۴ پاسخ

الهییییی. این متنی که نوشتی برام یه تلنگر بود و چقدر به موقع خوندمش. خدا کوچولوهامونو واسمون حفظ کنه. دختر منم همه امید منه😍😍😍

الهی😍خدا ببخشه برات😍ب شرط اینک بزاره کش ببندی و موهاشو دست بزنی😁😁

خداحفظش کنه برات عزیزم

آخ خدااااا🫶🫶🫀🫀♥️♥️
دختر ناز ماه

سوال های مرتبط

مامان معین مامان معین ۱ سالگی
خدایا شکرت که تونستم و پسرم ۶ ماهه شد خدایا شکرت ازت ممنونم همیشه آرزو داشتم برای بچه منم بزنه ۶ ماه خدایا تو خیلی بزرگی خدایا خیلی ب من لطف کردی و لطف داری خدایا خودت از رحمت خودت دامن من رو سبز کردی در دوران بارداری کمکم
تونستم پشت سر بزارم از آزمایش‌ها ی هر ماه منو سر بلند بیرون آوردی خدایا شکرت که تونستم
خدایا شکرت که ب من توان دادی تا از پس زایمان بر بیام خدایا شکرت شکرت شکرت که از پس هزاران چالش زردی و آبسه سینه و بخیه زایمان عبور کنم کمکم کردی خدایا شکرت بابت نعمتهایی که بهمون دادی خدایا بابت هزاران لطفت ازت سپاسگزارم خدایا کمکمون تا در ادامه زندگی طعم خوشی و آرامش و پولداری را بچشیم خدایا کمکمون کن سقفی از خودمون بالای سرمون باشه خدایا شکرت بابت حال خوش زندگی و تن سالم خدایا کمکمون کن ما ب جز تو کسی رو نداریم خدایا دستمون رو بگیر تا بنده رو سفید تو باشیم آبروی ما رو بین بندهای حفظ کن سلامتی تندرستی و دل خوش بده تا در راه تو قدم برداریم ای ای پروردگار درهای رحمتت رو ب روی ما باز بکن
خدایا بابت همه چیز شکرت ممنون که تا اینجا همیشه پناهم بودی پناهم باش تا ابد
مامان 𝒎𝒆𝒉𝒓𝒂𝒅👶 مامان 𝒎𝒆𝒉𝒓𝒂𝒅👶 ۱۳ ماهگی
چقد بعضی وقتا ما مامانا با یه تغییر کوچیک روحیه میگیریم
انقد چند وقته زندگیمون تکراری و یکنواخت شده که با کوچکترین تفریحی دلمون باز میشه کلی انرژی میگیریم
صب بیدار شدیم دیدیم یه کوچولو برف کرده شوهرم و دخترم رفتن بیرون تا موقع بیان آفتاب زد هوا گرم شد اومدن شوهرم گف حاضر شو ببرمت بیرون دلت باز شه .گفتم مهراد سرما میخوره گف من تو ماشین نگهش میدارم شما برین بازی کنین بگردین .رفتیم خیام هیچکیییی نبود فقط من و دخترم بودیم .شوهرم تو ماشین نشست مهرادو نگه داشت منو فاطمه رفتیم بازی کردیم. تاب و سرسره تونلی سوار شدم 😂رو برفا دراز کشیدیم. قلب کشیدیم رد دست درست کردیم گلوله برفی زدیم به هم .کلی تو برفا دوییدیم. عکس گرفتیم. اصن انگار دلم باز شد با همون بیس دیقه انقد انرژی گرفتم انقد بهم خوش گذشت خدا میدونه .شوهرم میگه حس میکنم حالت خوب شد حق داری میدونم روزات خیلی تکراریه ک با این چیزا کوچیک خوشحال میشی ولی ماه دیگه رو تحمل کنی دیگه تمومه .هوا گرم میشه کم‌کم مهراد بزرگتر میشه من بیشتر میتونم کمکت کنم .میریم روستا تعطیلات .میریم خرید عید بعدشم ک دیگه بهاره بچه هم بزرگه دیگه راحت میشی .
چقد حرفاش دلمو اروم کرد چقد خوشحال شدم ازینکه درکم میکنه .
. خدایا شکرت بابت همون دلخوشیا کوچیک .بابت خانواده ای که بهم دادی. بابت پسر قشنگم ک امسال اولین زمستونیه که دارمش درسته به خاطرش از خیلی چیزا محروم شدم ولی همه اینا فدای یه تار موش. شکرت بابت دختری که بهم دادی ک امروز کلیی باهم مث دوتا ابجی بازی کردیم. خدایا بهم ابجی ندادی ولی منه ۲۴ ساله با دختر ۹ سالم مث ابجی میمونیم واسه هم .شکرت بابت همسر مهربون و با درک و فهمی که بهم دادی که تو این ۱۰ سال غریبی یبار نزاشت احساس غریبی کنم همیشه کنارم بود