۱۳ پاسخ

شرایط من سخت ترم‌هست شوهرم شغلش جوری دوهفته‌گاهی سه هفته نیستش او تایمی که پیشمونه هم باز درگیر کاراشه واقعا بعضی وقتا خیلی اعصبانی میشم‌که‌همه چی رو منه ولی نهایت به این میرسم اون طفلیم واسه‌ما داره زحمت میکشه اینجوری خودمو قانع میکنم🙄

منم همینم شوهرم تایم کمی خونست،اسما نزدیک مادرم هستم اما کمک که نیست سربار و تو مخی هم هست،خداقوت

عزیزم خدا قوت و صبرت بده

وا خواهر من چی بگم شوهرم در ماه پنج روز می‌تونه بیاد خونه؟
بچم رفلاکس داشت
کولیک داشت
الآنم پروسه دندونه
خودمم اوایل دانشجو بودم ترم آخر و با واکسن ۶ ماهگی دخترم تموم کردم
سرما میخوره چیزی خودم میبرمش دکتر و میارم
واکسن اش همینطور

منم تقریبا از مامانم اینا دورم شوهرمم از صبح میره وقتی میاد بچه ها خوابن منم خیلی خسته میشم اکثر روزا کم میارم واقعا چیکارمیشه کرد جز تحمل😿

عزیزم سخته

عزیزم اخیی ناراحت نباش من دو قلو دارم تنها بزرگ میکنم رفلاکس مگه تا نهایت ۹ ماهگی نیست ؟؟

عزیزم خدا قوت همسرت نظامی هست.

خدا کمکت کنه واقعا سخته منم شوهرم صب میره غروب میاد

اکثرا وضعمون همینه من که باشه هم خودمو حرص نمیدم فکر میکنم نیست چه میشه کرد

منم همینم دیروزم ک یکم دردو دل کردم میگه پس بقیه چیکار میکنن دیگ روان نمونده برام رسمن شدم یه ربات ک ۲۴دارم خدمات میدم

عزیزم
خدا قوت
همه همینن خواهر شواهر هم بیان طفلیا خستن از کار

مامانت اینا نیستن؟

سوال های مرتبط