چقد بعضی وقتا ما مامانا با یه تغییر کوچیک روحیه میگیریم
انقد چند وقته زندگیمون تکراری و یکنواخت شده که با کوچکترین تفریحی دلمون باز میشه کلی انرژی میگیریم
صب بیدار شدیم دیدیم یه کوچولو برف کرده شوهرم و دخترم رفتن بیرون تا موقع بیان آفتاب زد هوا گرم شد اومدن شوهرم گف حاضر شو ببرمت بیرون دلت باز شه .گفتم مهراد سرما میخوره گف من تو ماشین نگهش میدارم شما برین بازی کنین بگردین .رفتیم خیام هیچکیییی نبود فقط من و دخترم بودیم .شوهرم تو ماشین نشست مهرادو نگه داشت منو فاطمه رفتیم بازی کردیم. تاب و سرسره تونلی سوار شدم 😂رو برفا دراز کشیدیم. قلب کشیدیم رد دست درست کردیم گلوله برفی زدیم به هم .کلی تو برفا دوییدیم. عکس گرفتیم. اصن انگار دلم باز شد با همون بیس دیقه انقد انرژی گرفتم انقد بهم خوش گذشت خدا میدونه .شوهرم میگه حس میکنم حالت خوب شد حق داری میدونم روزات خیلی تکراریه ک با این چیزا کوچیک خوشحال میشی ولی ماه دیگه رو تحمل کنی دیگه تمومه .هوا گرم میشه کم‌کم مهراد بزرگتر میشه من بیشتر میتونم کمکت کنم .میریم روستا تعطیلات .میریم خرید عید بعدشم ک دیگه بهاره بچه هم بزرگه دیگه راحت میشی .
چقد حرفاش دلمو اروم کرد چقد خوشحال شدم ازینکه درکم میکنه .
. خدایا شکرت بابت همون دلخوشیا کوچیک .بابت خانواده ای که بهم دادی. بابت پسر قشنگم ک امسال اولین زمستونیه که دارمش درسته به خاطرش از خیلی چیزا محروم شدم ولی همه اینا فدای یه تار موش. شکرت بابت دختری که بهم دادی ک امروز کلیی باهم مث دوتا ابجی بازی کردیم. خدایا بهم ابجی ندادی ولی منه ۲۴ ساله با دختر ۹ سالم مث ابجی میمونیم واسه هم .شکرت بابت همسر مهربون و با درک و فهمی که بهم دادی که تو این ۱۰ سال غریبی یبار نزاشت احساس غریبی کنم همیشه کنارم بود

تصویر
۱۵ پاسخ

اخی متنتو خوندم دلم باز شد❤️همیشه خوش باشید💚

آخی عزیزم انشالله همیشه خوش باشی چقدر باحوصله متن طولانی مینویسی منم سی سالمه ولی اصن نمیتونم اینجوری با چیزای کوچیک شاد شم خیلی سخ میگیرم از هیچی لذت نمی‌برم

عشقتون پایدار عزیزم
خدا بچه هاتم حفظ کنه برات

مو به تنم سیخ شد🥹😍
عزیزم خدا کنار هم حفظتون کنه انشاالله به جز خوبی هیچی از هم نبینید💝
الهی شکر که حال دلت کنار همسرت خوبه

عزیزمم😍خوشبخت‌ترین باشید کنار هم ان شاالله❤️خیلی خوبه که شکرگزاری، همینه که خدا به دلت نگاه میکنه❤️❤️

حرفای دلی خیلی از مامانارو به زبون اوردی واقعا زندگی تکراری شده به یه نفر که اینده خوب روزای خوب که قراره بیاد رو بهمون یاد اوری کنه لازم داریم بعضی روزا واقعا دلگیر با امید قابل تحمل میشه ❤

عزیززززم ❤️
منم آبجی ندارم دوتا دختر داد خدا بهم
ولی شوهرممم داداش نداره😂😂😐😐😔😔😱😱😱😱
🥺🥺🥺🥺

الهی شکرت ،خدایا شکرت برای این هسر خوب و فهمیده ای ک شما داری انشالله زندگیتون همیشه پراز شادی پراز عشششق عزیز دلم

خداروشکر عزیزم
ان شاالله ک همیشه سالم و سلامت و دل خوش باشید.

