۱۶ پاسخ

یه مدت نرو جایی
یه ۱۰ روزی باهاش بازی کن وقت بگذرون بزار مامانشو بشناسه تشخیص بده از بقیه وقتی زیاد میری اوناهم نوشونه بغلش میکنن کمتر تو بغلت خودت میمونه

دلارا ام بغل شوهرم بود گوشی حرف میزد کمی بلند صحبت کرد دلارا ترسید گریه کرد تا چند روز نمیخواست بره بغل باباش شاید ترسیده باشه

عصبی نمیشی سرش داد بزنی یا .....

سلام عزیزم عمم اینطوری بود دقیقا همینطور که تو میگی
بریم پیش یه دعا نویس براش دعا کرد خوبه خوب شد الان ۵ سالشه عاشق مامانشه

ببرش پارک تاب بازی کنه زیاد بغلش کن بهت وابسته میشه

پسر منم وقتی بقیه هستن بغل من نمیاد خانواده شوهرم مخصوصا هستن هلاکه برای اونا بخاطر اونه دیگ‌نمخام بدم ببرن خونشون تنهایی، در صورتی که که من سرکار میرم ی شیفت پیشه مامانمه ی شیفت‌پیشه‌مادرشوهرم

ناخواسته رفتاری نداشتی ک بچه بترسه ازت؟

عزیزم چون همش پیشته مطمئن از تو ک همیشه هستی یکی دیگه ک ببینه میره سمتش منم پسرم اگ باباش خونه باشه همش سمت باباشه یا به خواهرش اویزون میشه

بچه منم اینجوریه😭😭😭میفهممت

😢😢😢خیلی حس بدی بهت دست میده ولی الان خیلی سنش کمه بعدا درست میشه، تو خونه باهاش خیلی بازی کن و بخندونش و شادش کن❤️

خودت نمیدونی دلیلش چی میتونه باشه

حس بدیه حق داری اماانشالله درست بشه
برعکس من دخترم اینقدوابستمه تا میبینم گریه ک بلندم کن همش بغل میخواد کمر و گردن نمونده برام بعدآخرهمسرم میگه توکونت گشاده ک کارای خونتو نصفه نیمه انجام میدی نگو بچه نمیزاره

مگه میشه ؟

والا نمیدونم چی بگم

ای بابا

عجیبه واقعا

سوال های مرتبط

مامان Delarose🎀🫧 مامان Delarose🎀🫧 ۱ سالگی
مامانا شما از روازای اول زایمانتون خاطره خوب دارید یا بد 🤕!!!
من خودم روز زایمانم خیلی قشنگ بود خیلی حس خوبی بود برام
جوری ک دوسدارم هر روز تجربش کنم حسی قشنگتر از اون لحظه من تو زندگیم ندیدم و همیشه دلتنگ اون روز هسم 🫧🤍
ولی….. فردای اون روزی ک اومدم خونه..
امان از آدمایی ک هیچ درکی هیچ فهمی هیچ شعوری ندارن…
یادمه وقتی اومدم خونه اطرافیان ک عیادت میومدن از دخترم ایراد میگرفتن ک وای چرا بچه اینقد ریز و لاغره وای تیره پوستش
برای منی ک اولین باااره مادر شدم اولین تجربه زندگیمو خراب کردن قشنگترین حس مادرانمو ازم گرفتن منی ک شب و روزم شده بود گریه بعد از رفتنشون حتی دلم نمیخواس ب بچم نگاه کنم
یادمه یکی از آشنای شوهرم ک مثلا تحصیل کرده بود میگف
وای نگاه کن چرا اینقد درازه ،پاهاش دختر بچه بزرگ بشه سایز کفش براش چی
بعد این حرف دیگ بغضمو جلوی مامانم شکوندم زدم زیر گریه ب هق هق اوفتادم مامانم همینجوری با من گریه میکرد میگف نمیبخشم این آدم و ک اینجوری دل بچمو شکوند ک اولین بااره مادر شده
من تا اونجا رسیدم ک ب مامانم میگفتم ب شوهرم میگفتم بچه رو از خونم ببرین من نمیخوامش دیگ 🥲