من یهو گریه اممیگیره از یه طرفیم دلم برای بچم میسوزه میگم گناه این بچه چیه...
خیلی ناراحتم از اینکه زندگیم دیگه مثل قبل نیست وقتی بچه تر بودم کلا رویاهای دیگه داشتم و از اینکه یه زن خانه دار باشم متنفر بودم حالا وسط همین جهنم دارم زندگی میکنم...به روی خودم نمیارم ولی واقعا داغون شدم دیگه هیچی مثل قبل زایمان نیست...نه بدنم نه صورتم نه خونه زندگیم نه حتی خودم...قبلا اگه روزی یه بار دوش نمیگرفتم آروم نمیشدم الان حتی وقت یه دوش گرفتن ساده هم ندارم...فقط امیدوارم این روزا زودتر تموم بشه و با همه اینها جونم برای بچممیره🥲
هیچی فقد بسپار زمان من که خیلی افسرده بودم کم کم بهتر میشم
اول از همه یه قران کنارت باشه هر لحظه که حس کردی افکار منفی میاد ذهنت بردار چندتا آیه بخون دوم حتما به همسرت این قضیه بگو چون خیلی تاثیر گذاره باهاش حرف بزن...تو استرس و ناراحتی داشته باشی از شیرت که بچت میخوره کولیکش زیاد میشه
منم گرفتم همش استرس اینادارم بچم سینموول کنه اصلاخوشحال نیستم دلم میخادفقط گریه کنم بااین که شوهرم خیلی کمک خالمه
هیچی هر لحظه بغضمو قورت میدم چون دورم شلوغه نمیتونم گریه ام کنم خیلی حس بدیه مخصوصا وقتی بچه ت گریه میکنه بغض دنیا میریزه تو دلم
من اگ همسرم کمکم نمیکرد الان ی روانی بودم بچه رو نگه میداره منم ب همه کارهام واشپزی میرسم واقعا اگ نبود تاالان بریده بودم خیلی کمکم میکنه
هر لحظه که خسته شدی یا حس ناخوشایند داشتی اصلا خودتو سرزنش نکن ، انگار که میخوای به یکی دلداری بدی ،ب خودت بگو و تکرار کن که : همه چی اوکی میشه ، زمان درست میکنه همه چیو ،به خودت زمان بده
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.