من ده روز تاخیر داشتم ولی اصلا به بارداری فکر نمیکردم باهمسرم رفتم دکتر که چرا پریود نمیشم گفتم شاید کیست دارم دکتر به بارداری شک کرد چون کلا پریودم منظم بود و گفت باید بری ازمایش بتا بدی اگه مثبت سد که هیج مبارکه اگه نشد میای ببینیم دلیلش چیه
جالب اینجاست چند روزی بود تکرر ادرار داشتم سینه هام به قدری درد میکرد که میخاستم گریه کنم زیر شکمم افتضاح درد داشت
و اخرین علائمم تو راه دکتر بودیم تو ماشین جوری حالت تهوع گرفتم نمیتونستم با همسرم حرف بزنم همونجا همسرم گفت تو حامله ای گفتم برو بابا چه حامله ای اولین تشخیصم از طرف همسرم بود😂
خلاصه رفتم ازمایش دادم همچنان میگفتم حامله نیستم همسرم زنگ زد به مامانا گفت شاید خانمم حامله باشه دعا کنین دعواش کردم که اگه حامله نباشم ناراحت میشن اینا 🤦🏻‍♀️جواب اومد مثبت بود خیلیییی شوکه شدم همونجا زدم زیر گریه تا خونه گریه میکردم
باخودم گفتم الان همه میگن چن ساله شاید بچه دار نمیشن که انقد خوشحال شدن در حالی که کلا یه سال بود عروسی کرده بودیم
حس متفاوتی بود ولی هنوزم باور نکردم نمیدونم شاید بخاطر اینه که بارداری اولمه
دلم خاست تعریف کنم و تو صفحم بمونه 🫠

۶ پاسخ

کلی مبارک باشه عزیزم 😍😍😍😍

سلام جانم منده نچه آی دکتره گدردیم باردار اولمادیم ولی اوچ آی گدمدیم طبیعی باردار اولدوم اصلا اینامیرام

عزیزم ایشالله ب سلامتی بغل بگیریش گلم

عزیزم مبارک باشه به خوشی و سلامتی بغل بگیریش

مبارک باشه عزيزم 😍😍

اخی...خداحفظش کنه♥️🌼

سوال های مرتبط

مامان امیر حسین🦉🦋🧸 مامان امیر حسین🦉🦋🧸 ۳ ماهگی
مامانا بیاید یه چیز جالب بگم شنیدین میگن تاخدا نخواد هیچی نمیشه واقعا راسته برای من باردارم معجزه بود هم تنبلی داشتم هم شوهرم مشکل اسپرم داشت دوسال تحت درمان بودیم هی دارو می‌خوردیم آمپول می‌زدیم هیچ نتیجه ای نگرفتیم درست برج ۹پارسال به شوهرم گفتم دیگه دکتر نمیرم یه ماه استراحت میکنم بعد دنبال یه دکتر دیگه میرم خلاصه برج ۱۰دیگه نشستم خونه هیچ دارویی مصرف نکردم اون ماه تصمیم گرفتم برم عطاری داروهای عطاری استفاده کنم شاید نتیجه گرفتم برج۱۱استفاده کردم پریود شدم و اخرین پریودم بود منم نمی‌دونستم باردارم برج ۱۲روزه گرفتم هی باخودم میگفتم کاش پریود نشم بتونم روزه کامل بگیرم خلاصه اون ماه کارهای سنگین کردم همه کار کردم🤭نمی‌دونستم باردارم تا اینکه دیدم ۱۴روز شده پریود نشدم وشکم درد شدید داشتم رفتم دکتر داروخوردمولی هیچ اثری نداشت تازه حالت تهوع هم اضافه شده یهو به سرم زد تست بزنم خدارو چه دیدی شاید باردارم تست خریدم ولی نزدم آخه قبلا هم تأخیر داشتم گفتم شاید الانم همین جور تأخیر باشه فرداش شوهرم گفت تست بزن گفتم باشه بازم نزدم میترسیدم منفی باشه دلم بشکنه تا اینکه مادر شوهرم گفت تست بزن گفتم باشه فردا صبح میزنم خوابیدم خواب دیدم تست زدم دوتا خط مثبت پررنگ افتاده بیدار که شدم استرس گرفتم گفتم بزنم تست زدم دوتا خط مثبت پررنگ عین خوابم افتاد از خوشحالی شروع کردم گریه کردن ۱۴۰۴٫۰۱٫۰۱فهمیدم باردارم بهترین عیدی بود ظهررفتم بیمارستان آزمایش دادم باردار بودم
مامان 🥑🧿🫶 مامان 🥑🧿🫶 هفته پانزدهم بارداری
خواستم یه حرف با اونایی که ناامید هستند بزنم
من تنبلي تخمدان داشتم و همسرم هم اسپرم ضیفه در این حد ۲تا دکتر گفت باید برید سراغ ای وی اف اینجور چیزا و اصلا هم توجه خاصی نداشتم دیگ امیدی نداشتم اقدام میکردیم ها ولی دیگ امید نداشتیم
یکروز با کسی آشنا میشم یه آدرس میده میگه پییش این ماما برو خدا چه دیدی شاید شد منم دیک میرم ۳جلسه رفتم اولین جلسه هم ام گفت نگران نباش ..جلسه ۴ میخواستم برم چند روز بعد که روز موعد سرما خوردم رفتم دکتر قبل دکتر یه جونم افتاد یه تست بزن حالا تو که میخواد دکتر دارو اینا بده منم رفتم تست گرفتم اومدم زدم مثبت شد گفتم حتما خراب اینجور باز رفتم گرفتم باز دوباره مثبت شد گفتم الکیه بیخیال رفتم دکتر ولی تست نشون دادم گفت مثبته دارو دوز کمتر میدم رفتم ۲تا دیگ تست گرفتم بد دکتر خانه زدم مثبت شد باز گفتم اینا خرابه اینجور شوهرم باز غروب گفتم بگیر اوتا هم زدم مثبت دیگ گفتم من که باور ندارم تا آزمایش نرم اینجور اینجور گفتم فرداش رفتم اونم مثبت شد گفتم این آزمایشگاه هم درهم زده تا سنو ندم دیگ باور نمیشه سنو رفتم بلخره باور شدو.. خواستم بگم باید خدا بخواد خود ما ۱سال ۳ماه اقدام بودیم ...
#فرزند پروری
#باردار ی#نینیی#سیسمونی #کودک