۶ پاسخ

سلام عزیزم بخدا دیشب خواهر شوهرم یه فتنه ای انداخت تو خونمون که بیا و ببین خدا لعنت کنه آدم شیطان رو

ارههه من

من عروسی میخواستم با تمام وجود
اما وضعیت مالی خوب نبود بقیه هم پول که نمی‌دادن اما نذاشتن با یه عروسی کوچیک به آرزوم برسم بعد کرونا شد ما هم بهونه کردیم رفتیم سر خونه زندگیمون
حاملگی خوبی داشتم
اما زایمان و بعد زایمان افتضاحی و باعث شدن افسردگی شدیدی بگیرم که حتی به نحوه کشتن خودم فکر کنم

منی که میخواستم عروسی بگیرم کرونا اومد و برای همیشه حسرتش به دلم موند

اره عزیزم من
روز عروسیم انگار از قرن دهم داشتم عروس میرفت راننده ماشینی که میبردتم برادر شوهرم بود اقا داماد بلد نبود ماشین برونه از قرار بود بریم ماه عسل با هواپیما مادرشوهرم اینقدر راز و نیاز کرد لغو شد زمینی رفتیم
دوران بارداریم مادرشوهر گور به گوریم از پله افتاد اومد افتاد گردن من من ۳۳ هفته زاییدم گفت لیاقت نداشت بچه تو شکم نگه داره نگفت داشتم ازش بیقاری میکشیدم و ...
تا ۵۵ روزگی بچه بیمارستان بودم
تا ۲سال و نیمگی که میشع الان همش استرس تکامل قد وزن سرماخوردگی ویروس کوفت زهرمار
همین همین الان بغلم زیر بلوزم خوابیده تب لرز داره اسهال استفراغ دل درده سرفه خروسکی میکنه
خونه مامانم هستیم
کلا زندگی ریدم توش

چرا مگه چیشده🤦‍♀️

سوال های مرتبط