۸ پاسخ

عزیزم من دیدم ی روانشناس میگفت نباید ب بچه یاد بدین از وسیله هاش بگذره و بده ب دیگران بعدا یاد میگیره ک خودش اولویتی ندارع و راضی کردن بقیه مهم تره اینجور مواقع بگو اسباب بازی دخترمه و بهش عادت داره و پسش بگیر ن با خواهش چون دخترت میبینه و یاد میگیره
حتی می‌گفت وقتی وسیله ایی عمومیه مثل تاب یکی دیگه میگه من بازی کنم هم ب بچه خودت و هم اون بگو پنج دقیقه بازی کنه نوبت توعه و بعد پنج دقیقه پیادش کنه

پسرمن نه اسباب بازی نه وسایلش دست هیچ کسی نمیده خودشم مال هیچ کسی نمیگیره جایی بریم خودش روباسیم یاوسایل خونه سرگرم میکنه یادنبال بچه هامیرومیاداصلاوسایلشون رونمیگیره بس بزاریادبگیره وسایلش براش اولویت دارن اجازه نده اذیتش کنن وکسی هم میادنگوبزارباوسایلت بازی کنه اشکالی نداره

اصلا نباید به بچه بگی وسیله تو بده بکس دیگه ای اگه ازش گرفتن خودت برو پس بگیر بعد بهش یاد بده بکسی وسیله نده

به دخترت بگوبرو خودت از دوستت ماشینت روپس بگیر،تایادبگیره ازحقش دفاع کنه

باز هم اگه اینترنت ها وصل شد از چت جی بی تی بخواه جواب سوالتو با استناد به کتابای تربیت کودک بده تا راه درستو بری یا اگه میتونی کتاب بخر بخون

راهکاری ندارم ولی اسماشون خیلی به دلم نشست😅😍

منم به فکر فرو بردی واقعا نمیدونم راه درست چیه
خودم پس بگیرم
دخترم پس بگیره؟
چطوری پس بگیره ؟
چطوری یادش بدم

اگه بچت خواست محترمانه برو ازش بگیر

سوال های مرتبط

مامان مو فرفری جان مامان مو فرفری جان ۱ سالگی
وای مامانا دلم میخاد بشینم گریه کنم دیگ جدیدا گریه م نمیگیره و میریزم تو خودم و داغونم
پسرم خیلی شیطون شده انگار جهش رشدی داشته
بیش از حد خرابکار پر سر و صدا کم خاب
کاش شیطونی میکرد با اسباب بازی هاش بازی میکرد کلی اسباب بازی بزرگ و کوچک ماشین دوچرخه تا ریز میزا
ولی تنها کاری ک می‌کنه دکمه لباسشویی کنده
با شمشیرش همه ظرف شسته های روی سینک و ریخت شکوند
باز گفتم خداروشکر خودش آسیب ندید
تو حموم می‌گفت نمیشینم کلی اسباب بازی بردم مجبورش کنم بشینه اینم بخیر گذشت تا نیم ساعت پیش
می‌گفت آب میخاد تو لیوان ریختم هرکاری کردم گفت خودم بخورم خدایی سی ثانیه نشد دادم دستش دویید رفت رو سرامیک آب ریخت با همون از پشت کله سر خورد ینی نصفه جون شدم مردم زنده شدم سکته کردم قلبم ایستادددددد..... چیکار کنم چرا اینجوری می‌کنه چجوری کنترلش کنم
کل روز همینه فقط خراب کاری و کارای اشتباه و خطرناک می‌کنه
ب باباش گفتم هر شب شام میری تا یک شب هستی
امشب ما هم بیایم این بچه یکم تو مراقب باش یکم من تو حیاط بازی می‌کنه تو مسجد میدوعه انرژی ش تخلیه بشه نمیتونم تو خونه نگه دارمش گفت ن گذاشت رفت ........ خونه مامانم میریم اونا هم انگار بچه ندیدن داداشم ده سالشه از بچه منم شیطون تره اونوقت میگن چرا جیغ میزنه همه چی و دست میزنه البته میگن ک ما نریم یا کمتر بریم
خب چ غلطی کنم هیچکسی نیست کمکم