خداروشکر 🌹 همیشه به شادی عزیزم 😘❤️

خداروشکر عزیزم خوشحالم برات❤️❤️

چقدر قشنگ نوشتی
چقدر همسرت مثل همسر منه
و چقدر تو منی
انشالله همیشه خوش باشی

خوشبختترین باشین عزیزم برات آرزوی خوشحالی همیشگی دارم پایدار باشی 🥰🥰🥰

ای جانم دست همسرت درد نکنه،دخترت چندسالشع؟

خداروشکر برا زندگیت عزیزدلم 😍

سوال های مرتبط

مامان معین مامان معین ۱ سالگی
خدایا شکرت که تونستم و پسرم ۶ ماهه شد خدایا شکرت ازت ممنونم همیشه آرزو داشتم برای بچه منم بزنه ۶ ماه خدایا تو خیلی بزرگی خدایا خیلی ب من لطف کردی و لطف داری خدایا خودت از رحمت خودت دامن من رو سبز کردی در دوران بارداری کمکم
تونستم پشت سر بزارم از آزمایش‌ها ی هر ماه منو سر بلند بیرون آوردی خدایا شکرت که تونستم
خدایا شکرت که ب من توان دادی تا از پس زایمان بر بیام خدایا شکرت شکرت شکرت که از پس هزاران چالش زردی و آبسه سینه و بخیه زایمان عبور کنم کمکم کردی خدایا شکرت بابت نعمتهایی که بهمون دادی خدایا بابت هزاران لطفت ازت سپاسگزارم خدایا کمکمون تا در ادامه زندگی طعم خوشی و آرامش و پولداری را بچشیم خدایا کمکمون کن سقفی از خودمون بالای سرمون باشه خدایا شکرت بابت حال خوش زندگی و تن سالم خدایا کمکمون کن ما ب جز تو کسی رو نداریم خدایا دستمون رو بگیر تا بنده رو سفید تو باشیم آبروی ما رو بین بندهای حفظ کن سلامتی تندرستی و دل خوش بده تا در راه تو قدم برداریم ای ای پروردگار درهای رحمتت رو ب روی ما باز بکن
خدایا بابت همه چیز شکرت ممنون که تا اینجا همیشه پناهم بودی پناهم باش تا ابد
مامان ماهان و دوقلوها مامان ماهان و دوقلوها ۹ ماهگی
خدایا شکرت که امروزم به‌ خیر گذشت ..
خدایا شکرت که حال خودم و بچه هام خیلی خوبه🤩
خدایا شکرت که مث همیشه امروزم حضورت حس شد و من در ظاهر تنها از بچه ها مراقبت کردم ولی مراقب اصلیشون خود خودت بودی🤩
خدایا خودت گفتی صدام بزن ، با اینکه تنهام ، تنهات نمی‌زارم ❤️
قبل عید خیلی اذیت بودم با دوقلوها ، یه آپارتمان کوچیک پیش خواهرم گرفتم که افسرده نشم و زود زود بیاد بهم سر بزنه
زهی خیال باطل . خواهر درگیر شعار دادن به نفع جمهوری اسلامی شد و شبا کلا بیرون سپری کرد . روزام خسته و بخواب
دو روز پیش ازم پرسید در مورد واکسن بچه ها ، گفتم یکشنبه دارن گفت میام باهم بریم
امروز خودشو زد کوچه علی چپ ، اصلا زنگم نزد
صبح یاعلی گفتم و به پسرم گفتم با باباش تماس بگیره مرخصی ساعتی بگیره دوقلوها رو واسه واکسن ببریم .. باباش اومد ، مهرسام رو گذاشتم رو صندلی که براشون خریدیم . مهراد رو بغلم نشوندم .. رفتیم واکسن رو زدیم و برگشتیم .. کلی هم تو جاده عشق کردیم و آهنگ شاد گوش دادیم
قطره استامینوفن چهارساعتی هم دارم میدم . ماشاالله که فعلا عالین
امشبم ممکنه یه کوچولو بیشتر از همیشه بیدار باشم تا بچه ها رو از نظر تب کنترل کنم .. امشب سعی میکنم یه مامان پر انرژی در کنار دوقلوهام باشم🤩
خدایا منو ببخش که گاهی یادم نمیره در مقابل مشکلات کوچیک، خدای بزرگی دارم 🥰 چند وقت پیش الکی الکی به افسردگی نزدیک بودم با زرنگی خودمو کشوندم بیرون
خدا رو شکر همه چی آرومه و من یه مامان پر انرژی م🤞