اتاق شدم یه لباس دادن بپوشم و همه لباسامو دراوردم روتخت رفتم سرم وصل کردن امپول فشار زدن و یه چیزی نمیدونم سوند بود بالن بود داخل واژنم کردن و خودشون رفتن هر نیم ساعت یه سر میزدن من یه سانت بودم بعد دوساعت شدم دو سانت و ساعتای شش شدم سه سانت خیلی درد داشتم به خاطر امپول فشار همش گاز اندکس استفاده میکردم تا دردام کمتر بشه و اشک میریختم و میپیچیدم مورفینم روم تاثیر خاصی نداشت ساعتای 7 شب یه دفه ای از 3 سانت 7 سانت شدم و دردام بیشتر شد دکتر دید درادم زیاده بی حسی اسپاینال از کمرم زدن تا یه ساعت و نیم با اون بی حسی اصلا درد نداشتم اما بدنم حساسیت نشون داده بود میخارید بعد که اثر بی حسی رفت دوباره دردام شروع شد سر ده سانت که رسیدم ماما گفت الان وقت زور زدنه زور زدنا هم باید ادامه دارو بلند میبود یه نفس عمیق میکشیدم دردم شروع که میشد با درد شروع به زور زدن میکردم تاحدی که تو بازدم نفس نمیموند بعد ده دقیقه موهای بچه معلوم شد سرش یه ذره بیرون اومد همونجوری گفتن بلند شو برو رو تخت زایمان که یه تخته دو تا جای پا داره و پایین تخت حالت نیم دایره داره خالیه سر بچه اونجا باشه اونجا که رفتم گفتند زور بزن خیلی بد بود یه فسار عجیبی رو مقعد و واژن هست و انگار یه وزنه وصله بالاخره باهر دردی باید زور میزدم سرش که در اومد شونش منو خیلی اذیت کرد بعدش دیگه راحت بود جفتو دراوردن و خونارو دراوردن شکمو ماساژ و فشار دادن من بخیه نخوردم براهمین نمیدونم اون قسمت چطوریه بعدشم که میری رو تخت و با بچه تنهات میزارن شیر میدی یه ساعت تماس پوستی داری و بعدشم انتقال به بخش
دردا شاید یکم غیرقابل تحمل باشن
ولی موقع زایمان و بخیه ادم حاالش خیلی اوکیه چیزی نمیفهمه
ولی اینم بگم ممکنه از رو بخیه زدنی بدونی چون میگن خیلی سر نمیشه اون قسمت
ولی چون نی نی کنارته خیله خوبه متوجه نمیشی
ولی بعد زایمان یکم بخیه ها اذیت کننده هستن و مشخص نیس کی خوب میشه🥲
واسه من که وحشتناک بود
یعنی شلوار داشتم فرار میکردم از زایشگاه😂
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.